صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > مزدور ديو: شکوه ميرزادگی

مزدور ديو: شکوه ميرزادگی

دو شنبه 6 ژانويه 2014

در کشورهايی چون کشور ما، به‌خاطر وجود منابع و ثروت‌های بی‌شمار طبيعی از يک سو و سيستم‌های ديکتاتوری و فاسد، از سويی ديگر، کسی در حکومت، و حتی در بخش‌هايی از جامعه، برای کار و ارزش آن کمترين اهميتی قايل نيست. اين امر موجب شده تا آن‌ها که واقعاً "کار" می‌کنند، وضعيت‌شان تفاوتی با بردگان قرون وسطا نداشته باشد. در اين نوع کشورها افرادی هم هستند که با وجود تن به کار ندادن، به‌دليل وابستگی و يا در خدمت ديکتاتوری بودن، درآمدهای کلانی دارند

اين روزها، موضوعی در مجلس اسلامی مطرح شده که سه چهار سالی بود از زبان برخی از افراد دلسوزی که چشم و گوش هوش را به کارهای گردانندگان حکومت اسلامی باز کرده اند شنيده می شد، اما عدهء کثيری نيز، به عمد و يا به سادگی و ناباوری، آن سخنان را «دايی جان ناپلئونی» می انگاشتند و يا، اگر از وابستگان يا علاقمندان و يا مزد بگيرهای نظام بودند، گوينده را بلافاصله به «سيا، صيهونيسم، انگليس و فتنه و ..» وصل کرده و با، زشت ترين دروغ ها و اهانت ها، می کوشيدند او را از ميدان به در کنند.

سخنانی که اکنون، در مجلس شورای حکومت اسلامی، دربارهء «پخش پول بين ايرانيان خارج از کشور» شده، بصورتی بسيار روشن و واضح، پرده از برنامه ی حساب شده ای برمی دارد که می تواند نشانه هايی از دلايل بوجود آمدن مشکلاتی باشد که بر سر راه اپوزيسيون خارج کشور قرار دارد و به همان سخنانی واقعيت می بخشد که بارها از زبان بسيارانی شنيده شده: «جمهوری اسلامی با پخش پول بين عده ای به آن ها مأموريت به هم زدن اپوزيسيون و خنثی کردن تلاش های روشنگرانه ی آن را داده است.»

شنبه چهاردهم دی ماه، سخنگوی کميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس، با بيان اينکه «دولت لايحه حذف يارانه نقدی دهک‌های پردرآمد را به مجلس ارائه نکرده است» بار ديگر بر عدم حذف يارانه نقدی دهک‌های کم درآمد تأکيد کرد.

سايت دولتی آفتاب، بنا بر گزارش خبرگزاری ايلنا در اين مورد می نويسد: غلامرضا کاتب با بيان اين مطلب، با اشاره به بررسی لايحه بودجه ۹۳، پيرامون آخرين وضعيت هدفمندی يارانه‌ها گفت: «دولت هنوز لايحه‌ای در خصوص نحوه حذف و يا عدم حذف دهک‌های پردرآمد به مجلس ارائه نکرده است». او پس از سخنانی در اين مورد اضافه می کند که: «ابتدا بايد يارانه ی حداقل ۴ و نيم تا ۵ ميليون نفر که شناسنامه ايرانی دارند و خارج نشين هستند، حذف شود.»

