صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > گزارش > اعلامیه جناب ادیب برومند دبیر کل جبهه ملی ایران و آواز دیگران در دستگاه ابوعطا : (...)

اعلامیه جناب ادیب برومند دبیر کل جبهه ملی ایران و آواز دیگران در دستگاه ابوعطا : بهروز قاسمی

يكشنبه 21 دسامبر 2014

براستی هنگامیکه آب سر بالا رود قورباغه ابو عطا میخواند.

با صدور بیانیه جناب ادیب برومند دبیر کل محترم جبهه ملی ایران، جنجالی بپا شد. در این بیانیه که به گفته خودِ ایشان در آن لغزش قلم رُخ داده و اینکه مشاهده شد نوشتار ایشان در عدول از سنّت جبهه ملی ایران ارزیابی شده و در پی آن سیل انتقادات، ارشادات "امر به معرف ها و نهی از منکرها" باریدن گرفت، اعضا و هواداران جبهه ملی ایران ناباورانه سوأل میکردند که این بیانیه موثق است؟ یا از محصولات جنگ روانی بوده که به زودی تکذیب خواهد شد؟ اما با گذشت زمان تکذیبی در کار نبود و با مشخص شدن نشر این بیانیه در سایت "اخبار روز" گرچه بدون ذکر منبع و لینک مربوطه نشر یافته بود، هنوز امید میرفت که توسط خود ایشان یا دیگر اعضای شورای رهبری در تهران تکذیب شود اما دریغ که چنین نشد.

ناهماهنگی منطق و مضمون بیانیه با سنّت و ارزشهای جبهه ملی ایران و آموزه های دکتر محمد مصدق فقید و پیشینه قابل احترام جناب برومند در شاگردی از آن بزرگوار، شکی نمیگذاشت که در این آش آثار آشپزی "برادرانِ گمنام امام زمانی" محسوس است.

سوأل این بود که این بیانیه کی و چگونه نشر یافته که دیگر اعضای شورای مرکزی در ایران با آن هماهنگ شده اند و هیچ موضع انتقادی به آن نداشته اند؟ همچون دکتر سید حسین موسویان مسئول اول تشکیلات، دکتر هرمیداس باوند، دکتر علی رشیدی، مهندس کوروش زعیم و یا آقایان اسماعیل حاج قاسمعلی، عیسی خان حاتمی و جمال درودی و...... که از اعضای شورای مرکزی بوده و هرکدام بدون شک برای پاسخگویی، سهمی در این موارد خواهند داشت.

پی جوییِ بعدی نشان داد که جناب برومند تحت فشار عوامل حکومتی که واقعیت آن در بعد بیشتر فاش خواهد شد به بهانه یک ضرورت! برای واکنش نشان دادن به مقاله یک عضو سابق پرخاشگرِ( به قول جناب زعیم) جبهه ملی در خارج از کشور، چنین بیانیه ای را به گونه ای شتابزده بدون هماهنگی با دیگر اعضای شورای رهبری و مرکزی صادر نموده و در اختیار مسئول اول تشکیلات(دکتر موسوی) قرار داده و ایشان شتابزده تر از آقای برومند و آنهم بدون در جریان قرار دادن دیگر اعضا در اختیار سایتهای خارج کشوری گذاشته و با این عمل ضد تشکیلاتی از یک سو هرگونه فرصتِ مقابله و اصلاح این موضعِ دون شأن ادییات جبهه ملی ایران را از رفقا و همراهان جبهه ای خود سلب کرده و از سویی دیگر یک بیانیه مغایر با سنّتها و ارزشهای پرنسیپیِ جبهه ملی ایران را درج کرده است، گذشته از این مسئله که آقای برومند تحت چه شرایط شخصی یا امنیتی یا شتابزده ای، مجبور به نگارش آن شده باشد، عمل غیر قابل توجیهی که مغایر با تمامیِ دعویِ خود آقای موسوی بوده و نوع رفتار ایشان که سعی در ایجاد تسهیلات برای درج یک بیانیه خلاف موازین تشکیلاتی کرده، بسیار مشکوک است تا آنجا که ظن قدیم به ایشان را در همکاری با عوامل امنیتی حکومت تبدیل به یقین مینماید چراکه موارد مشابه البته در امر تشکیلاتی از ایشان بسیار مسبوق به سابقه بوده است.

