صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > گزارش > اوباما از سیاست خود در قبال ایران دفاع کرد و نسبت به عواقب درگیری نظامی هشدار (...)

اوباما از سیاست خود در قبال ایران دفاع کرد و نسبت به عواقب درگیری نظامی هشدار داد

يكشنبه 4 مارس 2012

جفری گلدبرگ Jeffrey Goldberg خبرنگار مجله آتلانتیک، روز دوشنبه گذشته با باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا مصاحبه ای انجام داده که روز جمعه دوازدهم بهمن/ دوم مارس، منتشر شد. اوباما در این مصاحبه به موضع ایران اشاره کرد که ساخت و نگهداری سلاح هسته ای را غیراسلامی و گناه می داند و خواستار آن شد که جمهوری اسلامی ایران، به جهان هم عملا نشان دهد که بحث پیگیری تسلیحات هسته ای مطرح نبوده است. وی گفت اصلا بحث این نیست که بخواهیم ایران در مقابل آمریکا تسلیم شود، بحث بر سر این است که ایران به جهان نشان دهد که عملا، بحث دستیابی به سلاح هسته ای مطرح نبوده است و این با آنچه تاکنون گفته اند هم ناهمخوانی ندارد. برای آگاهی دقیق تر و مشروح تر اندیشمندان و علاقمندان از محتوی این مصاحبه، بخش های اصلی آن را عینا درج می کنیم.

گلدبرگ: آنطور که ما می فهمیم، نتانیاهو نخست وزیر اسراییل، از شما خواهد خواست که خطوط قرمز مشخص و تعهدات مشخصی را در رابطه با برنامه هسته ای ایران اعلام کنید. حرف شما به نتانیاهو چه خواهد بود؟ می خواهید با وی به چه نقطه ای برسید؟

اوباما: قبل از هرچیز، نکته مهمی که باید بگویم این است که من دقیقا نمی دانم نخست وزیر اسراییل، (در دیدار آتی) به دنبال چه چیزی است. ما هیچ نشانه ای دریافت نکرده ایم که وی بخواهد یک درخواست موکد را مطرح کند. هم ایالات متحده و هم اسراییل، درباره یک مسئله بسیار مشکل، در مشورت مستمر قرار داشته اند و این مسئله، دورنمای ایرانی است که به سلاح هسته ای دست یافته باشد. این چیزی است که یکی از پنج نگرانی اول سیاست خارجی من از زمان احراز این سمت بوده است.

ما، بلافاصله بعد از عهده داری مسوولیت، راهبردی را طراحی کردیم بر این پایه که جامعه بین المللی را حول این مسئله بسیج کنیم و ایران را منزوی سازیم تا این پیام روشن را به آنها برسانیم که راهی وجود دارد که آنها می توانند با درپیش گرفتن آن، از امکان پیوستن مجدد به جامعه ملل برخوردار شوند، اما اگر آنها از درپیش گرفتن این مسیر خودداری کنند، در آن صورت، یک سلسله از پیامدهای فزاینده مطرح خواهد بود.

حال سه سال بعد، ما می توانیم به پشت سر خود نگاه کنیم و بگوییم که ما به موفقیتی که فراتر از انتظار بسیاری از مردم بود دست یافته ایم. هنگامی که ما مسوولیت را به دست گرفتیم، ایران متحد و رو به جلو بود و جهان بر سر اینکه چگونه به این موضوع بپردازد، متفرق بود. امروز جهان، از هر زمانی بر سر اینکه لازم است ایران مسیر دیگری را در برنامه هسته ای اش در پیش گیرد، متحد است و ایران منزوی است و تاثیرات جدی تحریم های مضاعفی را که ما وضع کرده ایم، احساس می کند.

در مصاحبه هایی که در سه سال گذشته و در سه ماه اخیر و در سه هفته اخیر، داشته ام، تاکید کرده ام که بازداشتن ایران از دستیابی به سلاح هسته ای، تنها به نفع اسراییل نیست بلکه عمیقا به منافع امنیتی آمریکا مربوط می شود و وقتی می گویم که ما هیچ گزینه ای را از روی میز بر نمی داریم، منظورمان همین است. ما به اعمال فشار تا زمانیکه ایران مسیر دیگری را در پیش گیرد، ادامه می دهیم.

