صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > "کشتی بان را سیاستی دگر آمد"

"کشتی بان را سیاستی دگر آمد"

شنبه 14 آوريل 2018

میهن در شهرآشوب داخلی و بین المللی است، جامعه ی ایرانی به زعم جامعه شناسان سرخورده و خسته از منازعات بیهوده ی سیاسی بدون دست آورد است و هر روز که می گذرد هیچ امیدی به فردای روشن میهن نیست و شگفت اینکه در چنین شرایطی که میهن به یک نیروی سیاسی خردمند و مستقل از حاکمیت و بیگانه برای برون رفت از بحران های پیش رو نیازمند است عده ای در کنار جریان های حکومتی گویا عمق فاجعه سیاسی کشور را درک نکرده اند.

سالهاست با ابزارها و شیوه های مختلف از سوی حاکمیت تلاش شده تا نیرو وتوان نیروهای ملی یا سرکوب شده یا در جهت اهداف از پیش تعیین شده امنیتی رژیم به خدمت گرفته شوند. به جرات می توان گفت در شرایطی که جامعه ی ایرانی به یک خود آگاهی ملی در خصوص تکیه و باور مندی به آموزه های میهنی و ملی رسیده است هیچ سازمان و جریان سیاسی ملی گرایی که بتواند در شرایط بحرانی جامعه را از افتادن به گرداب خشونت و تباهی رهایی بخشد وجود ندارد.

حقیقت تلخ این است که ملت بعد از سالها آزمودن جریان های درون حاکمیتی از قبیل احزاب اصلاح طلب و اعتدال گرا و حتا اصول گرا عملا سرخورده و ناامید از هر گونه گشایش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از سوی این جریان ها شده اند.

آنچه که بیان شد از خود آگاهی ملی خوشبختانه جنبش و خیزش خودجوش ملت ایران است که در رویداد های اخیر میهن به خوبی می توان رد پای این خود آگاهی را در آن دید اما حقیقت این است برای رسیدن به چنین خود آگاهی ملی نقش نیروهای ملی بسیار اندک بوده و این نه به معنای کم کاری نیروهای ملی بلکه بخش عمده ای از آن ناشی از محدودیت های ایجاد شده از سوی حاکمیت برای نیروهای ملی است .

به هر روی گفتنی در این خصوص بسیار است و از حوصله بحث که پرداختن به رویداد های جبهه ملی ایران می باشدعملا خارج است اما این پیش گفتارکوتاه اشارتی بود برای پرداختن به چیسیتی و چرایی وجود یک نیروی ملی که بتواند در بر گیرنده ی نیروهای باورمند به آموزه های میهنی و ناسیو نالیست ایرانی باشد.

مدتهاست که به عنوان عضو منتقد به ساختار و عملکرد جبهه ملی پنجم تلاش کردم تا در خصوص عملکرد نادرست و ضد ملی عده ای ازعناصر شناخته شده که سالهاست بر طبل نابودی جبهه ملی ایران می زنند سکوت کنم و این سکوت ازآن جهت بود که می پنداشتم این عناصر با توجه به رویداد های میهن به خود آمده و صف خود را از صفوف دشمنان ملت ایران و نیروها ی ملی شاید جدا کنند.در شرایطی که از سال 85 شدیدترین و شفاف ترین نقدها را به شکل علنی و غیر علنی به شادروان عبدلعلی برومند با توجه به نا کارآمدی شخص او و باندی وی که بر خلاف اساسنامه و منشور جبهه ملی و اساسا اصول دموکراتیک بود بیان داشتم که بعد از درگذشت ایشان عملا واقیعت تلخ ناکارآمدی جبهه ملی پنجم در اتمسفر سیاسی ایران را تمام شده باید دانست و پرداختن به شخصیت و عملکرد شادروان عبدلعلی برومند و حلقه ی اطرافیان منتصب وی در جبهه ملی پنجم را باید به داوری تاریخ واگذار کرد.چون به هرروی واقعیت های دخالت های پیدا و پنهان هدایت جبهه ملی پنجم از سوی اُرگان های امنیتی رژیم و انتصابات گسترده مهره های وابسته به رژیم در شورای مرکزی و گماشتن مهره ای به شکل مادالعمردر راس تشکیلات آن هم به شکلی غیر دموکراتیک و با حداقل های اصول دموکراسی بر همگان آشکار شد و عملا این مهره ها به ویژه مهره اصلی رژیم در ساختار تشکیلاتی و هیئت اجرایی مبدل به مهره سوخته در افکار عمومی و محافل سیاسی شدند .