در این موارد از مسئول ارشد تشکیلات انتظار میرود با صدور چنین بیانیه ای مخالفت کرده و آنرا جهت اصلاح به مرجع صدور، بازگرداند و یا در پیِ اصرار مرجع صدور بنا به هر دلیل که باشد از آنجا که متنِ بیانیه مغایر با منشور سازمانی است، تمامی اعضای شورای مرکزی یا رهبری را جهت کنترل و مدیریتِ مقام ارشد تشکیلات(دبیر اول جبهه) به کمک فرا بخواند و حتا در صورت ناکامی جهتِ جلوگیری از درج بیانیه مغایر با منشور سازمانی توسط هر یک از اعضای ارشد یا رهبر تشکیلات، گزینه استعفا را طرح کند و هم زمان با درج موضع خود در نزدِ دیگر هم سازمانیها، برائت خود از مضمون مغایر با اهداف سازمانی را اعلان نموده تا بتواند به خنثا سازیِ یک انحراف یا توطئه بپردازد که اگر غیر از این انتظار رود مفهوم و کارکردِ مسئول اولیِ تشکیلات لوث شده و به حدّ یک انبار دارِ بی سواد تقلیل یافته که به دلیلِ عدم توانایی در تشخیص برابریِ سند با اصل! اموال انبار را در اختیار غیر، قرار داده است.

جناب دکتر سید حسین موسوی با ایمیل شخصیِ خود این بیانیه را برای رسانه ای شدن، در اختیار اشخاص حقیقی یا حقوقیِ مختلف قرار میدهد.

ما انتحار با هدفِ صدمه زدن به دشمن شنیده و دیده بودیم ولی انتحار علیه خود و به نفع دشمن نشنیده بودیم که البته با احتسابِ گمانه زنیِ مفروض برای واریزی به حساب بانکی از دستِ گمنامان امام زمانی قابل قبول مینماید، براستی باید پرسید از جناب موسویِ پزشک که در ضمن دکتر جان از بازار بساز بفروشی چه خبر ؟!! به احتمال، ایشان هم میگوید با آمدن دکتر حسن روحانی بازار معامله خانه و مِلک کساد شده است که آنگاه جبرانِ مافات مالی در بخش بساز بفروشی از دیگر منابع غیر! قابل درک و فهم میشود، بگذریم که بیش از این، ورود کردن به جفایِ دوست، تف سر بالایی است به روی خود.

در پی آنچه اشاره شد باید پرسش شود این بیانیه در ابتدا برای کدام سایت فرستاده شده؟ به نظر میآید سایت "سازمانهای خارج کشور جبهه ملی" که درگیر با برخی فراکسیون های داخل ایران است از اولین نشر دهندگانِ این بیانیه بوده است، این سایتِ مدعیِ طریقتِ مصدقی، نه تنها از نشر این بیانیه که مغایر با ارزشهای مصدق است خودداری نکرده و یا حداقل خواهان اخذ نظر دیگر اعضای شورای مرکزی نشده بلکه با سرعت هرچه تمام تر سعی به رسانه ای شدن آن کرده است، بدیهی است ما نتیجه بگیریم: عاملین این سایت برای خود رسالتی قائل باشند که وزارت اطلاعات را در رسیدن به پروژه جنگ روانی علیه فرزندان مصدق یاری دهند زیرا از عجایب همین است که عاملین این سایت در خارج کشور بسیار تند رو هستند و در براندازیِ جمهوری اسلامی به شدّت بی صبری میکنند و به کمتر از یک سرنگونیِ تمام عیار با کمک ارتش مدرنِ مدرنیته جهت فروسازیِ مدرنیسم در نسوج مردمِ جا مانده از تجدّدِ دین ستیزانه رضایت نمیدهند و اتحاد دکتر موسویِ شیعه مدار که با درج آن بیانیه سعی کرده سهم خود را جهت ارادت به عاشورای حسینی در نزد برادران گمنام عاشورایی ابراز نماید با جناب مهمنشِ دین ستیزِ برانداز! از بازیهای قدیمیِ اتحاد شیطان و فرشته! علیه آدم و حوای بخت برگشته میباشد که هدفشان کشیدن ابولبشر به جهنم است با هدفِ صرفه جویی در مخارج بهشت!

