صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > مدارا برای بازگشت به قدرت! نگاهی به سخنان مشاور میرحسین موسوی در دانشگاه ام آی تی , (...)

مدارا برای بازگشت به قدرت! نگاهی به سخنان مشاور میرحسین موسوی در دانشگاه ام آی تی , حسن زارع زاده اردشیر, فعال حقوق بشر و روزنامه نگار

شنبه 25 ژوئن 2011

شاید هیچکس مانند شورای هماهنگی راه سبز امید و شخص آقای امیر ارجمند نمی توانست آقای موسوی را که تلاش می کرد از جنبش عقب نماند ، اینقدر دور از جنبش سبز نشان دهد ! هر گفتار و هر عملکرد ایشان به عنوان سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید (که روشن نیست از چه افرادی تشکیل شده است) بخشی از افراد و گروههای مردد را نسبت به هدفی که او و حلقه این شورا در پیش دارد، آگاه تر ساخته و از سران اصلاح طلب دورتر می سازد.

آقای اردشیر امیرارجمند در آخرین گفتار خود در دانشگاه ام ای تی سخنانی گفتند که مرور آنها نیات باطنی گروه خود را منعکس می کند و چون عکس العملی از آقای موسوی مشاهده نمی گردد ، بنظر باید نظریات مشاور اولشان را از طرف خود ایشان دانست. درست است که آقای موسوی در حصر است ولی پذیرفتنی نیست هیچ اظهار نظری نکنند ، زمانیکه زندانیان تحت شدید ترین سرکوب در زندان اوین با بیانیه هایشان عکس العملهای امیدوارانه نشان می دهند . آقای ارجمند می گوید ؛ پرهیز از خشونت ضرروت هایی دارد مانند "مدارا" و ادامه می دهد که خشونت گرایی ( از سوی اقتدار گراها ) نیروهای حساس و خصوصا جوانان را تحت تاثیر قرار می دهد تا مقابله به مثل کنند و قانع کردن این قشر برای ادامه حرکت مسالمت آمیز چیزیست که ما با آن مواجه هستیم !؟ ایشان گرچه دفاع شخصی جوانان را به اشتباه خشونت متقابل می نامد و درک صحیحی از حرکت مسالمت آمیز ندارد ، هدف اصلی خود را در پشت کلماتش پنهان می کند که آری جوانان اگر کتک خوردید و شکنجه و تجاوز شدید و به زندان افتادید ولی آرام باشید تا ما ( ؟ ) بتوانیم "مدارا" کنیم و این ما که حتما جوانان نیستند بتوانند با کنترل آنها چراغ سبزی به رهبری بدهند تا با گروه ایشان مدارا کنند ! این شورا و دوستان متحدش همچون مهاجرانی و کدیور در خارج کشور و رفسنجانی و خاتمی در داخل کشور که به دنبال "مدارا" و کسب امتیاز از جناح حاکم هستند، فراموش کرده اند که جوانان و مردم بیش از دو سال در سرکوب شدید بوده و کشته ها داده اند ، ولی آنها همچنان دنبال خلع رییس دولت که امروزه مغضوب شده ، هستند و نمی خواهند بپذیرند که جوانان و مردم دیگر از رهبری و نظام عبور کرده اند!

بی دلیل نیست که می گویند دروغگو کم حافظه است، چرا که ایشان سخنان خود را چنین ادامه میدهد که ؛ آنچه امروز به آن نیاز داریم قوه ابتکار جوانان ما است و جوانان خیلی بهتر از من جنبش را تحلیل می کنند و این باعث افتخار ما است! روشن نیست این ( ما ؟ ) کیست که هم دغدغه حساس بودن جوانان را دارد و هم به روشن بینی آنها افتخار می کند ، پس نگرانی در چیست و چرا جوانان را می خواهید کنترل کنید تا رهبری جازه پست ریاست دولت را به شما ( ما ؟ ) بدهد؟ مشکل نیست که منظور ایشان از "طرف مقابل" و یا "نیروهای اقتدار گرا" را تشخیص داد که تنها رییس دولت و بخش سپاه حامی وی مد نظر است ، چرا که رفسنجانی در حال مذاکره با بخش دیگر اصولگرایان برای حذف آن جناح فعالیت می کند.

زمانیکه ایشان در سالروز انتخابات ( بقول ایشان و سالروز سرکوب بقول جوانان ) حذف نظارت استصوابی را درخواست می کنند و قانون اساسی را مورد تایید جنبش می دانند، دیگر تقلب وسیع و سرکوب شدید را منکر شده و فضا را برای انتخابات آماده می بینند ؛ جالب اینکه شخص ایشان قانون اساسی را دموکراتیک نمی دانند و وقاهت از این بیشتر نمی شود ! از اینجا هدف اصلی ایشان ( ما ؟ ) روشن می شود که این ۴ سال را هم به رهبری گذشت نموده و از ایشان میخواهند که در انتخابات مجلس و دولت بعدی نظارت استصوابی برداشته شود تا ایشان ( ما ؟ ) قول دهد تنور انتخابات را داغ و جوانان و مردم را خام کرده و به شور و شوق وادارد ! به این ترتیب باید گفت بی علت نیست که آقای خاتمی، رییس بنیاد باران (؟) و آقای عطا الله مهاجرانی مدافع ریاست جمهوری مادام العمر رفسنجانی، از الطاف رهبری صحبت کرده و بخشش را پیش می کشند، چرا که آنها به نمایندگی از مردم قول می دهند تا به محض بخشش رهبری ، مردم کشته ها ، شکنجه ها ، تجاوز ها و اعدامها را فراموش کنند، گویی اتفاقی نیفتاده است و رژیم خونی نریخته و شکنجه ای نکرده است.

