صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > شاه کلید جنبش سبز در انتخابات , حسن زارع زاده اردشیر فعال حقوق بشر و روزنامه (...)

شاه کلید جنبش سبز در انتخابات , حسن زارع زاده اردشیر فعال حقوق بشر و روزنامه نگار

چهار شنبه 20 ژوئيه 2011

بحث های انتخاباتی این روزها توجه بسیاری را به خود جلب کرده است بطوریکه عده ای همچنان با علامت سوال روبرو هستند. و این در حالی است که جمهوری اسلامی ثابت کرده است که انتخابات در ساختار آن تنها انتصاباتی با هدایت راس نظام است، پس باید پاسخ را از این زاویه بیابیم که فرد یا گروه داوطلب چه سیاستی را دنبال می کند؟ در اینجاست که تجربه های گذشته و نیز بحث اصلاح پذیری نظام جمهوری اسلامی مطرح می شود.

رژیم در ۳۱ سال و نیم گذشته همیشه توانسته است با ترفندهایی از جمله انتخابات، جنگ، سازندگی، اصلاحات، اصولگرایی، انرژی هسته ای، یارانه و موارد دیگر افراد و گروهها را مشغول تزهای خود کند و در نتیجه اندیشه تغییر و ایجاد گفتمان دیگر را به بحثی فرعی تبدیل نماید. باین ترتیب حکومت توانسته است افراد و گروههای روشنفکر را بدنبال خود بکشید و از آنجائیکه اهرمهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی را در اختیار دارد، موفق شده است تا با ایجاد جو در جامعه، مردم را حیران و سرگردان به امید تغییری هرچند ناچیز نگاه دارد. در این میان چهره هایی بوده اند که همواره تلاش داشتند حققیت فضای سیاسی اجتماعی را برای مردم روشن و افشا کنند که بلافاصله توسط رژیم با محدودیتهایی روبرو شده و یا زندانی و در مواردی کشته شده اند. در واقع جمهوری اسلامی تلاش می کند از سویی با سرکوب نهادها و افراد پیشرو مدافع آزادی و دمکراسی و از طرفی دیگر راه اندازی فضای دروغین سیاسی به داغی تنور انتخابات دامن بزند.

در زمان انتخابات همواره خلاء حضور نهادهای مدنی آزاد ملموس است. سرکوب و سایه سنگین خفقان اما نتوانسته است بخشی از نیروهای پیشرو را از صحنه خارج کند. همانطور که انتظار می رود فعالان دانشجویی پیشرو و حتی آن دسته که زمانی مدافع جناحهایی از حکومت بودند، به دلیل ویژگی های فعالیت های دانشجویی، بار علمی خود و پیشتاز بودن در جامعه، توانستند بصورت انبوه پرده از ترفندهای انتخاباتی سران رژیم بردارند و با نشان دادن مخالفت خود در برابر رژیم حضور تشکیلاتی و موثر خود را نهادینه کنند.

دانشجویان بعنوان گروه بیشمار و متمرکز پس از کش و قوسهای فراوان توانستند رژیم را به چالش کشیده و با شرکت موثر خود، انتخابات سال ۷۶ را بسود اصلاح طلبان رقم بزنند تا فضای سیاسی را دگرگون سازند. باز این دانشجویان و فعالان دانشجویی بودند که در طول دو سال از زمان دوم خرداد به افشای سیاست های رژیم پرداختند و اعلام کردند که اصلاحات سرابی بیش نیست. تاسیس جبهه متحد دانشجویی و در ادامه ایجاد جبهه دموکراتیک ایران به دبیر کلی مهندس حشمت الله طبرزدی در همین راستا بود تا نیروهای مستقل ششکل بگیرند و فارغ از جناح بندی های حکومتی به افشای رژیم بپردازند. همچنین دانشجویان دفتر تحکیم وحدت نیز به مرور به صف ساختارشکنان پیوستند و رویکرد دری از قدرت را اتخاذ کردند. روشن بود که حکومت حتی با چهره اصلاح طلبی نمی توانست عبور از خط قرمز نظام را تحمل نموده و بدین ترتیب واقعه بزرگ ۱۸ تیر و دستگیری اعضای جبهه متحد دانشجویی و طرفدارانش آغاز گردید و همچنان بهروز جاوید تهرانی و حشمت الله طبرزدی و تعداد دیگری از فعالین همچنان در زندان به سر می برند. از دگر سو دانشجویان تحکیمی نیز امروز در زندان های رژیم هستند و نشان داده اند که جنبش دانشجویی ایران امروز یکصدا در برابر جناح های حاکم و نیز سابق حکومتی قرار دارد.

