صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > سی و پنج سال خیانت به منافع و مصالح ملی ایران : دکتر حسن کیانزاد

سی و پنج سال خیانت به منافع و مصالح ملی ایران : دکتر حسن کیانزاد

شنبه 28 دسامبر 2013

سرانجام روز یکشنبه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ موافقت نامه موقت شش ماهه بر سر برنامه اتمی جمهوری اسلامی در ژنو به امضای نمایندگان ۱+۵ و جمهوری اسلامی رسید. موافقت نامه ای که نشانگر تسلیم سرمداران رژیمی است نابخرد, زیاده خواه و رجزخوانی که در درازای ۳۵ سال گذشته, چه در پهنه ی حکومتگزاری در کشور و چه در عرصه ی سیاست جهانی برای پیشبرد آماج های ایده اولوژیک مذهبی سیاسی خود, جز فتنه و تنش آفرینی ابزار دیگری بکار نگرفته, منافع و مصالح کشورمان را زیر پا گذارده و آنرا با مخاطرات بسیار, از جمله حمله نظامی, تخریب و گسست ملی, روبرو ساخته است.

ناگفته نماند که بر پایه گزارشات رسانه های گروهی بویژه در آمریکا, از جمله خبرگزاری AP -و وال استریت ژورنال در کنار مذاکرات ۱+۵ در ژنو, گفتگوهای پنهانی از بهار سال ۲۰۱۱ میان نمایند گان دولت آمریکا به سرپرستی ویلیام برنز, معاون وزارت خارجه آمریکا, پیگر انجام گرفته و این در زمانی است که سیدعلی خامنه ای در یکی از سخنرانی ها ی خود, همه کسانی را که می خواهند باب مذاکره با آمریکا را باز کنند, ساده لوح و نادان می نامد و همچنین نزدیک به دو هفته گذشته, این رهبر معظم در هفته ی بسیج و عاشورای حسینی در جمع ۵۰,۰۰۰ نفری فرماندهان بسیج, مزورانه و عوام فریبانه بار دیگر, استکبار جهانی و آمریکا و اسراییل ر ا مورد دشنام و ناسزا قرار داده و با تحریک, بسیجیان را وادار به فریادهای مرگ بر آمریکا و اسراییل می کند و در دمی دیگر در رابطه با مذاکرات ژنو, سخن از نرمشی قهرمانانه به میان آورده و می گوید, این دست برداشتن از آرمانهای اسلامی نیست, بلکه مانور هنرمندانه ای است برای دست یافتن به مقصود, مقصودی که در این میان فراینداش را پس از ۳۵ سال حاکمیت جبار و فاشیستی سردمداران جمهوری اسلامی در میهن مان ایرانزمین, به چشم باز می بینیم.

خامنه ای می گوید «ما از هارت و پورت دشمن نمی ترسیم و اصرار داریم بر تثبیت حقوق ملت, از جمله حقوق هسته ای, یک قدم پا پس نمی گذاریم. البته در جزییات دخالت نمی کنیم ولی باید حدود و خطوط قرمز, رعایت شود»

این اصرار بر تثبیت حقوق ملت ایران و از آن جمله هسته ای, کدامین است که بخاطرش سردمداران جمهوری اسلامی ماجراجویانه بویژه در ده سال گذشته, کشور ما را با مخاطرات بیشمار منطقه ای و جهانی روبرو ساخته, چرخش اقتصاد ملی را با تحمیل تحریم ها نابسامان ساخته, با ایجاد نرخ تورم فزاینده ی ارزی, پول و ثروت ملی ایرانیان را بگونه ی هزاران میلیاردی به باد داده, فروش نفت خام ۵ میلیون بشکه در روز پیش از انقلاب را در درازای ۳۵ سال گذشته به ۲,۵ بشکه و پس از آغاز تحریم ها به ۷۵۰,۰۰۰ بشکه در روز کاهش داده است؟