درشرایط کنونی نیز پرداختن به چنین مهره های وابسته و سوخته ای قصد من نیست چو اینکه حقیقت در این خصوص روشن شده و سالهاست که نقاب از چهره ی چنین عناصری برکشیده شده است. اما ساده پندارنه است تصور کنیم که رژیم دست از سر جبهه ملی و بازماندگان راستین آن که در کوران حوداث تلاش کردند تا از اصول و آموزه های این سازمان تخطی نکرده و همچنان با حاکمیت در حال مبارزه در راستای آرمان های میهنی هستند بردارد.

شوربختانه بازماندگان باند جبهه ملی پنجم راه انشعابی رفتن را همچنان در حال ادامه دادن هستند و گویا این پروژه و پروسه امنیتی را پایانی نیست، بعد از انتصابات گسترده و غیر دموکراتیک در شورای مرکزی و جبهه ملی سازی آنان عملا در حال ارگان سازی برای جبهه ی انشعابی خود نیز هستند، بیانیه های مناسبتی و تاریخی با امضاء های مجهول تحت عناوین هیئت اجرایی و شورای مرکزی و ریاست تشکیلات واخیرا نیز روابط عمومی جبهه ملی حکایت از این دارد که سیستم امنیتی رژیم به شکلی هدفمند تلاش دارد تا مانع هر گونه پویایی و تحرک در بین جبهه ملی و نیروهای راستین ملی گرا شود و این تلاش ها به نوعی تداعی گرا انشعاب امنیتی در تشکل دانشجویی دفتر تحکیم وحدت است .

وجود جبهه ملی ایران به عنوان سازمانی آزادی خواه و باورمند به آموزه های میهنی بر اساس حقوق بشر و دموکراسی یک الزام تاریخی در شرایط کنونی میهن است ،جریانی که می تواند جنبش خودآگاهی و رستاخیز ملی ملت ایران را به یک سرانجام قابل پذیرش و تضمین شده درآینده ایران برساند. و به عبارتی جبهه ملی تنها جریان تاریخ ساز و یگانه آلترناتیوی است که در طول بیش از نیم قرن مبارزه همواره در سمت و سوی اهداف آزادی خواهانه ی ملت ایران گام برداشته و تلاش داشته تا حاکمیت ملی را بی کم و کاستی به اجرا بگذارد.

دمیدن در کالبد فرسوده وپاکسازی جبهه ملی ایران این خانه و ملجاء آزادی خواهان از هر گونه پلشتی اینک یک رسالت تاریخی است که بر شانه های اعضاء باورمند آن سنگینی می کند و در چنین شرایطی چاره ای جز این نیست که همچو گذشته با ایادی رژیم و بدخواهان این خانه آزادی خواهی در یک سنگر واحد به مبارزه برخیزیم. خوشبختانه جبهه ملی ایران با وجود مبارزینی باورمند به آموزه های سیاسی و اخلاقی پیشوا دکتر محمد مصدق با گام هایی استوار تر از گذشته در این راه پر از دشواری گام بر خواهد داشت و به تجربه ثابت شده است که چنین موازی سازی هایی که در طول تاریخ چهل ساله ی رژیم برابر زمینگیر کردن جریان ها و احزاب سیاسی کم نیز نبوده محکوم به شکست است .

لذا تحرکات و اقدامات اخیر مهره ها و عناصر وابسته به رژیم با صدور بیانیه های تحت عناوین های جعلی که در راستای تخریب ارزشمند ترین مبارزین راستین ملی است ابدا موجب شگفتی ما نشده و چنین رفتارهایی که در راستای اهداف حاکمیت می باشد در تاریخ به ثبت رسیده و عوامل آن باید در فردای ایران آزاد پاسخگوی اقدامات ضد ملی و مردمی خویش باشند.

ریاست شورای مرکزی جبهه ملی ایران در شرایط کنونی با توجه به مستندات موجود و نص صریح اساسنامه تا برگزاری انتخابات و پلنوم آزاد بر عهده مهندس کورش زعیم که در بند زندان رژیم است می باشد و بیانیه های رسمی این سازمان نیز از سوی دفتر مردم داری به آگاهی ملت ایران خواهد رسید.