دانشجویان به روشنی دلایل ساختارشکن بودن خود و عدم اصلاح پذیری رژیم را با نوشته ها و مبارزاتشان ابراز کرده اند. اگر دانشجویان نسل جدید که با شرکت در انتخابات سال ۸۸ برای بار آخر رژیم را محک زدند و به دنبال تغییر فضا از طریق انتخابات رفتند، اما سرمایه گذاری آنها بر روی چهره های اصلاح طلب برای رسمیت بخشیدن به رژیم نبود بلکه می کوشیدند تا در اقدامی تاکتیکی برای تغییر فضا و تقویت فعالیتهای خود قدم بردارند. تفاوت اندیشه و پیشرو بودن دانشجویان که در سال ۷۸ ساختار نظام را زیر سوال بردند با سران اصلاح طلب داخل و خارج کشور که همچنان نور کور سویی را برای رسیدن به قدرت و حفظ نظام دنبال می کنند، نشان از راه درستی دارد که جنبش دانشجویی در پیش گرفته است.

حال باور کردنی نیست که گروهی از سران اصلاح طلب که از فضای سرکوب مردم پس از انتخابات و نیز سرکوب وحشیانه دانشجویان آگاهی دارند و به خوبی درک کرده اند که رژیم به راحتی انتخابات را به انتصابات تبدیل کرده و حتی به خودی نیز رحم نمی کند همچنان خواستار شرایطی از حکومت سرکوبگر برای شرکت در انتخابات هستند. زمانیکه با گذشت بیش از ۳۱ سال هنوز کسانی هستند که با وجود سرکوب وحشیانه مردم و فعالان مدنی و اجتماعی و کشتار مبارزان بدلیل مخالفت در نتایج آرای انتخابات جعلی سال ۸۸، شرکت در انتخابات را توصیه می کنند، تنها چیزی که به ذهن متبادر می شود منافع آن افراد است که می خواهند وارد صحنه انتصابات ریاست جمهوری و مجلس شوند و سهمی از ولایت فقیه دریافت کنند.

زمانیکه رفسنجانی می گوید بدیلی برای ولایت فقیه و خامنه ای نمی شناسم و اسلام نیازی به تحمیل ندارد و فضای بسته مانع اسلام حقیقی است، اگر نتوانیم رضایت اکثریت مردم را با خود حفظ کنیم تاریخ نشان داده که موفق نخواهیم بود و آینده روشنی بهمراه نخواهیم داشت. زمانی که خاتمی از شرکت در انتخابات و عفو رهبری صحبت می کند و با فشار افکار عمومی اعلام می کند که اگر انتخابات آزاد نباشد در آن شرکت نمی کند. زمانی که کواکبیان و منتجب نیا از سران اصلاح طلب با محکوم کردن یاران سابق خود و جنبش سبز ناجوانمردانه به انتخابات بعدی فکر می کنند، باید که فرمانده سپاه پاسداران از محمد خاتمی و سایرین که خط خود را از برخی رفقایشان جدا کرده و آنها را محکوم می کنند، به شرکت در انتخابات دعوت کند! زمانیکه محمد رضا خاتمی که بدلیل خط مشی خود مانند سایر یاران، طعم تلخ زندان را نچشیده است دوباره بصدا آمده و از شرایط انتخابات سخن می گوید، دیگر از مهاجرانی، کدیور، امیر ارجمند و سایر سخن گویان رفسنجانی ( و نه حتی سخنگویان آقایان موسوی و کروبی) انتظار می رود تا با سایتها و رسانه های بیشمار خود در خارج بر طبل انتخابات بکوبند. بی جهت نیست که احمدی نژاد با پوشش ایرانی گری و ضد روحانیتی خود قصد حکومت داشته و می گوید دولتهای منطقه با ایجاد اصلاحات می توانند کشورشان را اداره کنند. اگر آقای واحدی از اینهمه سیاست بازی آشفته می شود و خود را اصلاح طلب نمی داند و انتظار نمی رود که خط اصلاح طلبی را کاملا زیر سوال ببرد، از آقای تاجزاده که سختی زندان را در کمال نا باوری از دوستان سابق خود چشیده و همچنان زیر تیغ آنها قرار دارد باید انتظار داشت که دیگر از شرکت در انتخابات با همه شرایطی که بعدا زیرپا گذشته می شود، بحثی به میان نکشد ! چگونه می توان از شرایط انتخابات سخن گفت و به رهبری که رییس جمهور منتخب خود را با آن تقلب میلیونی به رفسنجانی یار ۴۰ ساله خود ترجیح داد و در حال حاضر وی را مفتضح کرده، اعتماد کرد، گرچه این ترجیح منافع از مرگ خمینی باین طرف سیاست همه سران جمهوری اسلامی بوده است! چگونه می توان به فرماندهان سپاهی که اکنون بخش وسیعی از قدرت را در دست دارند و اکنون همه سران رژیم از رییس قوه قضاییه و نمایندگان مجلس و روحانیون از آنها حمایت می کنند، اعتقاد داشت که به شرایط قبل از انتخابات عمل کنند!؟ بیخود نیست که فرزند مطهری از مجلس بعنوان دفتر رهبری نام برده و عماد افروغ می گوید که هر روز تصورمان از انقلاب و ولایت فقیه تنگتر می شود و بتدریج داریم ولایت فقیه را شاه می کنیم!

