صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > گزارش > دبیر دفتر تحکیم وحدت به زندان اوین فراخوانده شد

دبیر دفتر تحکیم وحدت به زندان اوین فراخوانده شد

سه شنبه 28 سپتامبر 2010

مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت روز گذشته ۵ مهرماه با دریافت احضاریه ای برای اجرای حکم زندان فراخوانده شد.

به گزارش دانشجونیوز این احضاریه از سوی اجرای احکام دادسرای شهید مقدس مستقر در بازداشتگاه اوین و علیرغم بیماری قبلی مهدی عربشاهی صادر شده است.

دبیر دفتر تحکیم وحدت پیش از این در روز عاشورای سال گذشته بازداشت شده بود که پس از مدتی بر اثر حمله قبلی در زندان اوین به بیمارستان منتقل و سپس با قرار وثیقه آزاد شد. مهدی عربشاهی طی مدت آزادی مورد عمل جراحی قلب قرار گرفته و به صورت مداوم تحت نظارت پزشکی قرار داشته است.

احضار دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در حالی صورت گرفته است که دو عضو دیگر این اتحادیه دانشجویی، بهاره هدایت و میلاد اسدی، در زندان به سر می برند. بهاره هدایت و میلاد اسدی با محکومیت سنگین ۹ سال و نیم و ۷ سال حبس نزدیک به یک سال است که در زندان اوین به سر می برند. مهدی عربشاهی نیز سال گذشته به ۲ سال و نیم حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام محکوم شده بود.

همچنین طی هفته های گذشته احضاریه هایی برای عباس حکیم زاده دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت و نسیم سرابندی دبیر کمیسیون زنان این اتحادیه، از سوی دادسرای زندان اوین و وزارت اطلاعات صادر شده است.

به نظر می رسد احضارها و فشارها بر اعضای دفتر تحکیم وحدت همزمان با بازگشایی دانشگاه ها، در راستای تهدید فعالیت های دانشجویی و محدود کردن هرچه بیشتر دفتر تحکیم وحدت است.

این اتحادیه در ابتدای هفته جاری بیانیه ای به مناسبت آغاز سال تحصیلی منتشر کرده و در آن از لزوم تدوین مدل های جدید فعالیت دانشجویی در سال تحصیلی پیش رو سخن گفته بود.

همچنین طی روزها و هفته های گذشته ضیا نبوی و مجید توکلی از دیگر دانشجویان زندانی عضو دفتر تحکیم وحدت به زندان های اهواز و رجایی شهر تبیعد شده اند و بیم تبعید مجید دری دیگر دانشجوی زندانی، نیز وجود دارد.

مهدی عربشاهی

July 2007

Site :"SoloGens Anti Memories"

-یکی از هم مدرسه‌ای‌های من- اینک در زندان اوین است و نمی‌گذارند هیچ صدای‌اش هم در بیاید. مهدی را مدتی است دست‌گیر کرده‌اند و وضعیت‌اش سخت نامعلوم است.

* چرا مهدی عرب‌شاهی؟ چرا درباره‌ی چه‌گوارا نمی‌نویسی؟

- دلایل متعددی دارد. اول این‌که چه‌گوارا -تا جایی که می‌دانم- از بچه‌های مدرسه‌مان نبوده است.
جدا از این موضوع، چه‌گوارا در زندان اوین آب‌خنک نمی‌خورد ولی مهدی می‌خورد (شاید هم می‌نوشد!).
و مهم‌تر از همه، کم‌تر کس‌ای از زندانی‌شدن مهدی خبر دارد و تا جایی که می‌دانم کم‌تر جایی خبر دست‌گیری‌ی او را پوشش داده است.

* و حالا تو می‌خواهی چه کار کنی؟

- اعلام وابستگی با مهدی عربشاهی، یا شاید هم اعلام هم‌بستگی،‌ و دیگر خیلی محافظه‌کارانه‌اش، اعلام آشنایی!
جدا از شوخی (مهدی شوخ بود،‌ نمی‌دانم هنوز هم شوخ است یا نه!)، قصدم این است که از او بنویسم تا شاید نام‌اش کمی بیش‌تر برای شما آشنا بشود. شمایی که ممکن است وبلاگ‌نویس باشید، یا روزنامه‌نگار و یا حتی یک خواننده‌ی معمول. خواستِ نهایی‌ام این است که به تدریج فشار افکار عمومی چنان زیاد شود که اگر مهدی را آزاد نمی‌کنند، دستِ کم اجازه دهند خبرهای بیش‌تری از سلامت‌اش(!) اعلام شود. در حال حاضر مهدی تحتِ فشار بسیار زیادی است و گویا اجازه‌ی ملاقات با وکیل‌اش را هم ندارد.
* من وبلاگ‌نویس هستم! چه می‌توانم بکنم؟

- خیلی ممنون خواهم شد اگر در وبلاگ‌تان بنویسید که خواستار شفاف‌سازی‌ی بیش‌تر دلیلِ دست‌گیری‌ی مهدی عربشاهی هستید.