اینک بر همه باورمندان ،اعضاء و هواداران جبهه ملی ایران(درون و برون مرز) بایسته است که با همبستگی خود جبهه ملی ایران و کادرهای آن را در چنین راه پرمخاطره آمیزی یاری رسان باشند، دشمن اینک در کمین نشسته است تا همچو سالهای پیش با تفرقه افکنی سد راه مبارزات نیروهای ملی شود اما به پشتوانه خرد و هوشیاری اثبات خواهیم کرد که "کشتی را سیاستی دگرآمد"

باور داریم که با تکیه بر ایمان که همانا آزادی و نیک روزی ملت ایران است می توانیم بر دسیسه های پیش رو چیره شده و مبارزاتمان را به پیش ببریم،تاریخ فراموش نخواهد کرد آن روز که فرزندان این سرزمین زیر ضربات سهمگین دشمن بودندو زندان و سایه مرگ بر پیکره آنان سنگینی می کرد عده ای عافیت طلب شرف را با دریوزگی زندگی دو روزه معامله کردند، آنان پنجه بر حقیقت کشیدند و نقاب بر چهره خویش، اما گذار زمان نشان داد که آنان زبون انگاره های تاریخ این سرزمین هستند ونامشان آنچنان آلوده به پلیدی است که باید با ترحم به آنها نگریسته شود.

جبهه ملی ایران اینک می تواند به پشتوانه ی مبارزات تاریخی خود ، منشور و اساسنامه ای پیشرو در سپهر سیاسی ایران ، همچو همه ی دوران های تاریخ مبارزاتی ایران عزیزمان خانه مبارزین ، نیروها و احزاب سیاسی باشد.

اشکان رضوی

عضومنتخب سازمان مهندسان جبهه ملی ایران

ashkan.rzv@gmail.com

25 فروردین 1397 خورشیدی


گرچه در این باغ بسی گل شکفت‎؛ مهندس زعیم و جبهه ملی ایران – کاووس ارجمند

گرچه در این باغ بسی گل شکفت

از گل ما کی خبری می رسد ؟

هور مزا بهر چه گل ساختی ؟

هردم از این گل ضرری می رسد

“ نظامی گنجوی “

پس از نوشتن نامه پر از درد هموند گرامی مهندس کورش زعیم در مورد چهل سال شکست پیاپی دولتمردان و‌ کار‌بدستان نالایق در حکومت‌ اسلامی ایران و رکود و‌ ادبار ناشی از آن در تمام ارکان جامعه، شاهدیم که پیش از وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب به ناگاه برخی در اردوگاه خودی ( جبهه ملی داخل ) شمشیر‌ها را از نیام خارج کرده و در پی شکار همرزم خود مهندس کورش زعیم بر آمده‌اند ‌و این موضوع مرا بیاد گفته پیشینیان در این مرز و بوم نخبه‌کش می‌اندازه که چنین سروده شده است:

ترسم از ترکان تیر انداز نیست

طعنه تیر آورانم‌ می کشد !!

مهندس کورش زعیم با تنی ضعیف، لاغر و در ۷۸ سالگی و در حالیکه زیر فشار وزارت اطلاعات و دادگاه‌های فرمایشی عمله‌های استبداد در حکومت شریعتمداران در ایران قرار دارد، باز در برابر مستبدین سر خم نکرده و شجاعانه با بهره‌گیری زیرکانه از خط و روش پیشوای خود دکتر محمد مصدق و مانند او در سر بزنگاه‌های حساس هشدار‌های خود را به نظام ولایتی اعلام کرده و‌ از داغ و‌ درفش و‌ خودکشی‌های فرمایشی در زندان‌های رژیم نیز ترسی بخود راه نداده است و همانند دکتر مصدق در زندان بیرجند “ بخاطر مخالفت با دیکتاتوری رضا شاه “ و سه سال زندان پس از کودتای ۲۸ مرداد بخاطر ملی کردن صنایع نفت و‌بستن سفارت انگلستان، ایشان نیز بار‌ها توقیف شده و یا خانه‌نشین بوده ‌و هم‌اکنون نیز محکوم به چندین سال زندان گردیده و در زندان اوین و گاهی نیز در مرخصی بیماری در خارج از زندان روزگار را سپری می‌کند و در این شرایط حساس مهندس کورش زعیم با پایمردی چشم‌گیری زبان سرخی گردیده است در برابر استبداد دینی ‌و رانت‌خوارن حکومت ولایت‌فقیه ‌که هر آینه می‌تواند سر سبزش را بر باد دهد ولی او میرزا جهانگیر خان شیرازی دیگری است و پایبند به دموکراسی و دفاع از منافع ملی و با دلاوری نام و امضای خود را نیز بعنوان رئیس شورای رهبری جبهه ملی ایران در زیر نامه کوبنده آخر خود به رهبران نظام ولایت‌مدار به تازگی قرار داده است، چون‌ خوب می داند که این شهامت در هر کسی به ودیعه گذاشته نشده است و هرکس نمی تواند “ میرزا جهانگیر خان شیرازی ( صور اسرافیل ) شود که جان شیرین خود را در برابر استبداد محمد علی شاه قاجار در دوران مشروطه و تنها بنام آزادی و عدالت خانه به حراج بگذارد و‌ سر پرشورش با فتوای آیت‌اله مرتجع فضل‌اله نوری در باغشاه به چوبه دار آویخته گردد!!!

