صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > سال فرهنگ "آقا" و جنگ با فرهنگ و تاريخ مردم : شکوه ميرزادگی

سال فرهنگ "آقا" و جنگ با فرهنگ و تاريخ مردم : شکوه ميرزادگی

دو شنبه 24 مارس 2014

آقايان حواس شان نيست که فرهنگ ما، ميراث فرهنگی فيزيکی و غير فيزيکی ما، از آنجا که بر مهر و خرد تکيه داده اند، به سان خورشيد بر همه يکسان می تابند و با دست نمی توان جلوی انوار اين خورشيد را گرفت؛ هر چقدر که دست های تاريک انديشان بزرگ باشد، و هر چقدر که بر تانک و توپ و مسلسل و ترس و زندان تکيه داده باشند

امسال، رهبر حکومت اسلامی، پس از ابراز نگرانی از وضعيت بد «فرهنگ» در مجلس خبرگان، و تأکيد مکرر بر اين که «اساس بايد بر حفظ و گسترش فرهنگ اسلامی و انقلابی» باشد، سال نوی ايرانی را سال «اقتصاد و فرهنگ» ناميده و، هم از آغاز سال نو، در قالب «سامان دادن به وضعيت فرهنگ»، با بستن درهای اماکن تاريخی قبل از اسلام ايران، به روی مسافران نوروزی، در لحظه سال تحويل، جنگ تازه ای را با تاريخ و هويت ايرانيان آغاز کرده است.

در واقع سی و پنج سال است که بخش عمده ای از رهبران و کارگزاران و وابستگان جمهوری اسلامی جنگ با فرهنگ و تاريخ مردمان ايرانزمين را ابزاری برای حفظ «انقلاب اسلامی» دانسته و به هر شکلی در ويرانی و نابودی اين فرهنگ کوشيده اند؛ چه در بخش های «فيزيکی» اين فرهنگ و چه در بخش های «غير فيزيکی» آن و، بخصوص در ده سال گذشته، اين «جنگ» به وسيله ی آيت الله خامنه ای به شدت گسترش يافته و رويارويی کاملاً مشخصی را با فرهنگ و تاريخ ايرانيان شروع کرده است؛ حتی وقتی بيشتر روسای جمهور و وزرای امور خارجه شان، هر وقت که لازم بوده، به ويژه در مقابل غربی ها، «پز» اين فرهنگ را داده اند.

خوشبختانه اين جنگ، با همه ی ابزار قدرت و توان مالی و تبليغاتی حکومتی که پشت آن است، نه تنها نتوانسته در مقابل عشق مردمان ايران به فرهنگ و تاريخ ايرانی خودشان کارايی داشته باشد، بلکه، بعلت عملگرد سرکوبگرانه و تخريبی حکومت، آن ها را بيش از گذشته علاقمند به اين فرهنگ کرده است زيرا، از نظر هر انسان امروزی و آگاهی، اين جنگ به هيچ روی دليلی منطقی ندارد و فقط نشاندهنده ی خشمی کور و کينه توزانه نسبت به ميراث فرهنگی و تاريخی مردمان يک سرزمين است؛ مردمانی که ميان عشق به اين ميراث از يکسو و مذاهبی که خود دارند، از سوی ديگر، اعم از اسلام (چه شيعی و چه سنی)، و زرتشتيت و مسيحيت و يهوديت و بهاييت و لامذهبی ِ خودشان هيچ تضادی نمی بينند.

نمونه ی واکنش و علاقه هر روز بيشتر شده ی مردمان را می توان در چند سال گذشته، و در لحظه ی سال تحويل، ديد. اگر نگاهی به عکس هايی که از اماکن تاريخی و مذهبی گرفته شده بيندازيم می بينيم که جمعيتی که در اماکن تاريخی و در شهرها و استان های مختلف، حضور می يابند، چندين و چند برابر بيشتر از زائران اماکن مذهبی بوده است. يعنی حتی هزاران هزار مسلمان معتقد به مذهب شان نيز ترجيح داده اند که برای سال تحويل نوروز، و سال نوی ايرانيان که ريشه و پايه اش به تاريخ سرزمين مان گره خورده است، و روز و لحظه ی شاد و زيبايی است، به سراغ آن دسته از اماکن تاريخی بروند که ربط مستقيم به تاريخ کهن آن ها و به نوروز دارد.

اين واکنشی انسانی و طبيعی است. کما اينکه، مثلاً، در زمان هايی مثل عاشورا و تاسوعا و يا عيد قربان و عيد غدير و غيره، مردمان مسلمان به جای رفتن به پاسارگاد و تخت جمشيد و بيستون و چغازنبيل و غيره، به اماکن مذهبی می روند.