گلدبرگ: این جمله که "همه گزینه ها روی میز است" را شاید شما پنجاه یا صد بار گفته اید. بسیاری از مردم هم به این گفته شما اطمینان دارند ولی به نظر می رسد که رهبر عالی ایران و نیز نخست وزیر اسراییل، چندان به آن اعتماد ندارند. برداشت ما این است که دولت اسراییل، گمان می کند که این یک کلی گویی است که سالهاست تکرار می شود. آیا شما می توانید نشان دهید که این جمله، صرفا یک لفاظی نیست؟

اوباما: من فکر می کنم که مردم اسراییل، مردم آمریکا و مردم ایران این جمله را درک می کنند. این جمله که همه گزینه ها روی میز است، دربردارنده یک بخش سیاسی است که به منزوی کردن ایران مربوط می شود، یک بخش اقتصادی که تحریم های بی سابقه و سختی را شامل می شود و یک بخش دیپلماتیک که در چارچوب آن قادر به تقویت ائتلافی بوده است که گزینه های مختلفی را از مسیر گروه پنج بعلاوه یک، به ایران ارائه می دهد و این تضمین را محقق می سازد که سازمان بین المللی انرژی هسته ای، در ارزیابی برنامه نظامی ایران، جدی است. و این جمله همچنین دربردارنده یک بخش نظامی است. من فکر می کنم مردم اینها را می فهمند.

فکر می کنم دولت اسراییل، می فهمد که، بعنوان رییس جمهوری آمریکا، بلوف نمی زنم. بگذریم از اینکه من با اعتقاد به سیاست ورزی سالم، اصولا درباره اینکه چه منویاتی داریم، تبلیغات نمی کنم. اجازه دهید بسیار مشخص توضیح دهم که چرا این مسئله برای ما اهمیت دارد.

اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد، علاوه بر اینکه تهدیدی برای اسراییل است که یکی از قویترین متحدان ما در جهان محسوب می شود؛ و صرف نظر از لحن تندی که توسط رهبران دولت ایران، خطاب به اسراییل به کار گرفته می شود، این دستیابی به سلاح هسته ای، بطور کامل با سیاست های عدم تکثیر هسته ای من منافات دارد. خطر اینکه یک بمب هسته ای ایران به دست سازمان های تروریستی بیفتد، عمیقا وجود دارد. این هم تقریبا مسلم است که دیگر بازیگران منطقه ای، ضروری خواهند دید که سلاح های هسته ای خودشان را داشته باشند. بنابراین دورنمای یک مسابقه تسلیحات هسته ای در حساس ترین منطقه جهان مطرح است، منطقه ای که با دولت های بی ثباتش و تنش های قومی موجود دست به گریبان است. دستیابی به سلاح هسته ای، همچنین به ایران، توانایی اضافی ای برای حمایت و حفاظت از گروههای وکالتی اش را می دهد تا به حملات تروریستی دست بزنند چرا که کمتر از اقدامات تلافی جویانه هراس خواهند داشت.

گلدبرگ: اگر اسراییل در این تصویر نگنجد، موضع شما چه خواهد بود؟

اوباما: بازهم این یک منفعت ملی عمیق آمریکاست که ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای باز دارد.

گلدبرگ: چرا پس همیشه مسئله به شکل یک امر دو طرفه بین ایران و اسراییل دیده شده است؟

