صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > گزارش > مجید توکلی؛ استوره رزمندگی و استادگی «جنبش محصلان ایران»!

مجید توکلی؛ استوره رزمندگی و استادگی «جنبش محصلان ایران»!

چهار شنبه 2 ژانويه 2013


«زیستن در زمان و مکان انقلابهای بزرگ جهان آرزوی بسیاری از انسانها به ویژه آزادی خواهان جهان بوده است، حال که چنین فرصت بزرگی را بدست آورده ایم تا تاریخ را بسازیم، باید قدر این فرصت را بدانیم. امید است در این شب زنده داری، برای آزادی و علیه استبداد، ندایی آید و نویدی دهد که شب قدرمان است و فردا عیدی می رسد. دنیایی نو می شود تا استبداد برود و در آزادی همه سهیم شویم، با یاد و احترام به همه آزادی خواهان به ویژه زندانیان در بند.» مجید توکلی

مجید توکلی در سال ۱۳۶۵ در شیراز ایران متولد شد و سال ۱۳۸۳در رشته انجینری وارد پوهنتون صنعتی امیرکبیر گردید . وی به دلیل بازداشت‌های متعدد و ماههای طولانی در زندان مخوف خامنه ای جلاد به «شرف جنبش محصلین » شهرت یافت. نخستین بار به حضور احمدی‌ نژاد فاشیست در پوهنتون امیر کبیر او را « دیکتاتور »گفت و پس از آن به چاپ نشریات جعلی پوهنتون، طی مقالات متعدد بی کفایتی و استبداد منشی رژیم که آزادی را در نطفه خفه میکند؛ افشا نمود. در سال ۱۳۸۵ دستگیر و مدت ۱۵ ماه در کنار چند محصل دیگربه زندان بسر برد. بار دیگر 115 روز را در زندان اوین یکی از کشتارگاه رژیم آدمخور ایران سپری نمود.

تجربه بازداشت محصلان پوهنتون پلی تکنیک در ادوار متعدد نشان میدهد که تمامی محصلان برای مدت طولانی در سلول انفردای بسر می‌برند. آنها در تمامی ساعات شبانه روز تحت بازجوئی‌های مداوم و حتی برای بیش از ۱۰ ساعت و تحت شدیدترین و غیرانسانی‌ترین شکنجه‌های روحی و جسمی و شدیدترین توهین‌ها از سوی بازجویان قرار می‌گیرند. میزان این شکنجه‌ها و ضرب و شتم‌های جسمی گاه به حدی است که محصلان در طول بازجوئی بی هوش و جان میدهند اما تسلیم نمی‌شوند و با مقاومت کم نظیر شان رژیم خون خیانت آدمخور را به تب لرزه مرگ انداخته اند.

مجید توکلی به منظور سخنرانی در 16 عقرب 1388 به تهران رفت و عکسش در بسیاری از تجمعات محصلان مخالف با نظام ترور و جنایت به عنوان نماد «مقاومت جنبش محصلان » در میان تجمع کنندگان توزیع می‌شد. او طی سخنرانی ماندگارش رهبران رژیم فاشست ایران و خامنه ای جلاد را افشا نموده ، بربریت شان را علیه مردم سلحشور ایران برملا کرد و دکتاتوری جمهوری اسلامی و حاکمیت هتلری ملایان ایران را به لرزه انداخت . هنگامی قصد خروج از پوهنتون توسط دولت خامنه ای جلاد برای سومین بار باز داشت شد و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بعد به مکانی نامعلوم منتقل کردند .

16 عقرب روز اعتراض متحدانه محصلان ایران علیه دولت فاشستی و امپریالیسم است که در 16 عقرب 1332 روزی است که نیکسون معاون وقت ریاست جمهوری آمریکا پس از کودتای ننگین " سیا" به ایران آمده بود . این امر درشرایطی صورت میگرفت که عمال امپریالیسم بر کوچه و بازار، کارخانه و مزرعه، مدرسه و پوهنتون با سلاح گرم و با چوب و چماق و چاقو خفقان می آفریدند و محصلان انقلابی و مبارز ناقوس مرگ رژیم بیدادگر کودتا و اربابانش را در پوهنتون بصدا درآوردند و دراین روز سه تن از محصلان به خون غلتیدند.