و اگر نیک بنگریم ایشان یعنی مهندس کورش زعیم شهامت بخرج داده و از خود مایه گذاشته است که امضای خود را ‌در زیر بیانیه بعنوان رئیس شورای جبهه ملی ایران قرار داده است تا به دیگران گزندی نرسد و‌ دوستان هموند در جبهه ملی ایران باید از این پیش آمد خرسند نیز باشند ولی بعکس گویا همین موضوع آقایان را در نایب تولیت جبهه ملی در تهران خوش نیامده است و بنام روابط عمومی جبهه ملی ایران به تازگی بشارت داده‌اند که محتوای بیانیه مهندس کورش زعیم دارای اشکال‌های زیادی است و امضای رئیس شورای جبهه ملی ایران از سوی ایشان نیز جعلی است!!!

، و چه به جا و چه خوب که شخصیت با پرنسیپی چون‌ دکتر هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران و‌ انسان‌های با شرفی چون جناب درودی هستند که رشته آقایان را پنبه می‌کنند ‌و به وزارت اطلاعات نیز می‌فهمانند که به گفته”

مولانای بلخی “ً

عشق حقیقی است مجازی نگیر

این دم شیر است به بازی نگیر

آقایان!!

مهندس کورش زعیم از تمام آزمایش‌ها پیروز ‌و بسلامت بیرون آمده است و ما پیروان راستین دکتر محمد مصدق، دکتر فاطمی و‌ دکتر شاپور بختیار شخصیت، جوانمردی ‌و پایمردی آن سه نخبه تاریخ معاصر ایران را در کالبد تکیده ولی استوار مهندس کورش زعیم جستجو می‌کنیم‌ و او را شایسته رهبری جبهه ملی ایران در این شرایط حساس و خطرناک ارزیابی می کنیم.
و‌ جبهه ملی- اروپا بسیار خرسند از این است که حمایت سیاسی خود را از شخصیت‌های فرهیخته چون دکتر هرمیداس باوند، مهندس کورش زعیم ‌و جمال درودی ‌اعلام‌ کند و برای متولیان جبهه ملی ایران که ما تا کنون هیچ هنری از آنها ندیده‌ایم بجز در آخرین انتخابات ریاست جمهوری در ایران که خواندیم رئیس هیئت اجرائی جبهه ملی ایران در تهران بشارت دادند که هواداران جبهه ملی ایران بروند و به “ سرور“ دکتر حسن روحانی رأی بدهند!!!!.
که به گفته مشهور کوه موش زائید !! ما شا اله!!! به این درایت و جهان بینی از مسئول هیئت اجرائی جبهه ملی ایران که آزادی خواهان را تشویق می‌کند که به یک روحانی امنیتی بنام آخوند روحانی رأی بدهند!!!!