اگر این سایت حاضر به نشر این بیانیه نمیشد و یا دیگر اعضای شورای مرکزی را پیش از نشر با خبر میکرد فرصتی برای دیگر اعضا پدید میآمد تا با توطئه وزارت اطلاعات مقابله کنند نه آنکه غافلگیر شوند، در غیر اینصورت یا سایتهای حکومتی این بیانیه را منتشر میکردند که فاقد اعتبار هستند و یا سایتهای مستقلی که احتمال داشت اعضای جبهه به موقع مطلع شده و در این خصوص اقدامات لازم را به عمل آورند.

گردانندگان سایت موسوم به "سازمانهای خارج کشور جبهه ملی"(ملیون(http://melliun.org/ ازخود پرسش نکرده اند چرا چنین بیانیه ای توسط سایت و یا وبلاک اعضای جبهه ملی ایران در داخل نشر نشده است و هیچیک از سایتهای دیگر جبهه ملی مانند جبهه ملی آمریکاhttp://jebhe.info/و اروپاhttp://www.jebhemelli.info/به طور شتابزده حاضر به نشر این بیانیه شخصیِ آقای برومند نشده اند؟ گرچه قابل درک است چرا این به اصطلاح ملیون دوست نداشته اند پرسشی داشته باشند و با شوق بسیار به نشر شتابزده آن بیانیه، حتا بیش از شتابزدگیِ نگارنده آن داشته اند، تاکه مبادا این بیانیه پس گرفته شود یا دیگر اعضای جبهه ملی آنرا خنثا کنند و یا خودِ آقای برومند آنرا تکذیب یا اصلاح کند و این جنگ روانیِ "سپاه عماریون" ناکام بماند!

علیرغم شعارهای افراطی، همکاری این سایت به ظاهر مصدقی با برخی افراد نفوذی وزارت اطلاعات در تشکیلات داخل، به آشکارا عیان است.

به هر روی، شرح آنچه رفت از مسئولیت آقای عبدالعلی ادیب برومند در مقام دبیر کلی جبهه ملی ایران نمیکاهد که البته ایشان به اصلاح آن لغزش قلم برآمده و از این لغزش پوزش خواسته و در عین حال مقابله شایسته با آن بیانیه اولیه که مغایر با منشور جبهه ملی ایران بود، توسط دیگر صاحب نظران جبهه ملی ایران به میزان کافی و شایسته صورت پذیرفت و وجود هرنوع شایبه ای در مورد مخدوش شدن نظرگاه جبهه ملی ایران را بی پایه و منتفی ساخت که در این باب جای قدر دانی از تمامیِ بزرگواران جبهه ملی ایران میرود.

امّا کمی هم در مورد شنیدن آوایِ ابو عطا بگوییم و آنکه درست است، هنگامیکه آب خلاف جهت مسیر طبیعی خود روان شود، صدای قورباغگان بلند میشود که هرچه باشد شنیدن زِق زقِ قورباغه ها در این موارد خالی از لطف نیست و یادآور جایِ دوست است و دشمن!

0649اما اینکه دشمنان جبهه ملی ایران این موضوع را دستمایه تسویه حسابهای قدیمی میکنند و به رجز خوانی پرداخته و یکه زیاد میگویند در قاموس آنچه "سیاست کثیف" گفته می‌شود دور از انتظار نبوده و نیست که ما باور داشته و داریم که سیاست نیز به "اخلاق" در آید، اگر سرمشقِ ما، همچون مصدقی باشد، خردمند، جسور و عاشق.