اگر کشتار سالهای اولیه پس از پیروزی روحانیون و تاسیس جمهوری اسلامی درسی نگرفته باشیم، اگر کشتار سالهای ۶۰ تا ۶۷ ماهیت رژیم را برای جهانیان روشن نکرده، اگر قتلهای زنجیره ای یکدست بودن اقشار حکومتی را معلوم نکرده، اگر سرکوب دانشجویان و کارگران و زنان و سایر اقشار هنوز نشان نداده که همه دولتهای جمهوری اسلامی همچنان در حفظ نظام کوشا هستند، دیگر باید کشتار و اسارت بهترین مبارزان کشور در دو و نیم سال گذشته، که همه جهان را از دیکتاتوری رژیم آگاه کرده، سرمشق قرار داده و امیدی به اصلاح رژیم نداشته باشیم. این حکومت همچون رژیم های دیکتاتوری منطقه راهی جز سقوط ندارد و صحبت از شرکت در انتخابات با همه شرایط شیرین با حفظ نظام کاری عبث و بیهوده است.

پیام روشن است. مهندس طبرزدی با تمام ناراحتی هایی که تحمل می کند در پیامی روز گذشته اعلام کرده است که "مادامی که آزادی بیان و مطبوعات از سوی حاکمان نقض می گردد شرکت در انتخابات مشمول تحریم می شود."

از دگر سو باید گفت که امروز تلاش های بین المللی از اهمیت فراوانی برخوردار است و تاثیرات آن در درون جامعه و روی حکومت کاملا ملموس است. به همین دلیل فشار غرب برای بلوکه کردن حسابهای بانکی سران نظام و ممنوعیت خروج آنها از کشور به همراه عمده کردن نقض حقوق بشر از اهمیت خاصی برخوردار است. در صورتی که این تلاش ها تقویت شود و در عین حال اصلاح طلبان به جای پرداختن به انتصابات به خواسته های جنبش دانشجویی توجه کنند توانسته اند به وعده خود به مردم یعنی توسعه سیاسی عمل کنند. اگر اصلاح طلبان همچنان به عنوان ابزار به جوانان و دانشجویان بنگرند و امکان سرکوب آنها را توسط اقتدارگرایان فراهم سازند درواقع نه تنها به قدرتی دست نخواهند یافت بلکه شاه کلید خود که همانا قدرت دانشجویان و جوانان است از دست خواهند داد. توجه به این ویژگی ها همراه با سازماندهی دانشجویان، کارگران، زنان، معلمان، اقوام و سایر اقشار افق روشن سقوط دیکتاتوری مذهبی و برقراری حکومتی سکولار بر پایه اصول حقوق بشر و دموکراسی را ترسیم می کند.

کپی رایت © 2020 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0