گزارش صد روزه آقای حسن روحانی از اوضاع پریشان و ورشکسته ی اقتصادی و مالی کشور, مشتی است از خروار. او می گوید, هنگامیکه من مسئولیت دولت را به عهده گرفتم, موجودی خزانه کشور, تنها ۲۸۰ میلیارد تومان بوده است که تنها برای پرداخت حقوق کارمندان دولت یعنی مرداد ماه, ۴۰۶۰ میلیارد تومان به بانکها بدهکار شدیم. نرخ تورم در مقایسه با شهریور سال گذشته ۴۳ در صد افزایش یافته و بدهی دولت به سیستم بانکی و صندوقهای بازنشستگی, به پیمانکاران و بخش خصوصی به بیش از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. تعهدات و تسهیلات در سفرهای استانی دولت احمدی نژاد در ۸ سال گذشته ۲۱۱ هزار میلیارد تومان بوده که تنها ۳۰ درصد آن انجام گرفته, ۷۰ درصد آن باقی مانده. یعنی ۱۶ سال طول می کشد که پایان بپذیرد. در سال ۹۱ تورم ۴۰ درصدی و رشد منفی (رکود) داشتیم. کمبود گندم در یکی از استانهای کشور در سیلوها تنها برای سه روز وجود داشت با وجود اینکه ۲٫۷ میلیون تن گندم وارد کرده ایم. و آنگاه روحانی می گوید, نمی خواهم بگویم همه ی مشکلات ما مربوط به تحریم است, عمده مشکلات ما بی تدبیری بوده. در عین حال که دولت, تحریم را کاغذ پاره می خوانده, اما وابستگی اش را به خارج از طریق واردات بیشتر کرده است. در ۸ سال گذشته دولت با بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت و گاز پولدارترین دولت ها بوده, اما بدهکار ترین.

ارایه یک چنین تابلویی, انبان از اوضاع پریشان و نابسامان کشور و بویژه اقتصاد ورشکسته آن با خزانه خالی و چپاول شده اش و همچنین میلیاردها بدهکاری – که دولت مورد پشتیبانی رهبر معظم سیدعلی خامنه ای, یعنی احمدی نژاد از خود به جای گذاشته است- باید که عاملین اش را به سبب حیف ومیل و غارت اموال عمومی بر کرسی اتهام و دادخواهی نشانید که در ردیف شماره یک آن, سیدعلی خامنه ای قرار دارد. زیرا که او به عنوان ولایت فقیه و برطبق اصول و مبانی قانون اساسی جمهوری اسلامی, اقتدار بر تمامی قوانین انتخابی, قانونگزاری, قضایی و اجرایی داشته و باید به ملت ایران پاسخ دهد که دلیل حمایتش از یک چنین دولت بی عرضه و نابخردی, که به خاطرش, خیزش آزادیخواهانه میلیونی زنان و مردان ایرانزمین را سرکوب کرده و آنهمه قساوت و جنایات خونین را براه انداخته, چه بوده است؟. آنوقت این جرسومه های فساد و زشتی و قهر و کینه در هفته ی بسیج و عاشورای حسینی سخن از عزت و کرامت انسانی و حماسه زینب کبری, به میان می آورند و شرم و حیا هم ندارند. اما بازگردیم به اینکه سید علی خامنه ای میگوید: اصراربر تثبیت حقوق ملت ایران و ازجمله حقوق هسته ای دارد و یک قدم هم به عقب پس نخواهد نشست!؟

این حقوق هسته ای که رژیم جمهوری اسلامی و سردمدارانش در ده سال گذشته بخاطرش با نهادهای جهانی از جمله شورای امنیت سازمان ملل متحد و آژانس اتمی در وین و کشورهای ۱+۵ و اتحاد اروپا و آمریکا در افتاده اند چیست و چگونه است؟