اگر اين سخنان را، با گزارشی در مورد تهيه ی بانک آماری ايرانيان (که آن هم درست در جريان انتخابات سال ۸۸ که به جنبش آزادی خواهانه مردم ايران منتهی شد در سايت آفتاب منتشر شد) مقايسه کنيم می بينيم که ماجرای «پرداخت يارانه ها در خارج کشور» از همان زمان به صورتی جدی دنبال می شده است. در آن زمان اسفنديار رحيم مشايی، که جانشين رييس جمهور در شورای عالی ايرانيان خارج از کشور بود، به خبرنگاران گفت که: «در بانک آماری ايرانيان مقيم خارج از کشور، اطلاعات تفصيلی درباره ی تعداد ايرانيان، سن، جنسيت، تحصيلات و ديگر اطلاعاتی از اين دست پيش بينی شده است که کمک بزرگی به برنامه‌ريزی برای امور هموطنان خارج از کشور می‌کند». او همچنين گفت که: «با اين نگاه هم ما در داخل کشور از ظرفيت ايرانيان خارج از کشور بهره‌مند می‌شويم و هم ايرانيان مقيم ديگر کشورهای دنيا می‌توانند از پيشرفت‌ها و امکانات کشورشان سهم ببرند و تکليف خود را درباره کشورشان ادا کنند».

در واقع، اکنون با سخنان مطرح شده در مجلس اسلامی، می توان به طور مستند گفت که پخش پول بين برخی از ايرانيان خود فروخته در خارج يک واقعيت است.

به نظر من، البته اين سياست «نظام» بوده و ربط مستقيمی به احمدی نژاد ندارد اما می شود گفت که در زمان او اين ماجرا اوج گرفته است، چرا که در زمان رياست جمهوری دوم اوست که ايرانيان خارج کشور برای اولين بار نقش «مدد دهنده» ی خود را در مبارزات مدنی ايرانيان به خوبی نشان دادند.


فروکش کردن مبارزات در خارج کشور

کسانی که، به همت دولت احمدی نژاد و در پی سرکوب بی امان مبارزان جنبش آزادی خواهانه سال ۸۸، از «امکانات کشورشان» سهم بردند «دين و تکليف» خود را بسيار سريع انجام دادند اما مدت ها طول کشيد تا ما «گروه خارجه نشين های بی خبر» متوجه سکوت و کناره گيری بی منطق و بی جای کسانی که با شدت رهبران جنبش سبز در خارج خوانده می شدند، بشويم.

سکوت مردم ايران و به انزوا پناه بردن به خانه ها کاملاً قابل درک است. انسان عاقل و تنها سر به سنگ نمی کوبد و، اگر هوشيار باشد، به دنبال روزنه و راهی می گردد؛ اما خارج نشينان که آن خطرات تهديدشان نمی کند چه؟

به تصديق بيشترين روزنامه نگارها و رسانه های غربی، اعتراض های مردمی سال ۸۸ و انعکاس بلافاصله ی آن در جهان نمود يکی از گسترده ترين و حيرت انگيزترين جنبش های مدنی معاصر بود. مهم ترين روند جديدی که در اين «جنبش» وجود داشت جريان پاس دادن خبرها به شکلی کاملاً منظم و دقيق از سوی مردم داخل ايران به ايرانيان خارج و سپس از سوی آن ها به رسانه های خارجی بود؛ روشی که سبب شد تا اعمال و رفتار خشونت آميز يک حکومت ديکتاتوری زير نور افکن هايی بزرگ قرار گيرد، آن هم حکومتی که در به روی روزنامه نگاران خارجی بسته بود، و همه ی رسانه های داخلی نيز زير نظر و کنترل شديد اش قرار داشتند.

اما چه شد که در ظرف چند روز، بله فقط چند روز، همه چيز در سکوت فرو رفت؟ اکنون که از مقامات حکومتی می شنويم که چهار و نيم تا پنج ميليون نفر در خارج کشور يارانه می گيرند، يا در واقع مزدور شده اند، آيا می توانيم اين دو «واقعه» را به هم پيوند دهيم؟ اگر چه بنظر می رسد که ذکر رقم پنج ميليون ايرانی خارجه نشين، به خصوص در اروپا و آمريکا، رنگ غلو بخود گرفته است اما بهر حال حاکی از آن است که افرادی در اروپا يا آمريکا هستند که به نام «يارانه» از حکومت اسلامی پول دريافت می کنند. و اين جدا از خيل کسانی است که برای توسعه ی اسلام حکومتی به عراق و سوريه و لبنان و ديگر جاها فرستاده شده و رسماً «مزدور رژيم» محسوب می شوند. با اين همه، کسانی که در خارج کشور ساکن اند و از اين حکومت يارانه ها می گيرند نامی جز «مزدور» ندارند.