و تو‌گوئی تاریخ مرتب تکرار می‌شود، مگر از همین دست آقایان نبودند که دکتر شاپور بختیار را در دوران انقلاب بخاطر پذیرش مقام نخست وزیری در یک حکومت مشروطه و سکولار را که تنها راه نجات در آن شرائط حساس بود از حزب ایران و جبهه ملی اخراج کردند و به دست‌بوس و‌ پیشواز یک شیخ فضل‌اله نوری دیگر چون آیت‌اله خمینی شتافتند که همان راه شیخ فضل‌الله را که برچیدن مشروطه و تشکیل مشروعه را خواستار بود ‌‌و در برنامه کاری و مانیفست خود آن را فریاد می‌زد؟؟

آیا این آقا و احتمالأ هم‌دستان ایشان پاسخی دارند به ملت ایران که در ابعاد گسترده در زمستان گذشته در بیش از ۱۰۰ شهر به خیابان‌ها آمدند و فریاد زدند “ مرگ‌ بر این دولت مردم‌فریب “ که منظورشان شخص روحانی و دولت بی لیاقت و گوش بفرمان او‌ به رهبر حکومت اسلامی بوده و هست؟

شما که بعنوان روابط عمومی جبهه ملی در داخل کشور بیانیه می‌دهید و در حیاط خلوت خانه خود لم‌داده‌اید، در حالیکه مهندس کورش زعیم در کنج زندان اوین چند سالی دیگر باید اجاره نشین باشد چه پاسخی برای هموندان خود دارید؟
آیا کافی است که سر را مانند کبک زیر برف کنید و‌خیال کنید که کسی شما را نمی‌بیند؟ ، چون شما سرتان زیر برف است و از دیدن دیگران عاجز هستید؟؟
آقایان در شرایط و‌اوضاع کنونی اشخاصی چون دکتر بختیار و دکتر صدیقی کار برد دارند که امروز ما مهندس کورش زعیم را هم گردن آنها می‌بینیم.

و به زبان ساده یعنی اینکه:

کار هر بز نیست خرمن کوفتن

گاو‌ نر می خواهد و مرد کهن

کاووس ارجمند، هوادار جبهه ملی ایران از سال ۱۳۳۹ خورشیدی


خدایا این سرزمین را از دروغ مصون بدار- جمال درودی، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران

دوست وهموند عزیزم جناب آقای ضیاء مصباح ، نامه جنابعالی را با عنوان « گذری ونظری » را خواندم ، این نامه ازاهمیت ویژه ای برخوردار بوده ولی متاسفانه قلب واقعیت ها شده لذا من با تمام احترامی که برای شما قائلم نمیتوانم مطالب مندرج در آن را تایید کرده ودر رابطه با آن سکوت اختیار کنم . وازشما که درتمام مراحل حضور داشتید انتظارچنین برداشتی را نداشتم . البته اطمینان دارم که این نظریات شخص شما نبوده بلکه نظریات وخواسته های آقای دکتر موسویان است که در نامه شما منعکس شده ، درهرصورت وظیفه خود میدانم برای روشن شدن افکارعمومی مخصوصا همفکران عزیزم درجبهه ملی ایران بار دیگر به گذشته ای نه چندان دور اشاره داشته باشم.

برای چندمین بارازطرف شادروان ادیب برومند ازاعضا شورا دعوت شد که درروز پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت در جلسه شورا شرکت کنند ،این جلسه بعلت عدم حضوراکثریت اعضا رسمیت نیافت ، فردای آن روز آقای موسویان طی مصاحبه ای با رسانه ها اعلام کردند :« … نیروهای امنیتی با تماس تلفنی وتهدید به بازداشت اعضا جبهه ملی مانع برگزاری جلسه شورا شدند .».

شگفتا … !

پس ازگذشت دو روزبا مذاکرات وتوافق هایی با مقامات امنیتی اجازه برگزاری جلسه شورا درروز دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ را گرفته شد .