اوباما: به نظرم این مسئله به نگرانی مشروع اسراییل باز می گردد که در یک موقعیت سخت محیطی قرار دارد و در نتیجه، هرچند که آمریکا و اسراییل تاحد زیادی در ارزیابی اینکه ایران با چه سرعتی می تواند به یک ظرفیت کارساز دست یابد، هماهنگ هستند و اگر چه مشورت و تبادل اطلاعاتی مستمری در این زمینه وجود دارد، بازهم اسراییل خود را آسیب پذیرتر می بیند. و به نظرم نخست وزیر و وزیر دفاع اسراییل، احساس یک الزام تاریخی و عمیق دارند به اینکه اسراییل را در موقعیتی قرار ندهند که نتواند برای حفاظت از خودش قاطع و یکجانبه اقدام نماید. من این نگرانی ها را درک می کنم و در نتیجه فکر می کنم که تعجب آور نیست که گزارش ها و مقالاتی با توجه به آسیب پذیری بالقوه اسراییل در این زمینه شکل می گیرد. اما می خواهم این نکته را روشن سازم که زمانیکه به اطراف جهان سفر می کنیم و سخنانی درباره این موضوع مطرح می کنیم، این اظهارات مربوط به اینکه چطور این مسئله را چارچوب بندی کنیم نیست. ما آن را اینگونه چارچوب بندی می کنیم که: این مسئله ای است مربوط به امنیت ملی آمریکا و منافع جامعه جهانی. و من به شما اطمینان می دهم که اروپا به سمت تحریم نفتی ایران – که اجرای آن بسیار هم برایشان سخت است- نمی رفت اگر به این نکته واقف نمی شدند که این به نفع جهان است که ایران از دستیابی به سلاح هسته ای باز داشته شود. و اگر ما روشن نساخته بودیم که چرا این مسئله برای هر کسی و نه فقط یک کشور خاص، اهمیت دارد، چین با تحریم های شورای امنیت کنار نمی آمد.

گلدبرگ: آیا این احتمال مطرح نیست که نخست وزیر اسراییل، بیش از حد، از هولوکاست درس گرفته است؟

اوباما: بنیامین نتانیاهو، مسوولیت عمیقی برای حفظ اسراییل دارد... با اینحال، من فکر می کنم که اسراییل باید نسبت به هزینه های عمیق یک اقدام نظامی هشیار باشد واز مشورت هایی که با دولت اسراییل داریم در می یابیم که آنها بطور جدی به این هزینه ها و پیامدهای ناخواسته یک اقدام نظامی توجه دارند.

گلدبرگ: فکر می کنید که اسراییل با اقدام یکجانبه علیه برنامه هسته ای ایران، به شرایط خودش در آمریکا آسیب خواهد زد؟

اوباما: من نمی دانم در آمریکا چه اتفاقی در این زمینه خواهد افتاد. من فکر می کنم که ما در آمریکا بطور ذاتی با اسراییل احساس همراهی می کنیم و فکر می کنم که حمایت سیاسی از اسراییل فراحزبی و قدرتمند است. در مباحث ام با اسراییل، سوال کلیدی که مطرح می کنم این است: این مسئله بر امنیت محیطی آنها چه تاثیری خواهد داشت؟ من آشکارا گفته ام و بطور خصوصی هم می گویم: نهایتا، دولت اسراییل است که باید درباره آنچه فکر می کنند که برای آنها بهتر است تصمیم بگیرند و من نمی خواهم بگویم که چه چیزی برای آنها بهتر است.

اما بعنوان نزدیکترین دوست و متحد اسراییل، و بعنوان کسی که سه سال گذشته خود را وقف حصول این اطمینان کرده است که اسراییل ظرفیت های امنیتی بالاتری داشته باشد و تلاش کرده یک سلسله مشکلات سخت را مدیریت کند، مسلما به آنها یادآور می شوم که ما یک معماری تحریم داریم که بسیار موثرتر از آن چیزی است که هرکسی پیش بینی کند و اینکه ما جهانی را داریم که متحد در پشت تحریم ها ایستاده است و اینکه ارزیابی ما که اسراییلی ها هم در آن سهیم اند، این است که ایران هنوز سلاح هسته ای ندارد و هنوز در موقعیتی نیست که چنین امکانی را به دست آورد به شکلی که ما زمان طولانی کافی برای اینکه بدانیم آنها در تلاش برای چنین کاری هستند، در اختیار نداشته باشیم.