آیا براستی در رابطه با استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای, حقی از مردم ایران گرفته و یا زیر پا گذاشته شده است؟ … بر پایه قراداد منع گسترش تسلیحات اتمی و پروتکل الحاقی آن که سرانجام علی اکبر صالحی نماینده وقت ایران در آژانس جهانی انرژی اتمی در وین در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۳ , امضا کرد- همه کشورهای جهان حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را داشته, یعنی اینکه می توانند غتی سازی اورانیوم را تا مرز ۵%, هم برای مصرف رآکتور های پژوهشی و هم تولید میله های سوخت نیروگاههای اتمی, انجام دهند. اما حکومتگران جمهوری اسلامی, که این موافقتنامه را که خود امضاء کرده بودند با افزایش بیش از پانزده هزار سانتریفیوژ از مرز ۵% تا ۲۰% بالابرده, آنهم با پنهان کاریها در نظنز, اراک, اصفهان و دردل کوهها. آنها همچنین از ورود بازرسان آژانس بین المللی اتمی که بر پایه قوانین آژانس این حق به آنها داده شده که با خبر و یا بی خبر, برای کنترل به ایران سفر کنند, جلوگیری کرده و تمام قوانین پیمان نامه منع گسترش را با خیره سری زیر پا گذاردند. آقای احمدی نژاد در آن هنگام قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد را کاغذ پاره خوانده و به هیچ گرفتند و با پنهان کاری و شتاب به غنی سازی اورانیوم برای تولید %۲۰ ادامه دادند. مسئولین حکومت در ۱۳ دسامبر سال ۲۰۰۵ اعلام کردند برغم پیشنهاد اروپا برای ارائه رآکتور آب سبک, ساخت رآکتور آب سنگین را در اراک متوقف نخواهند کرد.

در ۹ آوریل سال ۲۰۰۴ غلامرضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی ایران برای نخستین بار پس از مذاکرات چند ساله بی حاصل, خبر می دهد که جمهوری اسلامی داوطلبانه کار سانتریفیوژ ها را متوقف می کند. اما در ژوئن همانسال آژانس بین المللی سخن از نشانه های تازه ای از اورانیوم غنی شده در ایران به میان آورده, که فراتر از سطح لازم برای تولید غیرنظامی انرژی هسته ای است. در ۱۳ ژوئن ۲۰۰۴, مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند که تسلیم فشارهای بین المللی نخواهند شد و در ۲۷ ژوئیه ۲۰۰۴ آنها پلمب انرژی اتمی را از روی سانتریفیوژ ها کنده و تولید اورانیوم, دوباره در نطنز آغازمی گردد.

در ۱۵ اوت ۲۰۰۵ علی لاریجانی بجای حسن روحانی دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی شده و سرپرستی مذاکرات با نمایندگان سه کشور آلمان, فرانسه و انگلیس را به عهده می گیرد. در تاریخ ۲۳ اوت ۲۰۰۵ این نمایندگان به سبب از سرگیری فعالیت های هسته ای در تاسیسات اصفهان, انجام مذاکرات دگرباره را که قرار بود در تاریخ ۳۰ اوت ۲۰۰۵ آغاز گردد به دلیل نقض مفاد توافقنامه پاریس که در نوامبر ۲۰۰۴ امضاء کرده بودند, لغو کردند. در این هنگام, حادثه آفرینان حزب اللهی رژیم به خیابانها ریخته و پرچم های ملی سه کشور آلمان, فرانسه, انگلیس و همچنین آمریکا را به آتش کشیدند و با شعارهای مرگ بر آمریکا و سه کشور اروپایی «وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد, ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد.», منطق و شیوه عمل حاکمیت فرقه ای را در برخورد با جهان آزاد در قرن بیست و یکم, به نمایش گذاردند.

با توجه به آنچه که در فراز آوردیم, می توان روشن بیان نمود که مشکل اساسی و بزرگ جمهوری اسلامی و حاکمیت فرقه ای, مکتبی, سیاسی و مذهبی آن, نبود اعتمادی است که در ۳۵ سال گذشته نسبت به خود در جهان بوجود آورده و این بی اعتمادی با توجه به تمامین کنش های تنش آفرین حکومتگران در منطقه, یعنی حمایت از سازمانهای تروریستی, از جمله حزب الله در لبنان و فلسطین و همچنین اسد جنایتکار در سوریه و دیگر کشورهای جهان, با آمدن احمدی نژاد در هشت سال گذشته و دخالت عوامل سپاه و بسیج در امور کشور و برکرسی نشاندن اصولگرایانی چونان علی لاریجانی بریاست مجلس اسلامی, سال به سال افرونتر گشته است.

