صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > سوريه ناگزير‌به ادامه مناسباتش با ايران است هرميداس باوند در گفت‌وگو با (...)

سوريه ناگزير‌به ادامه مناسباتش با ايران است هرميداس باوند در گفت‌وگو با آرمان:

چهار شنبه 6 آوريل 2016


آرمان- هستي قاسمي: خروج نيروهاي روسي از سوريه در حالي صورت گرفت كه پوتين برگ‌هاي برنده بسياري در دست داشت؛ وي با هوشياري و زيركي بسيار فوق‌العاده‌اي از طريق سوريه وارد معادلات خاورميانه شد تا بتواند در وهله نخست از انزواي سياسي خارج شده و سپس مساله اوكراين را به حاشيه بكشاند. از سويي ايران بايد با تغيير معادلات ميداني سوريه و سپس خاورميانه كه ممكن است به تغيير جايگاه بازيگران منطقه‌‌اي و فرامنطقه‌اي در آن بينجامد چه كند؟ جايگاه ايران در دولت آينده سوريه در كجا خواهد بود؟ دكتر هرميداس باوند معتقد است كه ايران چاره‌اي جز رويارویي با تغييرات ميداني سوريه نداشته و از سويي هر حكومتي كه در سوريه روي كار ‌آيد پس از آن در ابتداي امر ممكن است موضع‌گيري‌هاي غيردوستانه در پي بگيرد اما پس از مدت زماني با توجه به نيازها و ضرورت‌هاي خود براي ادامه حيات قطعا در مواضعش نسبت به ايران تجديد نظر خواهد كرد. برای واکاوی این مسائل «آرمان» با داوود هرميداس باوند، تحليلگر مسائل بين‌المللی، به گفت‌وگو پرداخته كه در ادامه آن را از نظر مي‌گذرانيد:

تحليل‌هاي متفاوتي جهت توافق آمريكا و روسيه براي آتش‌بس با هدف توقف خونريزي وجود دارد؛ اعلام آتش بس در سوريه از سوي واشنگتن و مسكو را مي‌توان بدين مفهوم دانست كه هدف بيشتر خارج ساختن بازي از دست نيروهاي درگير در سوريه بود؟

در اين مورد بايد عنوان کرد همه كشورها خواستار توقف خونريزي و آتش‌بس در سوريه ميان گروه‌هاي مخالف سوري بودند، به همين علت براي كمك به افراد و گروه‌هايي كه در اين مناطق تحت محاصره قرار گرفته بودند اين اقدام صورت پذيرفت و در حقيقت آمريكا و روسيه به اين نوع از آتش‌بس تن دادند. بدين منظور نيز كمك‌هايي از سوي سازمان ملل متحد انجام گرفت و در حواشي آن نيز برخوردهايي در رابطه با داعش صورت گرفت. در وهله نخست اين اقدام براي كمك به افراد و گروه‌هاي تحت محاصره در اين منطقه بوده كه گرفتار مشكلات بهداشتي بسيار شديدي شده بودند. در اين راستا نيز امدادهايي نسبت به آنها زيرنظر سازمان ملل متحد صورت پذيرفت. بنابراين آتش‌بس در مناطقي انجام گرفت كه گروه‌هاي ميانه‌رو در آنجا فعال بودند.

خروج روسيه از معادلات ميداني سوريه را مي‌توانیم به مفهوم آغازي ديگر در مسير تغييرات جديد سوريه تعبير كنيم؟

روسيه در تمام اين مدت کوشیده از مساله سوريه استفاده ابزاري کند، زيرا در مساله اوكراين به انزواي سياسي كشيده شده و در تنگناي اقتصادي قرار گرفته بود. ورود مسكو به سوريه فرصتي براي وي فراهم آورد كه وارد ديالوگ با غرب شود، زيرا ذي‌نفع بودن روسيه در مساله خاورميانه براي مسكو فرصتي به وجود آورد كه با جان كري و فرانسوا اولاند به مذاكره بپردازد؛ ورود مستقيم و اعزام نيرو به سوريه و مشاركت در مذاكرات تا حدودي وي را از انزواي سياسي‌اش خارج کرد. در اين مدت روسيه به دنبال استفاده ابزاري از سوريه بوده تا به اهداف مورد نظر خود دست يابد. در دولت آينده سوريه باز هم ممكن است بهره‌مندي‌هاي روسيه در سوريه ادامه پيدا كند. بنابراين روسيه وقتی نيروهاي خود را از زمين سوريه خارج كرد كه به اهداف خود تا اندازه‌اي دست يافته بود. علاوه بر آن پوتين اين مساله را به خوبي درك كرد كه حل مساله سوريه عمدتا بر مبناي توافق با آمريكا است. لذا نه تنها به اهداف خود تا حدي جامع عمل پوشاند بلكه وي همچنان به حملات هوايي خود ادامه خواهد داد. روسيه با يك زيركي خاصي خود را وارد تعاملات بين‌المللي و منطقه‌‌اي كرده تا خود را از انزواي سياسي خارج كند. از سويي نيز دولت سوريه در اين فاصله زماني به موفقيت‌هاي قابل توجهي دست يافت و مناطقي را از دست داعش خارج كرد. به عنوان نمونه دولت سوريه با حمايت روسيه موفق شد پالميرا را از دست داعش خارج و باز پس گيرد.