در این چارچوب است که استدلالمان این می شود که اهمیت دارد ببینم آیا می شود به شکلی دائمی این مشکل را حل کرد به جای آنکه به راه حل های موقت روی آوریم. و از نظر تاریخی، تنها راهی که یک کشور نهایتا تصمیم می گیرد که به سمت تولید سلاح هسته ای نرود بدون اینکه مداخله مستمر نظامی لازم باشد، این است که آنها خودشان، برنامه ساخت سلاح هسته ای را از دستور کار خارج کنند و این گزینه را از روی میز بردارند. این اتفاقی است که در لیبی افتاد و در آفریقای جنوبی هم افتاد. و ما - بدون آنکه درباره مقاصد تهران دچار خیالپردازی شویم، و بدون اینکه درباره ماهیت نظام ایران دچار ساده انگاری باشیم- فکر می کنیم که آنها به منافع خودشان می اندیشند. آنها می دانند که اکنون در موقعیت بدی هستند. این امکان برای آنها وجود دارد تا یک محاسبه راهبردی کنند که، دست کم، هر ظرفیت بالقوه ای را که در اختیار دارند، به سمت درستی ببرند و این ممکن است نهایتا، بهترین تصمیم از زاویه امنیت اسراییل نیز از آب در بیاید. اینها مسائل پیچیده ای هستند و اگر من جای نخست وزیر اسراییل بودم، با آنها کشتی می گرفتم همانطور که من بعنوان رییس جمهوری ایالات متحده، با آنها کشتی می گیرم.

گلدبرگ: آیا می توانید مقداری رابطه خود با نخست وزیر اسراییل را روشن تر سازید؟ شما با وی بیش از هر رهبر سیاسی دیگری در جهان دیدار داشته اید. به نظر می رسد که رابطه ناکارآمدی بین شما وجود دارد؟ موضوع از چه قرار است؟

اوباما: در واقع فکر می کنم که رابطه ما بسیار کارآمد است و سند تایید هر غذایی هم به خوردن آن است. واقعیت این است که در این سه سال، ما کارهای زیادی را با اسراییل انجام داده ایم و فکر میکنم که نخست وزیر و وزیر دفاع اسراییل به این نکته اذعان دارند که هرگز همکاری های نظامی و اطلاعاتی ای به این نزدیکی بین دو طرف وجود نداشته است. آنچه که برای تامین امنیت اسراییل انجام داده ام از تمرین های نظامی مشترک که با موارد مشابه در گذشته قابل قیاس نیست، تا کمک به تامین مالی و ساخت برنامه گنبد آهنی برای حصول اطمینان از اینکه اسراییل در قبال حملات موشکی کمتر آسیب پذیر شود، تا تضمین اینکه اسراییل از یک برتری کیفی نظامی برخوردار باشد، تا مبارزه علیه ازاله مشروعیت اسراییل در شورای حقوق بشر یا در مقابل مجمع عمومی سازمان ملل یا در جریان گزارش گلداستون یا بعد از شعله کشیدن بحران فلوتیا، حقیقت این است که مناسبات ما بسیار کارآمد بوده است.

گلدبرگ: آیا شما دو نفر با هم "دوست" هستید؟ آیا درباره موضوعی غیر از مسائل کاری هم با هم صحبت می کنید؟

اوباما: می دانید، حقیقت مسئله این است که هر دوی ما اینقدر درگیر هستیم که وقت زیادی برای گفتگو درباره موضوعات غیرکاری نمی ماند. حالا که این نکته را گفتم بگذارید این را هم اضافه کنم که من و نخست وزیر اسراییل از دو سنت مختلف سیاسی برخاسته ایم. کمتر در تاریخ مناسبات آمریکا و اسراییل رخ داده است که یک دولت راست گرا در اسراییل در دوران یک دولت چپ میانه در آمریکا، بر سر کار باشد و به همین دلیل فکر می کنم در چنین شرایطی، تعبیر و تفسیرهای سیاسی زیادی درباره ماهیت رابطه دو طرف مطرح می شود.

اما چیزی را که در کار با نتانیاهو فهمیدم این است که ما می توانیم با هم بسیار رو راست باشیم، بسیار رک و بی پرده باشیم و بسیار صادق باشیم. در اکثر مواردی که دچار اختلاف نظری هستیم، این اختلافات تاکتیکی است و نه راهبردی. اهداف ما عبارتند از وجود یک ایالات متحده امن، یک اسراییل امن، صلح، وجود این اقبال برای کودکانمان که در امنیت و سلامت رشد کنند و نه در هراس از انفجار بمب و این است که بتوانیم کار و رشد اقتصادی و تجارت بین خود را به پیش ببریم. ما درباره اینکه به کجا می خواهیم برویم، با هم توافق نظر داریم اما همانطور که در روابط ام با دیگر رهبران جهان هم هست، هرگز یک توافق کامل درباره نحوه رسیدن به این اهداف وجود ندارد.