جنبش محصلان ایران با الهام ازمبارزات نسل گذشته، خیزش انقلابی و چشمگیر را آفریدند که اعتراضات بر حق محصلان بازتاب نارضایتی عمیق توده های در بند است. بازتاب فقر و فساد و گرانی وبی حقوقی درجامعه است. بازتاب زندان و سرکوب وشکنجه ، بازتاب زورگوئی ها و خودکامه گیهای بی حد که قلم قادر به تصویر کشیدن اینهمه جنایت و پلیدیها نیست.

سرانجام مجید توکلی در ۳۰ قوس ۱۳۸۸ از سوی دولت رژیم اخندی ایران به جرم اجتماع و تبانی علیه نظام فرسوده خامنه ای ، تبلیغ علیه نظام آدمکش ، توهین به رهبری و توهین به ریاست جمهوری خون و خیانت به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و ۵ سال ممنوع الخروج از کشور محکوم شد.
اوج اعتراضات جنبش محصلان خواب خوش آدمکشان خامنه ای را حرام نموده و هر روز خبر فرسودگی نظام کهنه استبداد آخند ها به گو شها طنین انداز است ، به همین دلیل هر گونه برچسب های سخیف برای کوبیدن مخالفین شان دریغ نمی کنند . اینبار با انتشار عکس های مجید توکلی در حجاب زنانه ، برای تضعیف روحیه محصلین و ترس از رژیم را به نمایش گذاشتند . ولی این عکس ها سیلی محکم بود بر روی نظام ترور که در فردای آن محصلان با پوشیدن حجاب همبستگی شان را با توکلی اعلام نمودند و گفتن که همه مردم ایران چه زن و چه مرد در مبارزه خود علیه رژیم آزادیکش، جنیست نمی شناسد و " همه ما مجید توکلی هستیم ".

مجید توکلی چه در دوران محصلی و چه در زندان با اندیشه های انقلابی و مبارزه بی هراس ناقوس مرگ رژیم بیدادگر را بصدا در آورده است و اکنون نیز طی نامه های ماندگار اش از مقاومت و استادگی علیه رژیم استبداد، امید تازه ی به جنبش محصلان میدهد. او میگوید :« میتوان بارها در اتاق بازجویی و سلول های تنگ انفرادی جان را تسلیم کرد و عقیده را پاس داشت. »

همچنان از مقاومت و استادگی زنده یاد فرزاد کمانگر و یارانش چنین می نوسید : « این اولین باری نبود که این چنین دوستان را دیده بودم. تابستان ۸۶ و دیدار با دوستان در بند ۲۰۹ اوین. اولین کسی که بعد از روزهای سخت انفرادی دیدم فرهاد بود که از قندیل می گفت و نقاشی های پسر خردسالش و اراده عزمش، پشتوانه ای برای همه ی ما بود. بعد از چندی علی و فرزاد را هم دیدم؛ علی که آرامش و متانتش آرامش بخش بود و فرزاد که اسطوره ای بود در میان ما. ملتی بود به تنهایی و ایستاده. همیشه خندان و امید بخش در برابر همه ی سختی ها و در لحظه های سخت اشک و خون و بازجویی و احکام ناعادلانه ی دادگاه انقلاب... و باز او را دیدم در روزهای مکرر. آن هنگام که از بازداشتگاه خوفناک سنندج برای دومین بار فرزاد به اوین آمد. گردنش را آتل بسته و کتفش در رفته بود و دندان هایش شکسته بود اما اراده و ایستادگی اش استوار تر شده بود.

همان چند روز حضورش در هفت، باعث می شد به بهانه هایی سخت از هشت برای دیدنش با دوستان عازم شویم و سال گذشته نیز هنگامی که علی و فرزاد را از رجایی شهر برای اعدام به ۲۴۰ اوین آوردند. در حالیکه در سلول انفرادی منتظر ساعت ۴ صبح نشسته بودند – و من در حال اعتصاب غذا با توانی کم می دانستم که آن ها را برای چه آورده اند، دستم کوتاه تر از همیشه بود- فرزاد به من روحیه می داد که همه چیز خوب است و علی باز آرامشی بود در برابر همه ی سختی ها.در همه ی روزهای آزادی ام با تماس های روحیه بخش فرازد و با صدای گرمی که مادرم را در روزهای انفرادی من تنها نمی گذاشت دیدم که یک انسان اگر در بدترین شرایط هم باشد می تواند بزرگترن کارها را انجام دهد.