گفته مي‌شود با توجه به تغييرات پيش رو در سوريه امكان تشكيل حكومت فدرال وجود دارد.

در اين صورت آينده اسد چه خواهد شد؟ جايگاه ايران در اين معادلات كجا خواهد بود؟

عمدتا تشكيل حكومت فدرال باز هم به توافق روسيه و آمريكا بازمي‌گردد و در نتيجه باز هم تشكيل حكومت فدرال و ماندن و رفتن اسد به رويدادهاي بعدي و تغييرات پيش رو بستگي خواهد داشت. بنابراين نمي‌توان با اطمينان از حكومت فدرال سخن به ميان آورد. اما به هر رو حكومت فدرال مي‌تواند از تجزيه سوريه جلوگيري کند و تا حدي منافع گروه‌ها و جريان‌‌هاي تجزيه‌طلب را هم تامين خواهد كرد. چراكه جامعه سوري را گروه‌ها و قوم‌هاي متفاوت كردها، علوي‌ها، مسيحي‌ها، سني‌ها و تا حدودي نيز ارامنه تشكيل مي‌دهد. بنابراين اگر قرار بر روي كار آمدن يك دولت ائتلافي باشد و حكومت فدرال نيز مي‌تواند به عنوان راهي مناسب براي جلوگيري از تجزيه سوريه در نظر گرفته شود در چنين شرايطي قطعا حكومت فدرال عامل بازدارنده در سوريه خواهد بود. آن هم البته همان‌طور كه گفته شد به توافق نهايي آمريكا و روسيه بستگي دارد. توافقي كه براي ساختار جديد سوريه ميان اين دو كشور درآينده شكل خواهد گرفت به‌حتم تحقق پيدا مي‌كند. بنابراين اگر هم حكومت فدرال در سوريه تشكيل شود تصور نمي‌رود كه جمهوري اسلامي دچار لطمه شديدي شود. حكومت ائتلافي و گروه و جريان‌هايي كه مخالف بشار اسد بودند برعكس افراد و گروه‌هايي كه به بشار كمك كردند نظر مساعدي نسبت به بشار اسد و حتي ايران ممكن است نداشته باشند اما پس از تشكيل حكومت ائتلافي و گذشت مدت زماني و ارزيابي مشكلات و نيازهاي خود به‌ یقین پس از يك روند زمان‌بر تجديدنظري هم از سوي آنها انجام خواهد گرفت. هر حكومتي كه در سوريه روي كار ‌بیايد پس از آن در ابتداي امر ممكن است موضع‌گيري‌هاي غيردوستانه در پي بگيرد اما پس از مدت زماني با توجه به نيازها و ضرورت‌هايش براي ادامه حيات قطعا در مواضع خود نسبت به ايران تجديدنظر خواهد كرد، زيرا همواره سوريه بود كه از ايران منتفع مي‌شد. در صورت روي كار آمدن هر دولت ديگري باز هم به نظرم اين وضعيت ادامه پيدا خواهد كرد.

خروج اسد از قدرت مي‌تواند بسياري از مسائل را در سوريه تغییر دهد. آيا اين مساله مي‌تواند به مفهوم از دست دادن سوريه براي ايران باشد؟