گلدبرگ: سه سال قبل، نتانیاهو در مصاحبه ای که با وی داشتم، ایرانیان را خشک و متعصب توصیف می کرد اما هفته گذشته، ژنرال مارتین دمپسی، رییس ستاد ارتش آمریکا رهبران ایران را با عنوان "خردگرا" توصیف کرد. شما کجای این پیوستار قرار می گیرید؟ آیا برداشت شما این است که رهبران ایران ممکن است تا به آن حد غیرمنطقی باشند که مطابق آنچه که، به فهم ما، می تواند منفعت ملی شان باشد، عمل نکنند؟

اوباما: من فکر می کنم تعبیر پیوستار که شما بکار بردید درست باشد... این نظام، در جهان بینی و ارزش ها با ما سهیم نیست. من هم، همانطور که ژنرال دمپسی به خوبی به آن اشاره کرد، فکر می کنم که اگر به نحول عمل و تصمیمات آنها در سه دهه گذشته نگاه کنیم، در می یابیم که آنها نسبت به حفظ نظام، حزم و احتیاط دارند. آنها نسبت به افکار عمومی مردم حساسیت دارند و از انزوا رنج می برند. آنها می دانند که تحریم ها، به آنها آسیب می رساند. آنها قادر هستند تصمیماتی از زاویه نگاه خود با ملاحظه جلوگیری از بروز پیامدهای منفی، اتخاذ کنند. بنابراین اگر گزینه هایی به آنها عرضه شود که از نگاه خودشان، برخی به رنج و آسیب زیاد منجر می شود و برخی به یک مسیر بالقوه بهتر، در آنصورت نمی شود با قاطعیت گفت که آنها تصمیم بهتر را نخواهند گرفت.

گلدبرگ: به نظر نمی رسد نظامی که اساس آن بر مخالفت با آمریکا نهاده شده، بخواهد که در برابر تلاش های تحریمی تحت رهبری آمریکا، تسلیم شود.

اوباما: به نظر من مسئله را می شود اینطور تبیین کرد: منافع اصیل آنها، دقیقا کدام ها هستند؟ در حال حاضر، شاهد بوده ایم، مستقیما در یکی دو هفته گذشته از آنها شنیده ایم که تسلیحات هسته ای، گناه و غیراسلامی است. و این نکات، در سخنرانی های رسمی رهبر عالی ایران و وزیر خارجه بیان شده است.

گلدبرگ: آیا شما به صداقت این گفتارها اعتقاد دارید؟

اوباما: نکته ای که می خواستم بگویم، به این ارتباطی پیدا نمی کند که من به این اظهارات اعتقاد دارم یا ندارم. به این مربوط می شود که (ایران) برای جامعه بین الملل روشن سازد که منویات آنها در برنامه هسته ای، صلح جویانه است و آنها در واقع، به دنبال تسلیحات هسته ای نیستند و این هیچ ناهمخوانی ای با آنچه تاکنون گفته اند، هم ندارد. بنابر این، هیچ لزومی ندارد که (ایران) در مقابل آمریکا تسلیم شود. چیزی که لازم است این است که آنها عملا به جهان نشان دهند که بین اقدامات و سخنانشان همخوانی وجود دارد. و این چیزی است که قاعدتا ایران می تواند بدون آنکه به وجهه اش هم خدشه ای وارد شود، انجام دهد.

گلدبرگ: اجازه بدهید کل مسئله را جمع و جور کنم و اینطور سوال کنم: چرا "محدودسازی" را بعنوان سیاست خود انتخاب نمی کنید؟ به همان شکلی که ما اتحاد شوروی را محدود کردیم و کره شمالی را.

اوباما: به دلیلی که توضیح دادم- به خاطر اینکه بحث درباره حساس ترین منطقه جهان است. برای شماری از دولت های منطقه، اینکه ایران تسلیحات هسته ای داشته باشد و آنها نداشته باشند، قابل تحمل نیست. تهدید تکثیر هسته ای شدیدتر می شود. تنها مورد قابل قیاس، کره شمالی است. ما فشار سنگینی را بر کره شمالی گذاشتیم و در واقع، امروز می بینیم که می خواهند بخشی از فعالیت های هسته ای و آزمایش موشکی اش را متوقف کنند و به گفتگو بازگردد. اما کره شمالی از ایران هم منزوی تر است و مسلما به نسبت ایران، از توانایی کمتری برای شکل دادن به محیط اطراف خود برخوردار است. بنابراین، خطرات دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای که راه را برای ورود همه به این میدان در خاورمیانه باز می کند، چیزی است که به نظرم برای جهان خیلی خطرناک است.