...و برادر بزرگم را کشتند. برادری کرد که او را عاشقانه دوست داشتم. برادر و معلم من. معلمی برای مقاومت و معلمی برای همه ی فرزندان ایران. آن روزها که الفبای ایستادگی در مقابل بدترین شکنجه ها و پرونده سازی ها را از او آموختم؛ آموختم که ایمان و اعتقاد انسان در برابر این مشکلات ارزشمندترین داشته است؛ آموختم می توان بارها در اتاق بازجویی و سلول های تنگ انفرادی جان را تسلیم کرد و عقیده را پاس داشت. او معلم من بود. معلمی که آموخت می توان همیشه لبخند زد و به همه ی انسان ها - فارغ از هر اختلاف و تفاوتی- انسانی نگریست».
از مجید توکلی ها، نسرین ستوده ها، نداآغا سلطانها و هزاران جوان در بند ایران بیاموزیم که با شجاعت و استقامت کم نظیر تحت شکجه های جلادان جمهوری اسلامی امید و پیروزی آینده را در زندان ها رقم میزنند و با مبارزه حماسه آفرین شان به دیگر جوانان الگو میشوند که چه انسانهای پاک باز اند که جان تسلیم میکنند، اما تسلیم نمی شوند. و همه روزه از زندان ها به راهیان شان پیام استادگی و فرسودگی نظام را میفرستند.

«کاخ استبداد دير زمانی است به لرزه در‌امده است. زوال قرائت فاشيستی و نابودی استبداد دينی فرا رسيده است. آغاز اين هزاره پايان ديکتاتوری‌هاست. ديکتاتوری‌های بزرگ با سر افکندگی در خاک افتاده اند. روند فرسايشیِ سرکوب آغاز شده است. سنگينی سلاح‌ها خسته شان کرده، بی آبرويی دروغ‌ها از پا در آورده شان، رسوايی خشونت توان شان را گرفته، نگاه‌های سنگين انسان‌های آزاده‌ی جهان و گام‌های استوار و پا بر جای آزادی خواهان کمرشان را شکسته است.‌امروز ديکتاتورها بايد اعتراف کنند که تنهايند و بايد بدانند که بايد بروند».

با درسگیری از استقامت " جنبش محصلان ایران" و دهها زندانی در بند رژیم جمهوری آموخت که چگونه در مبارزه خود علیه قصابان ملت ایران، پوهنتون ها را به میدان مبارزه تبدیل نموده و برای آزادی وطن و رفاه مردم محروم شان رزمیدند. اما محصلان وطنی ما در پوهنتون های کابل و ولایات غرق تضاد های مذهبی، ستمی، قومی و زبانی اند، هنوز شکار دشمنان سوگند خورده خلق اند و آندر نا آگاه از مسایل سیاسی اند که فریب دولت فاسد کرزی را همیشه میخورند و به وعده های وعید دولت جهادی- مافیایی کرزی باور دارند، امروزه هوای پوهنتون ها بوی سازش، تسلیم طلبی وسکوت مرگبار را هدیه میکند، دیگر « سیدال سخندان ها » در میان ما نیست که با گام های استوار شان پوهنتون ها هوای مقاومت، استادگی و صدای همدلی و رزمندگی را به گوشها طنین اندازد.

این روزها پوهنتون ها محل « فیشنتون» اند؛ نه معیادگاه رزمندگان دلیرما! و این « جزیره » خاموش و بی تحرکی را میتوان با درس گیری از مقاومت مبارزین با غرور ما و دیگر انقلابیون پاک باز جهان؛ این طلسم بی غیرتی را شکست و « سیدال » ها، «توکلی» ها، « ستوده » ها الگوی باشد برای راهیان راه آزادی.

کپی رایت © 2020 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0