در تاریخ ۱ اوت ۲۰۰۵ علی لاریجانی در برنامه یک تلویزیون میگوید: قرارداد منع گسترش تسلیحات اتمی مرده است. اختلاف ما با غرب در مورد تسلیحات اتمی است و نه درباره تهیه میله های سوخت هسته ای برای تولید نیرو. ما تا به حال با اروپایی ها در باره غنی سازی اورانیوم سبک (Low) بحث کرده ایم و نه اورانیوم سنگین (High) که به آن نیاز داریم. از ایشان پرسیدند برای چه کار شما به این اورانیوم نیاز دارید, او خیلی شفاف پاسخ داد, این حق را ما داریم که با تسلیحات اتمی از خود دفاع کنیم, یعنی اینکه بمب اتمی بسازیم. و هم در این رابطه علی لاریجانی در مقام پیشین خود یعنی ریاست رادیوو تلویزیون جمهوری اسلامی پس از امضای پیمان الحاقی منع گسترش تسلیحات اتمی یعنی NPTگفته بود, «مروارید غلتان دادیم و آب نبات گرفتیم» و هم در این رابطه, سرپرست انستیتوی مطالعات استراتژیک در روسیه آقای ولادیمیراورلو Wladimir Orlow در یک کنفرانس مطبوعاتی صریح می گوید که ما باید بپذیریم که ایران در جهت رسیدن به یک برنامه کامل استفاده انرژی اتمی است که ظاهراً صلح آمیز است, اما تنها یک گام برای تولید تسلیحات اتمی فاصله دارد.

همچنین در این رابطه, آقای «کلاس دیتر فرانک برگر» در تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۰۴ در تحلیلی مهم زیر عنوان «قدرت اتمی ایران» در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ می نویسد: سخن از یک مرکز خطرنوین در منطقه تنش زای خلیج فارس در میان است.حکومتگران در ایران, با شتاب بی سابقه ای هدف خود یعنی کامل کردن برنامه هسته ای را دنبال می کنند و مدعی هستند که برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است. به این سخن دیگر کسی باور ندارد. همگان بر این باورند که حکومت در ایران بدنبال تولید تسلیحات اتمی و از جمله کلاهک اتمی برای راکت های میان و دوربردی است که با آنها بتواند مرکز اروپا را نشان بگیرد. آیا می توان پذیرفت که یک رژیم فناتیک اسلامی در خاورمیانه به تسلیحات اتمی دست یابد؟

«یوشکا فیشر» وزیرخارجه آلمان, در آن هنگام, پیش از آغاز جنگ آمریکا با عراق گفته بود که خطر واقعی نه از سوی عراق, بلکه از سوی ایران است که درنزدیکی دستیابی به تسلیحات هسته ای قرارگرفته است. شکی نیست که اگر ایران یک قدرت تسلیحاتی اتمی شود, این باخود یک وضعیت استراتژیک نوینی را در خاورمیانه, خلیج فارس و دریای مدیترانه شرقی پیش می آورد که همراه با واکنش هایی از سوی دیگر کشورهای منطقه خواهد بود. از جمله اسرائیل اعلام کرده است که در این راستا آرام نخواهد نشست. همانگونه که درهنگام جنگ ایران و عراق مرکز رآکتور اتمی «اوزیراک» (Ozirak) کشور عراق را بمباران کرد و این پرسش پیش روی ما قرار داد که چرا نباید دیگر کشورهای منطقه از جمله عربستان, مصر و ترکیه و حتا سوریه در چارچوب سیاست های راهبردی و ثبات و امنیت ملی خود, دست به فناوری تسلیحات اتمی ببرند و در چرخه ای کلاسیک از دفاع اتمی قرار نگیرند؟»

آقای فیشر همچنین یادآور شد که مقامات مسئول در ایران باید با واقع بینی به مسائل بنگرند و بی گدار به آب نزنند و بدانند که این فکر, یعنی آمریکا بخاطر گرفتاریهای خود درعراق, جبهه نبرد دیگری را در ایران نخواهد گشود, اشتباه می باشد.

