صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > گزارش > شاه سلطان حسین و سلطان محمود : فرهمند علیپور

شاه سلطان حسین و سلطان محمود : فرهمند علیپور

پنج شنبه 15 نوامبر 2012

یکسال پیش از آنکه جشنواره به عزا تبدیل و انتخابات ٨٨ برگزار شود، آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی معروفی ملت را از انتخاب کاندیداهای ترسو و سست عنصر بر حذر داشت و گفت: "اگر روزی در میان مسئولان کشور، مسئولان بی‌جرئت و ضعیفی همچون شاه سلطان حسین پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی وجود داشته باشد، کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است، چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملت‌های شجاع را نیز به ملت‌های ضعیف تبدیل می‌کنند."

ضمیر سخنان خامنه‌ای به سرعت مرجع خود را یافته بود. آن روز‌ها زمزمه حضور محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری شنیده می‌شد. او می‌خواست یک بار دیگر قبای ریاست جمهوری را بر تن اندازه کند. مخالفینش اما که ازقضا همگی یاران پیشین او بودند لب به انتقاد گشوده و خاتمی را به بی‌عملگی و ضعف در برابر اقتدارگرایان متهم می‌کردند. در واقع اینکه رهبر جمهوری اسلامی، خاتمی را به خاطر سستی‌اش شماتت می‌کرد، طنز اندوهناکی بود. چرا که اگر خاتمی مورد سرزنش واقع می‌شد از آن رو بود که چرا او در برابر دستگاههای عریض و طویل، پیدا و پنهان رهبری سستی به خرج داده بود.

چند ماه بیشتر طول نکشید تا فضائی فراهم شود و رهبر جمهوری اسلامی این بار بتواند شفاف‌تر و علنی‌تر "نظر نزدیک‌تر" خود را بیان نماید و به همگان اعلام کند که کاندیدای مورد تائید و نظر او کسی جز محمود احمدی‌نژاد نیست.

در ذهن رهبر جمهوری اسلامی، خاتمی و اصلاح طلبان مردمانی بودند که با "ترس و بی‌جرئتی خود، کار مملکت و جمهوری اسلامی را تمام می‌کردند." اینگونه بود که بر پیشانی محمد خاتمی مهر "شاه سلطان حسین" خورد. پادشاه سست عنصر و نالایق صفوی که نه تنها دودمان صفویه را بر باد داد که بر اثر بی‌لیاقتی‌ها و خرافاتی که در آن غرق شده بود مردم اصفهان ـ– پایتخت روزگار صفوی ـ– را در اثر محاصره شهر توسط لشکر خارجی به نیستی کشاند.

آنگونه که در تاریخ نقل شده است مردمان پایتخت ایران، ریشه درختان و گوشت سگ و گربه و حتی اجساد را هم برای رفع گرسنگی می‌خوردند و زاینده رو به مرگ رودی تبدیل شده بود که انباشته از اجساد گرسنگان بود. از طنز بی‌رحمانه تاریخ یکی هم اینکه زمانه شاه سلطان حسین، دوران اوج و رونق کسب و کار ملایان و روحانیون بود.

تدبیر آیت الله خامنه‌ای، محمود احمدی‌نژاد و خواست او فردی بود که نگذارد کار مملکت و نظم یکسره شود، و شجاعت را از میان مردم برندارد. حاصل این تدبیر اما امروز خود را نشان داده است.

پس از چند سال که بهای نفت و صادرات نفت ایران در اوج بود، بخت دولت محمود احمدی‌نژاد بلند بود تا بتواند به تنهایی نیمی از درآمد‌های تاریخ نفت ایران را (۵۳۱ میلیارد دلار ظرف ۷ سال) را از آن خود کند. پس از دو سال که غرب دائم از تحریم و دولت احمدی‌نژاد از توخالی بودن تهدید‌ها و آمادگی در مقابل تحریم‌ها سخن می‌گفت، امروز مرضیه دستجردی وزیر بهداشت ایران می‌گوید که ۶ ماه است در تلاشیم تا ارز مرجع را به وارد کننده دارو و مواد اولیه دارو اختصاص بدهیم اما موفق نشده‌ایم و نمی‌دانیم این ارز در کجا مصرف شده است.

رئیس کمیسیون بهداشت مجلس هم می‌گوید شیر خشک برای کودکان گرسنه ایرانی، در اولویت‌های اصلی دولت نبوده و در نتیجه ارز به نرخ دولتی به آن اختصاص پیدا نکرده است.

آمارهای درد فرا‌تر از اینهاست. صندوق بین المللی پول همین چند روز پیش گزارشی در خصوص وضعیت و دورنمای اقتصادی ۳۰ کشور خاورمیانه و آسیای میانه منتشر کرد. در این گزارش که جایگاه ایران را بد‌تر از سودان و رکوردار تورم نشان داده آمده است: "صادرات کشور که در سال گذشته میلادی به ۱۵۵ میلیادر دلار رسیده بود، در سال جاری میلادی به ۱۰۲ میلیارد و سال آینده به ۹۳ میلیارد سقوط می‌کند." یعنی اینکه کشور ما طی مدت دو سال ۶۳ میلیارد دلار را ـ تنها در زمینه صادراتش ـ از دست می‌دهد و بماند ضرر و زیان‌های بی‌شمار دیگر که این روز‌ها دامن همه بخش‌ها را گرفته است.

به یاد بیاوریم که بودجه شبکه تلویزیونی "الجزیره"، کانالی که بسیاری‌ها معتقدند شعله بهار عربی را از کشوری به کشوری دیگر کشاند و چهره منطقه را تغییر داد کمتر از یک چهارم میلیارد دلار است. این تفاوت تدبیر شیخ‌های خلیج فارس، یا آنگونه که کیهان رهبری به طعنه می‌نویسد "شیخک‌های خلیج فارس" است، با ولی امر مسلمین جهان.

با حیف و میل صد‌ها میلیارد دلار پولی که به ناگهان در سالهای گذشته سرازیر ایران شده بود ـ که آنهم نه به تدبیر دربار ایران که رشد جهانی قیمت نفت بود ـ با در پیش گرفتن دیپلماسی که دوستان ما را تبدیل به مخالف و مخالفانمان را به دشمنانمان تبدیل کرد، با برنامه ریزی‌ها و تدبیرهای اقتصادی که اکنون حاصلش گرسنگی کودکان ایرانی است ـ به یاد بیاوریم مناظره محمود احمدی‌نژاد با مهدی کروبی را، آنجا که احمدی‌نژاد گفته بود روسای ده‌ها کشور جهان تقاضا کرده‌اند تا برنامه‌های اقتصادی خود را در اختیار آن‌ها قرار دهیم! ـ امروز تیرگی و نیستی نصیب ایرانیان شده است.

آیت الله خامنه‌ای کاردانی و دیپلماسی را "سستی و بی‌جرئتی" خواند و حاضر شد به قیمت ایستادن در برابر میلیون‌ها ایرانی معترض، "نظر نزدیک‌تر" خود را تحمیل نماید. به راستی، امروز و چهار سال پس از آن سخنرانی شاه سلطان حسینی، کدام دولت، مملکت و نظام جمهوری اسلامی را به سمت نیستی و نابودی کشانده است؟ چه کسی شجاعت را از مردم گرفته و سرافکندگی را نصیب آنها کرده است؟

http://www.roozonline.com/persian/n

کپی رایت © 2020 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0