هيچ‌گاه هيچ روندي در جهان دائمي نخواهد بود، چراكه اسد يك رئيس‌جمهور است و روزي خواه‌ناخواه بايد از صحنه قدرت كنار برود. روشن است كه رئيس‌جمهور نيز بايد پس از يك دوره زماني توسط آراي مردم انتخاب شود. در قوانين برخي از كشورها بيش از دو دور نمي‌تواند رئيس‌جمهور بر صحنه قدرت باقي بماند. پس از اينكه ائتلافي انجام پذیرد مصلحت در اين است انتخابات سرنوشت سیاسی این کشور را تعیین کند و چه بسا اسد از قدرت کنار برود. اما در شرايط فعلي كه داعش مرتكب جنايات وحشتناكي شده است و صدمات بسيار سختي نيز به سوريه وارد کرده امروز همه كشورهاي درگير و ذي‌نفع در سوريه به اين نتيجه رسيده‌اند بركناري اسد ممكن است منجر به سقوط سوريه شود و قطعا اين خلأ را داعش پس از آن پر خواهد كرد. بنابراين مصلحت را بر اين دانستند كه بهتر است چارچوب موجود محفوظ مانده و حكومت ائتلافي پس از مدتي با برگزاري يك انتخابات آزاد روي كار‌ آيد. طي يك انتخاب آزاد مشخص خواهد شد كه تا چه اندازه بشار اسد داراي پايگاه مردمي است يا برعكس انتخابات آزاد نشان خواهد داد كه اين پايگاه دچار كاهش شده است. اما به هر رو سرنوشت اسد به انتخابات پيش رو در سوريه بستگي خواهد داشت. اما ماندن اسد براي ابد قابل تصور نيست، به‌طور حتم در حكومت ائتلافي همان روابط حسنه دوره بشار اسد يا حافظ تكرار نخواهد شد اما ادامه مناسبات هم با دولت ائتلافي دور از ذهن و بعيد نخواهد بود. براي روسيه چندان مهم نيست كه بشار اسد بر صحنه قدرت بماند يا نماند اما شرايط براي ايران كاملا متفاوت است در عين حال هم چاره‌اي جز رويارويي با واقعيت وجود ندارد.

بركناري اسد و قطع مناسبات ايران با سوريه و در نهايت كاهش نقش تهران در خاورميانه همان خواسته واقعي عربستان و هم‌پيمانانش نيست؟

عربستان و همپيمانش در طول اين سال‌ها به‌ويژه دو سال گذشته و پس از آن افزايش نفوذ ايران در منطقه و حل و فصل اختلافاتش با گروه ۱+۵ به دنبال توافق هسته‌اي در انتظار كاهش روابط و انزواي ايران بوده و همواره در پي تحقق اين هدف نيز هستند، چرا آنها این ادعای واهی را دارند كه ايران در سرنوشت كشورهاي درگير جنگ دخالت مي‌كند و به دنبال سهم‌خواهي است اما با توجه به شرايطي كه به وجود آمده و مسائل مطرح شده در حقيقت روابط ايران و سوريه مانند گذشته نخواهد بود و روابط تا حدودي كاهش پيدا خواهد كرد. همان‌طور كه اشاره شد در كوتاه‌مدت اين پيشامد قابل پيش‌بيني است اما در بلندمدت آنها به نيازمندي و ضرورت خود براي ادامه روابط با ايران پي خواهند برد. همه اين مسائل به بازگشت پناهندگان و آراي آنها و از سوي جامعه مستقر در سوريه و راي شان بازمي‌گردد. در مجموع بايد عنوان کرد انتخابات سوريه در آينده و معادلات ميداني اين كشور اثر‌گذار و نقش اساسي دارد و در نهايت گزينه تعيين ‌كننده در سرنوشت سوريه انتخابات است. اگر به همان افراد و جامعه مستقر سوري در انتخابات اكتفا شود طبيعي است كه بشار اسد مجددا آراي مردمي را كسب خواهد كرد. به هر رو بشار اسد تا تاريخ نهايي انتخابات سوريه پابرجا خواهد بود. تغييرات بسياري زيادي در معادلات سوريه قابل پيش‌بيني است كه چاره‌‌اي جز رويارويي با حقيقت نیست.

در نهايت آينده سوريه و خاورميانه را چگونه مي‌بينيد و با توجه به تغييرات پيش رو مي‌توان شرايطي متفاوت براي جايگاه بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در معادلات قدرت قائل شد؟
اكنون اتحاديه اروپا تقريبا با مواضع آمريكا و روسيه همسو شده است. بنابراين براي روسيه موفقيت ديپلماتيك شمرده مي‌شود، زيرا با ورود آنها به زمين بازي سوريه مساله اوكراين به حاشيه رفته است و اين احتمال وجود دارد كه تحريم‌هاي اقتصادي هم براي روسيه به حالت تعليق در‌آيد. لذا روسيه از مساله سوريه استفاده ابزاري كرده است و اگر مساله سوريه حل شود روسيه نيز به خواسته خود خواهد رسيد و حتي اگر دولت ائتلافي هم در سوريه روي كار بیايد به نحوي ممكن است به روسيه نيازمند باشند اما اگر حكومت ائتلافي در سوريه به وجود بيايد روابط ائتلافي ميان ايران و سوريه تا حدودي در كوتاه‌مدت دچارتعديل خواهد شد. از سوی دیگر رویدادهای مصر، ليبي و عراق در مساله سوريه تاثير خواهد گذاشت.

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0