اما, سرانجام همه این کوشش ها و مذاکرات پیگیر نمایندگان نهادهای جهانی, از جمله شورای امنیت سازمان ملل متحد, آژانس انرژی اتمی دروین و اتحاد اروپا و همچنین اندرزهای مصلحین گوناگون, نتوانست سردمداران جمهوری اسلامی را بر سرعقل بیاورد, تا اینکه شورای امنیت سازمان ملل متحد برپایه قطعنامه های۱۷۳۷, ۱۷۴۷, ۱۸۳۰, ۱۸۳۵, ۱۹۲۹ سخت ترین و فلج کننده ترین تحریم های تاریخ را بر پایه فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد, یعنی «تهدید و یا نقض صلح در جهان» بمانند شمشیر داموکلس بر سر کشورمان فرود آوردند که فرایندش در پهنه اقتصاد ملی به گونه ورشکستگی, تورم و بی ارزشی و نابودی فزاینده هزاران میلیارد ثروت ملی کشور و ضبط ذخیره های ارزی دهها میلیارد دلاری از فروش نفت در بانک های آمریکا و دیگر کشورهای جهان آَشکار گردیده است. با توجه به آنچه که در فراز آورده شد, پذیرش موافقتنامه موقت شش ماهه از سوی حکومتگران شعارپرداز جمهوری اسلامی در شرایطی که رئیس جمهورش سخن از وضعیت بحرانی اقتصاد کشور, بدهکاری های هزاران میلیاردی و خزانه خالی و حتی نداشتن گندم برای پخت نان روزانه مردم, به میان می آورد, فرایندش, پایان مفتضحانه زیاده خواهی ها و گربه رقصانی های رژیم در راستای استفاده از انرژی هسته ای برای تولید تسلیحات اتمی است و شکست سیاست های نابخردانه و ضدملی حاکمیتی که از هرگونه اعتماد و مشروعیت ملی و بویژه توده های میلیونی محروم و تنگدست جامعه ایران, بدور است.

اما هنوز هم, سردمداران این نظام ستمگر از هرگونه شرم و حیایی بدورند. سیدعلی خامنه ای با وقاحت درهفته بسیج می غرد و زبان به ناسزاگویی و گزاف گویی های تکراری شعارگونه همیشگی اش, می گشاید. از سویی امضا بر پای موافقتنامه تسلیم و شکست و رسوایی و قبول تمهیدات ۱+۵ گذارده و از سوی دیگر عوامفریبانه از تثبیت حقوق ملت ایران و حقوق هسته ای سخن به میان می آورد, حقوقی که بر پایه قرارداد منع گسترش تسلیحات اتمی و بدور از همه بحرانهای سیاسی و اقتصادی که در ده سال گذشته آفریدند, نه تنها برای ملت ایران, بلکه در سراسر جهان برای همگان از بدیهیات تنظیم قوانین ویژه آن می باشد.