گلدبرگ: آیا شما امکان وقوع یک برخورد تصادفی هسته ای را هم بعنوان یک مسئله مدنظر قرار می دهید؟

اوباما: بی تردید. ببینید، در واقع فکر نمی کنم که این یک رخداد تصادفی باشد. فکر می کنم که بسیار هم ارادی است. اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد، شاید چهار یا پنج کشور دیگر هم در خاورمیانه هستند- نمی خواهم نام ببرم- که خواهند گفت "ما هم برنامه هسته ای خود را آغاز می کنیم و می خواهیم تسلیحات هسته ای داشته باشیم." و در آن نقطه است که دورنمای سوء محاسبه در منطقه ای که دچار تنش است، عمیق تر می شود. در چنین شرایطی، عملا چالشی که بین هند و پاکستان وجود دارد، به مقیاس چهار یا پنج برابر در منطقه گسترش می یابد.

گلدبرگ: فرض کنیم، حزب الله به اسراییل حمله کند و اسراییل در واکنش به لبنان حمله کند. ایران وارد نوعی هشدار اتمی بشود و سپس، یک، دو، سه...

اوباما: امکان بالقوه برخورد هسته ای در چنین شرایطی عمیقا خطرناک است و علاوه بر تلفات انسانی چنین برخوردی در خاورمیانه، کافی است تصور کنید که بر سر اقتصاد جهانی چه خواهد آمد. احتمالاتی چون قطع جریان انرژی که هرگز تاکنون رخ نداده است و در آنصورت توقف اقتصاد جهانی، بسیار جدی است. بنابراین وقتی می گویم که به نفع آمریکاست، تنها علاقمندی به حل این مسئله را بیان نمی کنم، بلکه می گویم این مسئله ای است که ما مجبوریم آن را حل و فصل کنیم.

گلدبرگ: یکی از ابعاد این مسئله به این باز می گردد که آیا باراک اوباما، هیچ گاه از قدرت نظامی برای متوقف کردن ایران استفاده خواهد کرد. جمهوریخواهان تلاش می کنند که این را تبدیل به یک مسئله کنند و البته تنها جمهوریخواهان نیستند که می گویند این مرد، با این مشرب و مرامی که دارد، با این حزب، با این نگاه چپ میانه، دست به چنین کاری نخواهد زد.

اوباما: ببینید، اگر این افراد می خواهند درباره من این را بگویند که من عمیقا صلح را بر جنگ ترجیح می دهم، و اینکه هر زمان که مردان و زنان جوان را به صحنه جنگ می فرستم و پیامدهایش را برای برخی شان می بینم و به این فکر می کنم که آیا آنها، این اقبال را خواهند داشت که زنده بازگردند یا خیر، بار آن بر دوشم سنگینی می کند، اگر بحث شان اینهاست، که من بابت چیزی که هستم از کسی عذرخواهی نخواهم کرد. چرا که هرکس دیگری هم که روی این صندلی بنشیند و برایش مهم نباشد که جنگ چه هزینه هایی را تحمیل خواهد کرد، نباید روی این صندلی باشد چرا که این یک مسئله بسیار جدی است. اینها بازی ویدئویی نیستند که ما خودمان را با آنها سرگرم کنیم.

حالا، با این حساب، فکر می کنم منصفانه است که بگویم که در سه سال گذشته، من خود را کاملا آماده نشان داده ام که هرآینه احساس کنم، منفعت کانونی ایالات متحده مطرح است، دستور انجام عملیات نظامی را صادر کنم حتی اگر مخاطرات بیشماری هم در پی داشته باشد. و مشخصا عملیات بن لادن، دراماتیک ترین نمونه از این اقدامات بود اما یادتان باشد که قبل از آن حمله، القاعده در اثر تلاش های ما و مدیریت من به زانو درآمده بود.

