صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > گزارش > گونتر گراس نویسنده «طبل‌های حلبی» و گیرنده جایزه ادبی نوبل درگذشت

گونتر گراس نویسنده «طبل‌های حلبی» و گیرنده جایزه ادبی نوبل درگذشت

سه شنبه 14 آوريل 2015

اثری که بلندآوازه‌اش کرد، یعنی طبل‌های حلبی سال ۱۹۵۹ منتشر شد. اما ۴۰ سالی طول کشید تا نوبل ادبیات را به او دادند. در این سال‌ها هم از روی این اثر فیلم ساخته شد و هم ترجمه‌هایی از آن به زبان‌های مختلف انتشار یافت، از جمله به فارسی با چند برگردان، سروش حبیبی، عبدالرحمان صدریه و ...

خود او هم آثار دیگری خلق کرد که آنها هم بعضا به فارسی ترجمه شده‌اند. نقاشی و مجسمه‌سازی هم که رشته‌ تحصیلی‌اش بود همواره او را مشغول می‌کرد.

حالا با مرگ او دوره پرداختن ادبی به جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن از منظر کسانی که خود آن جنگ و پیامدهای بلاواسطه‌اش را تجربه‌ کرده‌اند تقریبا به پایان می‌رسد.

او به شدت منتقد سکوت آلمانی‌ها در سال‌های پس از جنگ بود و از آن الیتی که در این دوران به قدرت رسید و کم وبیش در جنگ نقش داشت نیز، خشمگین. به صراحت می‌گفت که «تاریخ آلمان به توالت مسدودی شبیه شده که هر چه هم آب می‌ریزی بیشتر بالا می‌آید».

و خود برای پالایش این تاریخ اثری سه گانه نوشت، اولینش همان «طبل حلبی»، کتابی که داوران نوبل در باره‌اش گفتند، «گراس با نوک بیلچه خود بهتر از بسیاری دیگر از نویسندگان به قعر قرن ما نقب زده و انکارشده‌ها و فراموش‌شده را دوباره پیش روی ما گذاشته». این در حالی بود که دو سه دهه پیش‌تر، شهر برمن، جایزه ادبی مخصوص خود را به رغم تلاش و توصیه پل سلان و اینگه‌بورگ باخمن، از او دریغ کرده بود، با این اتهام که جنبه‌ها کفرگویانه و پورنوگرافی و مضر به حال جوانان در اثرش زیاد است. «سال‌های سگی» و «موش‌ وگربه» دو ضلع دیگر سه‌گانه او در باره جنگ را تشکیل می‌دهند.

در عرصه عملی نیز برای آن که آلمان در برابر تاریخ خود بایستد و پاسخ‌گو باشد به کارزار پرداخت. زمانی که ویلی برانت به صدراعظمی رسید و سیاست تنش‌زدایی و برخورد جدی‌تر با پرونده جنگ جهانی دوم را در دستور کار قرار داد هواخواه او شد و به نفع سوسیال‌دمکرات‌ها وارد کارزار تبلیغاتی وسیاسی، که البته کسانی مثل اریش فرید، شاعر نامدار اتریشی, این همه نزدیکی به سیاست را بر او نبخشیدند و آن را نافی استقلال و روح و کنش منتقدانه هنرمند و روشنفکر دانستند.

او به دفاع «بهار پراگ» برخاست، نشریه‌ راه انداخت تا روشنفکران مخالف در بلوک شرق حرفشان را بزنند و با روندهای محافظه‌کارانه و ارتجاعی در خود آلمان نیز از در مقابله درآمد.
سال ۱۹۸۹ از فروپاشی دیوار برلین به وجد آمد، اما وحدت آلمان که که دستاورد و غرور مردم شرق را پایمال کند را برنتابید و به آن انتقاد وارد کرد. ۱۹۹۲ زمانی که سوسیال‌دمکرات‌ها به تشدید قانون پناهندگی آلمان رای مثبت دادند، گراس از آنها برید، اما زمانی که دولت شرودر به مخالفت با حمله آمریکا به عراق برآمد، او ابایی نکرد که به دفتر صدراعظم سوسیال‌دمکرات برود تا بگوید که کارش درست است.

آینه‌ای که گراس پیش روی جامعه آلمان گرفته بود تا سال ۲۰۰۶ یک نقطه مبهم و تاریک داشت و آن هم این بود که خود کتمان کرده بود که در دوران جوانی از اعضای گارد مسلح اس اس بوده است. این راز را سرانجام در کتاب کندن پوست پیاز برملا کرد، اما به رغم جنجالی که این حرف به‌پا کرد، اعتبار و ارزش حرف‌های او در باره جنگ جهانی دوم و تعهدات و مسئولیت المان در قبال آن چندان زیر سوال نرفت.

گراس بر خلاف بسیاری از همترازان نویسنده و شاعر و روشنفکر خود در سال‌های پیری هم همچنان با ذهن و زبان خود تند و تیز و منتقد باقی ماند، با گرایش‌های مسلط روز در عرصه سیاسی و اجتماعی همراه نشد و به دامان محافظه‌کاری‌های اجتماعی و مذهبی و ... هم نیافتاد.

او در همین اواخر دولت آلمان و اتحادیه اروپا را به خاطر نوع برخوردشان با یونان به سختی مورد انتقاد قرار داد. دو سال پیش هم شعری پرسر و صدا نوشت و از این که بمب اتم اسرائیل ایران را تهدید کند هشدار داد، شعری که بسیاری آن را محملی یافتند که به ضدیت با اسرائیل متهمش کنند، منتهی او به یاد منتقدان آورد که چگونه و در چه مراحلی به دفاع از موجودیت اسرائیل و مقابله با یهودستیزی برآمده است و «این اتهامات به من نمی‌چسبد».

گراس تا همین هفته پیش، یعنی در ۷۸ سالگی‌اش هم در دفتر ناشرش می‌چرخید تا طرح روی جلد آخرین کتابش را انتخاب کند و کاغذ مناسب برای آن را پیشنهاد کند. ناشرش می‌گوید که قول داد جلد بعدی اثر تازه‌اش که باز هم به تاریخ آلمان اختصاص دارد را نیز آماده کند، اما امروز مرگ امانش نداد.

گراس عاشق موسیقی جاز بود و در رقص تانگو هم مهارت داشت. سال‌های دهه هشتاد نیز خود عضو یک گروه موسیقی جاز بود. و اینجا و آنجا کنسرت می‌داد.

ناشر گراس در باره‌اش گفته است: «او با آثار و موضع‌گیری‌هایش آلمان را آزادتر، دموکراتیک‌تر، و در یک کلام قابل سکونت‌تر کرد». سخنی که چندان گزاف نیست.

گراس این بخت را داشت که اکثر آثارش به فارسی نیز ترجمه شوند، هر چند که هنوز در ایران به معروفیت مان و برشت و بل نشده است.

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0