سردمداران این نظام جهل و جنون و ستمگر, ۳۵ سال پیش کشوری پیشرو در راه توسعه و پیشرفت فزاینده را با ذخیره های ارزی میلیاردی و ارزش بی سابقه پول ملی در جهان, تحویل گرفتند و امروز آن را در تمام عرصه های اقتصادی, فرهنگی, آموزشی, اجتماعی و سیاسی و بویژه سیاست خارجی با شکست و زبونی و آسیب پذیری روبرو ساختند و میهن ما را درپهنه ی مناسبات متعارف و بخرد جهانی به انزوای مطلق کشانیدند. فراموش نکنیم که نخستین رآکتور اتمی پژوهشی در ایران در بیش از نیم قرن پیش در ایران ساخته شد. و درهنگام آغاز ساخت نیروگاه اتمی بوشهر, هیچ نهاد بین المللی و یا کشوری, چه در منطقه و یا غرب و شرق, زبان به اعتراض نگشودند. زیرا که آن حکومت بر پایه اصول و مبانی و قوانین سازمان ملل متحد, تنها بدنبال استفاده صلح آمیز و پژوهشی و تولید نیرو بود و نه دستیابی به تسلیحات اتمی – البته چه در آن هنگام و چه امروز که هنوز کار آن نیروگاه در بندربوشهر بسامان نرسیده, این پرسش مطرح است که آیا برای کشوری که دارای ذخایر بزرگ نفت و گاز و همچنین انرژی خورشیدی و باد می باشد, با توجه به مراکز زلزله خیز کشورمان از جمله در بندربوشهر, دستیابی به این فناوری اتمی برای تولید برق, کارشناسانه و علمی بوده است؟. در همین روزهای گذشته در ۶۰ کیلومتری نیروگاه اتمی بوشهر, یعنی در شهر برازجان, شاهد زلزله ای بوده ایم به قدرت ۷, ۵ ریشتر, که همراه با آسیب پذیری های سنگین انسانی و تخریب شده است. البته این بحث و کندوکاو دیگری است که از آن اکنون در اینجا می گذریم-

موافقت نامه موقت شش ماهه, سردمداران رژیم جمهوری اسلامی و رهبر مطلق العنان آن را, وادار و متکلف کرده است به عقب گرد و توقف برنامه اتمی که آماج اش تولید تسلیحات اتمی بوده, با فرایندی مصیبت بار و بحران آفرین برای ملت ایران و میهن عزیزمان ایرانزمین. اکنون وظیفه اپوزیسیون راستین و مسئولیت پذیر ایران در این است که یکبار و برای همیشه به این دوران جدایی ها, اختلافات فردی, گروهی و فرقه ای پایان داده و در راستای همیاری و همگرایی انسانی برپایه اصول و مبانی مشترک ملی, مردم سالار و سکولار, استوارانه برای نجات میهن مان از این گرداب هولناک تخریب زندگی, برای ماندن و بودنی رفاه- و سعادت آفرین, گام بردارند.

من سخن را با گفتار جانباخته ی ایرانپرست ایرانزمین به مناسبت پانزدهمین سالگرد آن جنایت خونین, سروران همیشه زنده یاد, پروانه و داریوش فروهر در یکم آذر ماه ۱۳۷۷ , پایان می برم- این سخنان را زنده یاد داریوش فروهر یکسال پیش از آن جنایت بربرانه گماشتگان رژیم, در مصاحبه با رادیو آزادگان, بیان کرده بود,

باشد که به دل و جان بسپاریم و به راهش روان, تا روز پیروزی بر اهریمنان زمان, استوار:

اکنون میهن ما در یکی از بدترین زمانهای تاریخ پر فراز و نشیب خودش است و وظیفه ملی هر فرزند این سرزمین خدایی, تلاش برای برچیدن بساط یکه تازی سر دمداران جمهوری اسلامی است و برقراری مردمسالاری به عنوان تنها شیوه درست کشور داری. یکی از ترفندهای یکه بازان و خشکه قدرت نشسته گان در ایران, این است که هر از چندگاه یک نمایش انتخاباتی برپاکنند و ظاهر آراسته, به فرمانروایی خود بدهند. در چنین وضعی به هیچ وجه نباید فریب خورد, به هیچ نفس نباید قهر سنگین مردم را نسبت به این سامان یکه تازانه ضد ایرانی کم کرد, بلکه باید کوشید که این قهر سنگین, اما خاموش به یک پرخاش و خروش همگانی بدل شود و دشمن را که همه چیز ایرانی را به بازی گرفته, بازپس زد.

یازدهم آذرماه ۱۳۹۲ برابر با دوم دسامبر ۲۰۱۳

پاینده ایران

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0