توجه کنيد که من کلمه ی «مزدور» را برای ميليون ها مردمی که در ايران يارانه دريافت می کنند به کار نمی برم. می گويم حکومت فاسد ناتوانی که قادر نيست برای مردمان يک سرزمين ثروتمند کار توليد کند و نان و رفاه شان را تامين کند، برای اينکه سر بر ندارند و طغيان نکنند به «حق سکوت» معتادشان می کند و آن ها نيز اين «ناچيز» را از سر ناچاری و فقر می گيرند. اما آن که گرفتار فقر نيست و به شکل های مختلف از حکومت پول می گيرد، و يا در خارج زندگی می کند، به خصوص در کشورهای اروپايی و آمريکايی که می تواند در انها کار داشته باشد، يا حداقل از کمک ها و بيمه ی اجتماعی و درمان و غيره استفاده کند وقتی «يارانه»ی حکومتی مردم کش و آزادی ستيز را قبول می کند در واقع دارد مزد سکوت و همراهی با ديکتاتوری را می گيرد. و، پس، او نيز، در واقع، يک «مزدور» است.

مزدور کيست؟

کار، چه در شکل فيزيکی و چه در شکل انديشگی خود، يکی از زيباترين و شريف ترين رفتارهای انسان در درون طبيعت است. انسان، از لحظه ای که بر دو پای خود ايستاد، علاوه بر اين که با کار خويش خورد و خوراک و سوخت و ساز اش را تأمين کرد، و به ماندگاری نسل اندر نسل خود مدد رساند، توانست خويشتن را از اعماق جهالت و بربريت بيرون کشد و با گذاشتن خشت بر روی خشت بر ارتفاع بنای عظيم تمدن و پيشرفت بشری بيافزايد.

در فرهنگ های مختلف و پيشرفته ی جهان، هميشه و به شکل هايی گوناکون، به «کار» به عنوان با ارزش ترين داريی ها و سرمايه ها نگاه شده و، به همين دليل، برای هر کاری دستمزدی تعيين می شود. انديشمندان و مصلحان جهان، به ويژه پس از انقلاب صنعتی و به خصوص در پايان دوران برده داری، برای آن کسی که کار می کند، و با کار خويش زندگی را می سازد، و در تغيير و پيشرفت جهان نقش دارد، جايگاه ويژه ای قايل بوده اند. و تلاش همين مصلحان سبب شده تا اکنون در کشورهای پيشرفته صنعتی (کم و بيش) افراد بتوانند دستمزد و امکاناتی قابل توجه در مقابل کار فيزيکی يا فکری خود داشته باشند. و اين «دستمزد گرفتن» همواره با غرور و افتخار ناشی از ارزش کارشان همراه است.

اما، در کشورهايی چون کشور ما، به خاطر وجود منابع و ثروت های بی شمار طبيعی از يک سو و سيستم های ديکتاتوری و فاسد، از سويی ديگر، کسی در حکومت، و حتی در بخش هايی از جامعه، برای کار و ارزش آن کمترين اهميتی قايل نيست. اين امر موجب شده تا آن ها که واقعاً «کار» می کنند، وضعيت شان تفاوتی با بردگان قرون وسطا نداشته باشد.

در اين نوع کشورها افرادی هم هستند که با وجود تن به کار ندادن، به دليل وابستگی و يا در خدمت ديکتاتوری بودن، و گاه فقط از طريق تملق گفتن و مدح و تحسين کردن ديکتاتور، دارای درآمدهای کلانی هستند. در آمدهايی که برای آن دسته از مردم که دارای تحصيلات و تخصص و غيره هم هستند و با کار کردن شرافتمندانه زندگی می کنند وجود ندارد.
اين دسته از آدم ها را «مزدور» نام داده اند.