اما يک حکومت مذهبی، و به ويژه رهبران آن، البته که اين منطق طبيعی را نه تنها نمی توانند درک کنند بلکه برايشان قابل تحمل هم نيست. در واقع، خشم و کين رهبر حکومتی نيز نسبت به فرهنگ ايرانی ِ ما بلافاصله خود را اين گونه نشان داد که عوامل زير فرمان او، برخلاف سال های پيش، از ساعت ها قبل از سال تحويل، يعنی زمانی که مردمان از سراسر ايران و جهان به اماکنی چون پاسارگاد و تخت جمشيد و بيستون و... می روند، درهای اين اماکن را به روی مردم بستند و سايت های حکومتی که هيچ سايت های «اندک غير حکومتی» هم، شايد از ترس آقا که اساس فرهنگ ايران را اسلامی ـ انقلابی اعلام کرده، نه تنها هيچ عکس و خبری از اين مناطق منتشر نکردند بلکه از مراسم تحويل امسال (تا امروز که سومين روز سال نو است) تنها عکس هايی منتشر شده که يا از حرم حضرت معصومه است و يا حضرت رضا.

البته اگر نشريات می خواستند که چون سال های گذشته گزارش و عکس از اين مناطق تاريخی تهيه کنند جز مردم غمگين و معترض پشت درهای بسته که در فضايی تاريک سفره ی هفت سين خود را پهن کرده بودند چيزی در اين گزارش ها ديده نمی شد.

من فقط چند تکه از برخی از ايميل هايی را که مردم به سايت نجات پاسارگاد فرستاده اند، و يا اين طرف و آن طرف منتشر شده، در اين جا می آورم:
«متأسفانه، از ساعت ها قبل از تحويل سال، راه های ورود به تخت جمشيد را بسته بودند و مأمورين امنيتی اونجا رو تحت کنترل شديد خودشون در آورده بودند. بعضی ها به شهر برگشتند و بعضی ها در بيايان و جاده های اطراف نشستند تا سال تحويل شد».

«من و همسر و دو کودک خردسالم که امسال برای سال نو از لندن به ايران رفته بوديم و دلمان می خواست که در کنار آرامگاه کورش بزرگ سال مان تحويل شود، کنار هزاران هزار مسافر نوروزی که از جاهای دور و نزديک آمده بودند در تاريکی و پشت درهای بسته ی پاسارگاد مراسم تحويل سال رو برگزار کرديم.»

«مردم با اينکه شعار های اعتراضی سر می دادند اما مامورين توجهی نشون نمی دادند و درب آرامگاه کوروش رو همچنان بسته نگه داشته بودند».

«...حتی نورپردازی آرامگاه کوروش را هم، که در شب های عادی هميشه تا صبح روشن است خاموش کرده بودند تا آرامگاه ديده نشود. انگار که می خواستند مردم را آزار دهند و يا احساساتشون را بيشتر تحريک کنند».

«از جمعيت پشت درهای بسته عکس گرفتم اما دوربين مرا و چند نفر ديگر را گرفتند و خالی شده پس دادند».

«نمی شد عکسی گرفت که آرامگاه درونش ديده بشه. اونجا پر از مامورين اطلاعاتی بود و نمی شد با دوربين های حرفه ای عکاسی کرد».

متاسفانه آنچه که گردانندگان اين حکومت، هنوز و پس از ۳۵ سال تجربه، نفهميده اند آن است که هيچ آفريده ی فرهنگی را، اگر سازنده اش مردمان باشند و ريشه در فرهنگ و تاريخ آن ها داشته باشد، نمی توان نابود کرد.

در دنيا هر روزه هزاران هزار مردمی را می بينيم که، هر يک به دليلی، مذهب خود را تغيير می دهند و از فردای آن روز به قواعد مذهب تازه شان پايبند می شوند و قواعد قبلی را رها می کنند. اما پس از اين تغيير، آنها از فرهنگ غير مذهبی و مردم ساخت خود جدا نمی شوند. عيد قربان را فقط مسلمانان جشن می گيرند و بس؛ عيد غدير را هم فقط شيعيان. اما نوروز و يلدا و سده و مهرگان و ده ها جشن همه است؛ مسلمان و غير مسلمان، و مذهبی يا بی مذهب.

آقايان حواس شان نيست که اکنون دوره ی چهارده قرن پيش نيست که بتوان ارزش های فرهنگی مردم را با خاک يکسان، يا ممنوع و يا حذف کرد، و مردمان را به ناچار به فراموشی کشاند. امروز با قدرت عظيم رسانه ای، با اين همه موزه و کتابخانه و دانشگاه، هيچ چيز را نمی توان نابود کرد، آن هم فرهنگ هايی را که ريشه در عشق به طبيعت، عشق به شادمانی، و عشق به مردم دارند و طبعاً به باورهای حقوق بشری نزديک ترند.

آقايان حواس شان نيست که فرهنگ ما، ميراث فرهنگی فيزيکی و غير فيزيکی ما، از آنجا که بر مهر و خرد تکيه داده اند، به سان خورشيد بر همه يکسان می تابند و با دست نمی توان جلوی انوار اين خورشيد را گرفت؛ هر چقدر که دست های تاريک انديشان بزرگ باشد، و هر چقدر که بر تانک و توپ و مسلسل و ترس و زندان تکيه داده باشند.

نوروز ۱۳۹۳ خورشيدی (سال بزرگداشت جشن های ايرانی)

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0