صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > گزارش > دختر رسول بداقی: مسئولین روزی باید پاسخگوی اعمال خود باشند

دختر رسول بداقی: مسئولین روزی باید پاسخگوی اعمال خود باشند

جمعه 20 آوريل 2012

رسول بداقی، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان که نزدیک به سه سال است که در زندان رجایی شهر محبوس است تاکنون از حق مرخصی محروم بوده است. این در حالی است که مسئولین وعده مرخصی وی را از یک ماه قبل به خانواده او داده اند. همسر و فرزندان وی همچنان چشم انتظار به در دوخته اند تا مسئولین به وعده خود عمل کنند و این معلم در بند به مرخصی بیاید.

شبنم بداقی دختر این فعال صنفی معلمان در خصوص آخرین وضعیت پدرش به سایت ملی مذهبی می گوید: “برای پدر وثیقه گذاشته ایم اما هنوز به مرخصی نیامده اند و ما همچنان منتظر هستیم. از مسئولین گفتند که تماس می گیرند و خبر می دهند اما تاکنون خبری نشده است! ما ، به خصوص خواهرهای دو قلویم ، خیلی منتظر بودیم پدر برای عید پیش ما باشند اما متاسفانه همینطور عقب می اندازند. اگر مرخصی دهند این اولین بار است که در طی این مدت پدر از زندان بیرون می آیند.”

او می افزاید: “خواهرهای دو قلویم خیلی دلتنگ پدر هستند و همیشه منتظر و چشم براه هستند. با همان لحن کودکانه خود می گویند بابا بیاید تا پارک برویم، یا هر وقت جایی می خواهیم برویم می گویند به بابا هم زنگ بزنیم او هم بیاید. حتی اوایل عید وقتی خبر دادند که پدرم به مرخصی می آید ما اصلا فکر می کردیم در ایام عید پدر خانه باشد. بچه ها هم چشم انتظار بودند زیرا همیشه در این حسرت هستند که یک بار پدر در خانه باشد. زیرا زمانی که دو سال شان بود پدر به زندان رفت و وقتی شنیدند که پدر به مرخصی می آید، خیلی ذوق کردند که پدر به خانه می آید اما متاسفانه گویا این روزهای انتظار پایان ندارد و ما همچنان چشم به در دوخته ایم.

بداقی در دهم شهریور ماه ۸۸ پس از احضار به اداره آموزش و پرورش اسلامشهر بازداشت و بعدتر در دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی و به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت ملی” به شش سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد.

دختر این خدمتگزار دلسوز کشور با تاکید بر روحیه عالی پدرش تصریح می کند: “هر هفته یک در میان ملاقات کابینی داریم و فقط بمناسبت ۲۲ بهمن یک ملاقات حضوری داشتیم. البته پدر در زندان رجایی شهر کرج است و مسافت هم برای ما طولانی است بخصوص که فقط بیست دقیقه فرصت ملاقات است. لحظه خداحافظی و جدا شدن هم بخصوص برای خواهرهایم سخت است و پدر هم به آنها امید می دهد که بزودی آزاد می شود و از نزدیک همدیگر را بغل می کنند و من و خواهرهایم به این امید خداحافظی می کنیم تا ملاقات بعدی…”

شایان ذکر است، حکم اخراج رسول بداقی از آموزش و پرورش در مرداد ماه سال گذشته به وی ابلاغ شد. در این حکم علت اخراج این عضو هیات مدیرهٔ کانون صنفی معلمان ایران، غیبت، حضور در گردهمایی‌های اعتراضی فرهنگیان، فعالیت علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده است.

رسول بداقی در واکنش به این حکم در نامه ای نوشته است: “در طول ۲۱ سالی که از پیشینه من در کارمعلمی گذشته است، از دورترین روستاهای کشور گرفته تا پایتخت ایران در سالهای نخست کارم پی برده ام که این سیستم راه به ویرانه دارد و روح و روان و جسم و جان جوانان این مرز و بوم را به نابودی بیشتر خواهد کشاند از این رو از همان آغاز کار معلمی، کمر به بدیهیات بستم و مبارزه با گردانندگان این سیستم را پیشه خود ساختم از طرفی حاکمیت زورگویان و بی خِردان جز سرکوبی و کشتار و شکنجه و زندانی کردن، راه دیگری را نمی دانند و در پیش نمی گیرند. متاسفانه کینه حاکمان بی خرد و زورگو در همه بخش های اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، بین المللی و… رایج است و همه این بخش ها، رو به نابودی هستند. لذا راهی جز مبارزه تا از میان برداشتن این بی خردان زورگو و مستبد در پیش نیست…”