* من روزنامه‌نگارم! چه می‌توانم بکنم؟

- خیلی ممنون خواهم شد اگر در رسانه‌ای که در اختیار دارید درباره‌ی او و دیگر دوستان‌اش که دست‌گیر شده‌اند بنویسید. فشارهای رسانه‌ای به نظر موثر می‌آیند.

* آیا آزادسازی‌ی مهدی عربشاهی لازم است؟

- بله! حتما! مهدی عربشاهی چشم و چراغ تیم فوتبال مدرسه‌مان است!
او کس‌ای است که چون شیر درون دروازه می‌ایستاد ولی در موقع لزوم چون عقاب حمله هم می‌کرد (و البته بعدش گل می‌خوردیم!). قدما او را با پیتر اشمایلک مقایسه می‌کردند. هیبت او وقتی درون دروازه قرار می‌گرفت قابل مقایسه با هیبت او در زمانی که وسط زمین می‌ایستاد نبود. دلیل‌اش را هیچ‌کس نمی‌داند.
امیدوارم زندان خیلی لاغرش نکند که قرار است دوباره تیم بدهیم و سالنی بازی کنیم.

* دلیل دست‌گیری مهدی عربشاهی چه بوده است؟

- مهدی فعالیت سیاسی می‌کرد. البته اگر عضویت در دفتر تحکیم وحدت را فعالیت سیاسی بدانیم. به هر حال هر کس‌ای یک کاری می‌کند. دلیل نمی‌شود که بیاندازیم‌شان در زندان.

* آیا خطری زندگی‌ی مهدی عربشاهی را تهدید می‌کند؟

- خطر اصلی، زندگی در ایران است. جدا از این مورد، دو نکته‌ی کوچک دیگر هم وجود دارند:

۱) او در زندان اوین زندانی است.

۲) او در انفرادی نگه‌داری می‌شود.

۳) او اعتصاب غذا کرده است.

(این دو را بخوانید: (۱) و (۲))

*‌ آیا زندان خوش می‌گذرد؟

- من یک بار ده دقیقه در حمام خانه‌مان گیر افتادم، تاثیر روحی‌ی بدی روی‌ام گذاشت. بعید می‌دانم زندان خیلی خوش بگذرد. مخصوصا که شنیده‌ها و غیره حاکی است که زندان‌ای که برای مهدی تدارک دیده شده است چاشنی‌ی کابل و بی‌خوابی و بازجویی نیز می‌تواند داشته باشد.

* دست‌گیری‌ی مهدی چه تاثیری بر تو خواهد گذاشت؟

- نمی‌دانم! اما شاید یک تاثیرش این باشد که حسِ علاقه‌ام برای خدمت به وطن کم‌تر و کم‌تر را کم‌تر کند. شاید نه خیلی (مثلا سه درصد!)، اما به هر حال کم‌تر می‌شود. و یادمان باشد چنین نوع اتفاق‌هایی کم در کشور پیش نمی‌آید (دو درصد کم‌شدن علاقه به دلیل سنگ‌سارها، سه درصد برای دست‌گیری مهدی عربشاهی، پنج درصد برای طرح امنیت اجتماعی، دو دهم درصد برای اراذل و اوباش، هفت درصد به دلیل سطح حقوق پایین، چهار درصد به دلیل عوضی‌هایی که در مراکز دولتی با آن برخورد می‌کنم و …).

من که یک نفرم، اما اگر دیگر هم مدرسه‌ای‌های‌ام هم چنین حس‌ای پیدا کنند، مطمئن هستم که کشور یک کوچولو ضرر خواهد کرد. شاید ضررش آن‌قدرها هم نباشد (چند صد پزشک متخصص، چند صد مهندس کارکشته، چند ده فیزیک‌دان، چند ده جامعه‌شناس، چند ده استاد دانش‌گاه، چند نویسنده، دو سه تا فیلسوف و …)؛ مخصوصا که طبق گفته‌ی چند وقت پیش *ان* اهمیتی ندارد بود یا نبود این فارغ‌التحصیلان انگلیسی و امریکایی (یا شاید هم اروپایی!) و طبق گفته‌ی یک بابای دیگر در بیست سی سال پیش، مغزند که مغزند، فرار می‌کنند؟ به جهنم!
اما حالا فرض کنیم که نه تنها من، و نه تنها هم‌مدرسه‌ای‌های‌ام (که دوست‌شان را دست‌گیر کرده‌اند)، که شما، شمایی که این وبلاگ را می‌خوانید، دوستان‌تان، هم مدرسه‌ای‌ها و هم دانش‌گاهی‌های‌تان نیز علاقه‌شان به وطن کم‌تر و کم‌تر شود. آن وقت می‌دانید چه می‌شود؟ در آن صورت دیگر لازم نیست کس‌ای زحمت بکشد و نفت را تا سر سفره‌های‌مان بیاورد؛ خودشان می‌توانند بنشینند لبِ چاه و هر چه می‌خواهند قلپ قلپ نفتِ خام بخورند تا بترکند از رژیم پرکربوهیدرات!

بگذریم … مهدی عرب‌شاهی را دریابید. ای فارغ‌التحصیلان علامه‌حلی، فلان و بهمان دانش‌گاه، دوستان‌اش، و تمام طرف‌داران حقوق بشر!

کپی رایت © 2020 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0