افراد حمله کننده به جبهه ملی ایران همه از احتمال فشار وزارت اطلاعات آگاه هستند آنهم بر پیرمردی 90 ساله که تحت چه شرایط احتمالی، اعلامیه ای از طرف وی با یک امضای فردی و بدون امضای شورای رهبری یا مرکزی و یا اجرایی صادر شده و بدیهی است هر فرد سیاسی آشنا با مسائل ایران و بخصوص مدعیِ تواناییِ تحلیل و انصاف، خوب میتواند گمانه زنی لازم را انجام دهد مگر بغض دارانِ به دور مانده و هم عقب مانده از تکامل خرد جمعیِ مردم ایران، کسانیکه زخمیِ آموزه های مصدقی بوده و هستند و هیچگاه احترام به دیگران را نه در زندگیِ خصوصیِ خود و نه اجتماعیِ خود مشق نکرده وگرچه به اجبار مجبور به احترام به دیگران شده اند امّا از عدم نهادینه شدنِ حس احترام به دیگران در خود، هماره رنج میبرند و برای رهایی از این رنج بضاعتی به جز پرخاشگری نداشته و ندارند.

اینان، روزی به دینِ دیگران پرخاش دارند تا اثبات عقل برتر بر دین باوران کنند که همان گواهِ استتارِ بی عقلیشان باد، کم عقلی دیگری به سُخره گیرند که بی عقلیِ خود در اختفا کنند. اگر در جامعه ای عاری از تعصبِ دینمداری بزیند، رندانه، به تحقیرِ نژاد آن مردمان می پردازند و اگر با جابجا کردن اعضای سر و صورت خود یا تغییر رنگ مو و چشم و سایر جزئیات فیزیولوژیکی در رقابت برای زیباییِ نژادشان افاقه نشود از برتریِ نوستالوژی گزافه میگویند، روزی به آرمانهای سیاسی دیگران می تازند و اگر به مذهب یا نژادت، به عقیده و سابقه ات، بضاعت حمله نداشته باشند در کسوتِ فیگورِ اشراف، تو را عوام میخوانند و اگر تموّلت اجازه مصافِ خواص بودن به آنان ندهد تو را اشرافِ دور مانده از مصاعبِ کار و رنج مینامند و اگر از فهم گفتار و نوشتارِ ادبت، به کم بضاعتی خود در بمانند تو سانتی مانتال میشوی و آنان دل سوختگانِ اعصار، گریبانشان بگیری بابت هتاکی و بی ادبیشان، ستارگان صلح کیهان و شبنمِ گلبرگ می شوند، از علم بگویی از ضرورتِ نان میگویند و از نان بگویی از علت و لعلل میگویند، در موقع نیاز به شرف و جسارت برای مقاومت علیه ستم به یادِ عشق بازیند و شیرین زیستن، به وقتِ وفاداری به عشقِ یگانه، از تابو شکستن در تملُک به عشق میگویند و در موقع شادیِ مردمان، سوگوارِ از دست رفته گانند، در بزنگاهِ رهایی به یادِ ریشه ها می افتند و در موقع ضرورت برای داشتنِ سهمی در تلاش برای حفظِ ریشه ها از لذّت رهایی میگویند، در موقع تلاش برای تکامل هویّت جنسی یا فکری، دگر باش و دگر اندیش می شوند و در موقع احیای اندیشه ای جدید، تو را خائن به اصول می خوانند..... امّا در یک عرصه، پایدار و بسیار سمج و پیگیرند، در بی اخلاقی که همانا پرخاشگریشان همۀ بضاعتشان از روی استیصال برای اثباتِ وجودِ بی وجودشان است و بس، پرخاشگریشان استتارِ بیخردی، بی جسارتی و نبود عشق در روحِ زخم خورده شان، رنجشان است که اینان، حقیرانِ تاریخ در جامۀ فاخرانند که ادب ما مردمان، از پرخاش و پرخاشگری، این پلید سلاحِ نامردمان دور باد.

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0