آقای امیر ارجمند در سخنانش با زبان ملایم که حکومت بفهمد از اعتصاب می گوید تا هم رهبری را به مصالحه کشانده و هم ادعای خود ( ما ؟ ) را در کنترل جامعه نشان دهد ، غافل از اینکه نه تنها جوانان با هدف آنها آشناست بلکه زنان ، کارگران ، اقوام ، مذاهب و سایر اقشار و اصناف از مدتها قبل آنها را می شناخته و به آنها ( ما ؟ ) اعتمادی ندارند ، گرچه رهبری نیز حاضر نیست دوباره در دام آنها و رفسنجانی اسیر گردد.

نکته دیگر که وقاهت ایشان را در ادامه روشن تر می کند، در آنجاست که از جنایات سال ۶۷ صحبت می کند که حتما جنایات قبل از آن سال مورد تایید همه بوده است؛ "آقای مهندس موسوی در آن هنگام نخست وزیر بوده و عضو قوه قضاییه نبوده و بنا به گفته خودشان بی خبر بوده اند. من این سوال را از مهندس موسوی پرسیدم که با توجه به اینکه مطلع نبودید چرا پس از اطلاع استفا ندادید، ایشان ظاهرا استعفا داده بودند ولی همچنان سر کار بودند". زنده باد! دفاع از این عالیتر نمی شود. بالاخره روشن نیست چرا وزیر اطلاعات وقت که درگیر این جنایات بود هیچگونه اطلاعی در گزارش های روزانه به نخست وزیر نداده بود ، درحالیکه حتی مردم کوچه و بازار نیز از جریان خبر داشتند. چگونه ممکن است که آقای موسوی "نخست وزیر مورد تایید امام" که ایشان را بر رهبر فعلی ترجیح می داد از آن جریان و قتلهای سالهای ۶۰ - ۶۷ نیز خبر نداشته باشد. موضوع اصلی در اینجا زیر سوال بردن آقای موسوی نیست بلکه فریب دادن افکار عمومی توسط اقای امیرارجمند و دوستانش است که جنبش را مصادره کرده اند و آقای موسوی نیز باید در زمان لازم درباره قتل ها پاسخگو باشد. در واقع سخن اینجاست که این دفاع آقای ارجمند باعث می شود که آقای موسوی بیشتر زیر سوال برود و ذهن ها بیش از گذشته نسبت به این موضوع حساس شود. جالب اینجاست که حتی آقای موسوی اردبیلی که آن زمان در راس دستگاه قضا بود خودش را پاک می داند. به نظرم حتی عوامل دست چندم حکومت نیز که شاید از موضوع اطلاعی نداشته اند، پس از انتشار نامه آقای منتظری در بی بی سی پس از قتل عام های ۶۷ دیگر نمی توانند ادعا کند که از این جنایت ها آگاه نبوده اند.

اگر سخنان امیرارجمند را بپذیریم و البته دیگران را نیز مصون بدانیم و ما هم بگوییم که این تنها خمینی بود که دستور قتل عام فوری زندانیان سیاسی را داده، پس چرا سران اصلاح طلب می خواهند "دوران طلایی خمینی" را زنده کنند و آیا این دوران طلایی به این قتلها نیز باز می گردد که موجب کشتار مخالفان شده و دسترسی به قدرت انحصاری را برای این دوستان ( ما ؟ ) آماده کرده بود؟ بی جهت نیست که بودجه کلانی، که شاید منبع آن اگر خارجیهای طرفدار نباشند رفسنجانی متقبل نموده باشد، برای راه اندازی جریانات ، سایتها و رسانه های شورای سبز راه امید اختصاص یافته، تا اخبار و تحلیلهای روزانه داخل را در انحصار رسانه ای خود قرار دهند و به این ترتیب با فریب نشان دهند که موج سبز در اختیار آنهاست و هم به غرب ثابت کنند که بهترین گزینه برای جانشینی دولت فعلی هستند. ملاقات امیر ارجمند که با دیگر اپوزیسیونها نمی نشیند اما با لابی های طرفدار مذاکره غرب با دولت ایران می نشیند ناشی از همین حرکت است.

دانشجویان و جوانان و اقشار مختلف مردم ایران بهوش هستند که این حرکتهای مشکوک یا برای حفظ رهبری و تغییر دولت فعلی است و یا هدف حفظ نظام با پوشش سایر افراد شرکت کننده است تا جنبش بپا خسته را برای استقرار و تحکیم جناح دیگری از نظام فریب داده و عمر حکومت استبدادی را تداوم دهند. دانشجویان و جوانان با اقدامات شجاعانه خود در اعتراضات دانشگاهی و خیابانی و شعار ها و خواسته های خود همواره نشان داده اند که با خط "مدارا" و سازش میانه ای ندارند و با فرهنگ مبارزه نیز آشنایی دارند. جوانان به دنبال استفاده از ظرفیت ها می گردند و نه اطاعت کورکورانه!

کپی رایت © 2020 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0