و اینک شبنم با اشاره به ابلاغ حکم اخراج پدرش از آموزش و پرورش خاطرنشان می کند: “پدر را اخراج کردند. البته پدر من بیشتر از بیست سال سابقه خدمت دارد و معلم بالای بیست سال سابقه کار، باید بازنشسته شود اما اینها این حق را هم ضایع کرده اند و ایشان را کاملا اخراج کردند. متاسفانه وقتی ما این خبر را شنیدیم متوجه شدیم که حق ما برای اینها مهم نیست و متاسفانه به خدمات معلم به هیچوجه ارج گذاشته نمی شود. صحبت از قانون می کنند اما حتی پایبند قانونی که خود گذاشته اند نیستند. واقعا تاسف آور است! بعد از سه ماه هم که پدر به زندان رفتند حقوق او را قطع کردند.”

رسول بداقی، معلمی است که داوطلبانه در جبهه های جنگ تحمیلی جنگید و خالصانه از تمامیت ارضی کشور دفاع نمود. وی معلمی را در کنار دانش آموزان روستاهای دوردست لرستان آغاز نمود و برای ایرانی آباد و آزاد، الفبای علم و معرفت را به کودکان این مرز و بوم آموخت. روش و اخلاق وی همواره سرمشقی برای شاگردانش بود. این معلم شریف دغدغه ها و آرمان هایی داشت. آرمان او بالا بردن سطح کیفی تعلیم و تربیت در مدارس کشور و دغدغه اش وضعیت نامطلوب زندگی معلمان کشور بود.

از همین روست که رسول بداقی معتقد است: “یک معلم،نباید دغدغه و فکری غیر از درس دادن داشته باشد. زیرا این آموزش و پرورش است که آینده یک کشور را می سازد ومهندسین،پزشکان، قضات و اساتید و … همگی از دامن معلم و آموزش و پرورش رشد می یابند، پس نباید این مهم(آموزش و پرورش و معلم)را نادیده گرفت زیرا کشوری سربلند و موفق خواهد بود که دانش آموزانی آگاه و در نهایت دانشمندانی عالم برای آینده تربیت نماید. و این مهم محقق نمی گردد مگر با داشتن سیستم مدیریت آموزشی صحیح که آن هم فقط از طریق آموزش و پرورش میسر است.”

شبنم بداقی با تبریک روز معلم به پدر و همه معلمان عزیز کشور می گوید: “به داشتن چنین پدری بخود می بالم و هیچگاه فراموش نمی کنم که چگونه صادقانه و پر تلاش برای دانش آموزان و کشور خدمت کرد. از وجود چنین پدری خوشحالم اما از اینکه از او با زندان تجلیل می کنند متاسفم. او را خیلی دوست دارم و باز روز معلم را به او تبریک می گویم و به او افتخار می کنم. همچنان هم امیدوارم که پدر در روز معلم آزاد شوند و این جشن را در کنار او برگزار کنیم.”

فرزند این فرهنگی دلسوز کشورمان در پایان خطاب به مسئولین تاکید می کند: “تنها چیزی که می توانم به مسئولین بگوییم این است که این اقداماتی که انجام می دهند خیلی “ناعادلانه” است و قطعا روزی باید پاسخگوی اعمال خود باشند.”

گفتنی است، رسول بداقی مولف دو اثر مهم بوده که یکی از آنها مجموعه اشعار وی است که در کتابی تحت عنوان”سراب آرزوها” و با تخلص شاعرانه ی “اشکان” در بهار ۱۳۷۸ به چاپ رسید،دیگری کتابی است درباره‌ی ضرب‌المثل‌های لری،همراه با شرح و ترجمه فارسی،که در سال ۸۳ به چاپ رسیده است.

در سايت ببينيد : http://www.kaleme.com/1391/02/01/kl

کپی رایت © 2020 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0