ارزش کار در فرهنگ ايرانی ما

در فرهنگ ايرانی، از دوران های بسيار کهن، کار (البته نه با معيارهای امروزی، بلکه با درک محدودی که انسان آن روزگاران از زندگی داشت) جزو رفتارهای نيک، و تنبلی و فرار از کار جزو زشتی ها بوده است. در فرهنگ ايرانی ما، و در بيان استوره ی آفرينش، آمده است که اهورامزدا پس از اين که جهان نيک و زيبايی را می آفريند، ايزدان و فروهرهايی نيز که برای آرامش و شادمانی بخشيدن به زندگی مردمان در کارند پديد می آيند. اما، در مقابل اهورامزدا، اهريمن است که دست به آفرينش جهان بدی و زشتی می زند و در برابر هر «ايزد»، که مظهر نيکی بوده، «ديو»ی بوجود می آورد.

ايزدان، که مشهورترين شان آناهيتا (ايزدبانوی آب و باران و رويش و باروری) و آذر (ايزد آتش)، ورهران (ايزد پيروزی) و مهر يا ميترا، هستند، در کنار انسان ايستاده و مدد کار او برای آباد سازی و زيباسازی جهان اند. ديو ها اما (از ديو جنگ و مرگ و خشکسالی گرفته تا ديوی که فهم مردمان را در هم می ريزد، و ديو تنبلی، و ديوی که مردمان را از کار کردن بازمی دارد) در مقابل انسان ايستاده اند تا او را از سازندگی بازدارند.

مزدوری

شايد به همين دليل است که اغلب واژه ی «مزدور» در فرهنگ اصيل ايرانی بصورت ترکيبی «مزدورِ ديو» آورده شده است.

در فرهنگنامه ی دهخدا می خوانيم که: «مزدورِ ديو» شخصی را گويند که کارهای لايعنی کند و در آن نه فايده ی دنيا و نه نفع آخرت به جهت او باشد؛ و اينچنين شخص را «هيزم کش دوزخ» نيز گويند. و از فرهنگ های برهان و آنندراج «مزدور ديوان» را استخراج می کند. و بالاخره می نويسد: «مزدور ديو شدن، بر ديو مزدور شدن؛ عاطل و باطل شدن، بيهوده و بی مصرف شدن. مزدور ديو گشتن است». در اين فرهنگ، به استناد آنچه که در استوره ها و قصه ها و شعرهايی که برايمان مانده، هميشه آن که از کار و زحمت بازوی خود نان می خورده جزو نيکان محسوب شده و آنکه از کار و سازندگی گريزان بوده، اما به خاطر چسبيدن به حکام ديوصفت مزدی دريافت می کرده، «مزدور ديو» شناخته می شده. اصطلاح «طرف روح خودش را به شيطان فروخته» چه در کشورهای غربی و چه در کشور خودمان، به همين معنا اشاره دارد.

فردوسی به زيبايی می گويد که: نه اين بی خرد، از خرد دور شد/ روانش برِ ديو مزدور شد.

و سنائی از پستی و نادانی کسانی می گويد که: ز دونی و، ز نادانی چنين مزدور ديوان» شد.

و نظامی می سراييد که: بسا آسيا کو غريوان بود/ چو بينند: مزدور ديوان بود!

و يا : از جرس نفس برآور غريو / بنده ی دين باش، نه مزدورِ ديو .

***

می بينيم که جمهوری اسلامی، در کنار همه ی زشت کاری هايی که در اين ۳۵ ساله داشته، و در کنار تحميل انواع فرهنگ های ضد انسانی بر مردمان، توانسته فرهنگ مزدور پروری را نيز شايع و حداقل هزارها تن را تبديل به «مزدورِ ديو» کند.

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0