... زمینه و بافتی را که ترسیم کردم، بستری است که ما رویکرد خود در قبال ایران را در آن به پیش می بریم. چرا که در شرایطی که چندان هواداری ای از ایران نمی شود و تنها متحدش در منطقه (سوریه) هم در وضعیت نابسامانی است، آیا ما باید کاری کنیم که ناگهان، ایران بتواند خود را بعنوان یک قربانی معرفی کند و توجهات را از چیزی که مسئله اصلی است، یعنی پی جویی احتمالی دستیابی به سلاح هسته ای، منحرف سازد؟ این یک نمونه از فاکتورها و عواملی است که در مشورت با متحدانمان و از جمله اسراییل، آنها را مطرح می کنیم، چرا که این مسئله از ابعاد زیادی برخوردار است و ما تمامی فاکتورها را مدنظر قرار می دهیم تا به نتیجه ای که امیدواریم همه ما خواهان آن هستیم، دست یابیم.

گلدبرگ: آیا اسراییلی ها، این را درک می کنند؟ قبل از این اختلاف نظرهایی بین اسراییل و ایالات متحده وجود داشته است اما این اختلافات اکنون با توجه به اینکه اسراییلی ها یک خطر موجودیتی احساس می کنند، به اوج خود رسیده است. سوال این است: تاجاییکه به خاطر دارید، تاکنون، مباحثی با نتانیاهو داشته اید که موثر بوده باشد؟

اوباما: فکر می کنم سرانجام، رهبران اسراییل، به تصمیماتی خواهند رسید که به اعتقاد خودشان برای امنیت اسراییل بهترین گزینه باشد و این کاملا مناسب است. هنگامی که ما نقطه نظرات خودمان و رویکرد راهبرد خودمان را مطرح می کنیم، تلاشمان این است که همه کارت های خودمان را روی میز بگذاریم و توضیح دهیم که درباره این مسائل چه اندیشه ای داریم. تلاش می کنیم استدلال های خودمان را با واقعیت ها و شواهد همراه سازیم. ارزیابی های آنها را با ارزیابی های خودمان مقایسه می کنیم و هرجا که شکافی وجود داشته باشد، تلاش می کنیم که آن را کمتر سازیم. همچنین کاری که من تلاش می کنم انجام دهم، این است که بر جدی بودن آمریکا در زمینه این مسائل تاکید بگذارم و فکر می کنم که ایهود باراک این را می فهمد و امیدوارم که بنیامین نتانیاهو هم، در دیدار هفته آینده با من، این را درک کند. نکته دیگری که دوست دارم به آنها یادآور شوم این است که هر مورد از تعهداتی که در قبال اسراییل و امنیت آن را پذیرفته ام، به آن پایبند بوده ام. منظورم این است که علیرغم اینکه هیچگاه بر سر هر مشکلی که در سه سال گذشته پیش آمده، در حمایت از اسراییل کوتاه نیامده ام، چرا هنوز باید در این زمینه سوالاتی وجود داشته باشد؟

نقش من این است که اطمینان حاصل شود که در بحث بر سر مسئله ای که از چنین اهمیت استراتژیک و برجستگی امنیتی برخوردار است، عواملی را که مربوط به "سیاسی شدن" مسائل و رقابت های حزبی می شود، کنار بزنم. به همین دلیل است که وقتی با نتانیاهو صحبت می کنم یا نمایندگان ام با دولت اسراییل صحبت می کنند، به دنبال آن هستیم که ارزیابی های ملموس و روشنی درباره نحوه حصول اهدافمان داشته باشیم.

گلدبرگ: صبر کنید، در چهار کلمه، آیا پیام شما به نخست وزیر اسراییل این است که "ما پشت شما هستیم"، همانطور که خودتان اشاره کردید؟

اوباما: این نه تنها پیام من برای نتانیاهو بلکه به مردم اسراییل و به جامعه طرفدار اسراییل در آمریکا، از زمانی بوده است که بر سر کار آمدم و این را از جمله در کارهایی که در سازمان ملل و مجمع عمومی انجام دادیم، اثبات کردیم. پس این در واقع پیام من در دیدار هفته آینده با نخست وزیر اسراییل نیست بلکه پیام (این هفته من) بسیار مشخص تر است و آن مربوط به این است که چگونه می خواهیم این مسئله (بحث هسته ای ایران) را حل و فصل کنیم.

کپی رایت © 2020 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0