در ابتدای جلسه آقای ادیب اظهار داشتند دستور جلسه برگزاری انتخابات است من اعتراض کردم و گفتم طبق اساسنامه باید انتخابات در یک جلسه قبل اعلام شود .آقای ادیب با عصبانیت گفتند : من با هزار ترفند وزحمت پس از مدتها توانستم این جلسه را تشکیل دهم بنابراین در این جلسه انتخابات هیات های داخلی وشورا انجام خواهد شد وهیچ کس حق خروج ازجلسه را ندارد تا پایان انتخابات . در نتیجه انتخابات فرماتیشی دریک محیط کاملا امن وبدون مزاحمت مقامات واز پیش تدوین شده انجام شد. اکثر اعضا به این نحو انتخابات اعتراض داشتند از جمله خانم دکتر اردلان از دعوت شده گان توسط خود عذرخواهی کردند ودر اطلاعیه ای اعلام داشتند :« .. متاسفانه از اینکه دستور جلسه تغییر پیدا کرد وانتخابات انجام شد که مورد تایید همگان قرارنگرفت از دعوت شدهگان توسط اینجانب پوزش می خواهم .» درحالی که خانم دکتر اردلان برای عضویت در هیات اجرایی انتخاب شده بودند ولی ایشان بعنوان اعتراض هیچگاه در نشت های هیات اجراییه شرکت نکردند . من درتاریخ ۲۴ \ ۲\ ۹۴ طی نامه ای با عنوان ” اتنخابات کاملا آزاد … ! ودموکراتیک … ! به سبک جمهوری اسلامی ” با استدلال به نحوه انتخابات شدیدا اعتراض کردم . قابل ذکر است که آنچه دراین انتخابات از پیش تدوین شده پیش بینی نشده بود انتخاب آقای مهندس زعیم بعنوان نایب رییس شورا بود.این موضوع ( باند ) را سخت عصبانی وناراحت کرد درهرصورت نتیجه انتخابات طی اطلاعیه رسمی با امضا ریاست شورا رسانه ای شد.

پس ازگذشت یازده ماه ازجلسه شورا درتاریخ ۳۰ \۱ \ ۱۳۹۵ ناگاه اطلاعیه ای از طرف روابط عمومی جبهه ملی ایران انتشار یافت که در آن آمده بوددر تاریخ ۱۸ \ ۵ \۱۳۹۴ جلسه شورا با حضور ۲۳ نفر تشکیل شده دراین جلسه انتخابات درون سازمانی مجددا انجام ودرنتیجه آقای ملک قاسمی بجای آقای زعیم انتخاب شدند . این جلسه صوری ومخفی که پس ازگذشت نه ماه اعلام شده تنها یک هدف داشت و آن برکناری آقای زعیم ازسمت قانونی خود بوده و هیچ دستورکاردیگری نداشته.این اطلاعیه همه اعضای شورا وافراد جبهه ملی را دریک شوک ناباورانه قرارداد و با هریک ازاعضا که تماس گرفته میشد از چنین نشستی اظهار بی اطلاعی میکردند . حتی در این جلسه غیر واقعی وصوری ازآقای زعیم که برای او این جلسه تشکیل شده بود دعوت بعمل نیامد وبرای همگان این سوال بود که چرا تصمیمات این جلسه تا این زمان مخفی نگه داشته شده است . کم کم این مطلب به جک تبدیل شد . من برای روشن شدن این مساله با تنها مرجع ذیصلاح جبهه ملی ایران جناب آقای دکتر باوند سخنگوی جبهه ملی وعضوهیات رهبری مصاحبه ای انجام دادم و طی یک پرسش و پاسخ کتبی پرده ها کنار زده و واقعیت آشکار شد .آنچه حائز اهمیت است تا این تاریخ هیچیک ازشخصیت ها واعضا شورا در رابطه با این پرسش وپاسخ کوچکترین انتقاد واعتراضی نداشتند . سکوت همگان دلیل صحت مطالب وبه رسمیت شناختن آن است . (این پرسش وپاسخ ضمیمه میباشد )

آقای مصباح جنابعالی که دلسوزانانه برای جبهه ملی ایران قلم میزنید چرا زمانی که نام آقای زعیم از لیست اعضا شورا حذف شد اعتراضی نکردید و چرا هیچگاه این سوال را از آقای موسویان نکردید که به چه مجوزی بنام رییس هیات اجرای امضا میکنند و بیانیه سیاسی ارائه میدهند ، به فرض صحت انتخابات طبق نص صریح اساسنامه انتخاب هیات اجراییه برای دو سال بوده که درتاریخ ۲۱\۲\۹۶ پایان یافته و ایشان در حال حاضر هیچ سمت اجرایی ندارند.

من بعنوان یک عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران منتخب پلنوم اعلام میکنم :

تا زمانی که آقای دکتر موسویان ریاست هیات اجرایی را دارند ، جناب آقای مهندس کورش زعیم سمت ریاست شورای مرکزی جبهه ملی ایران را خواهند داشت .

پاینده ایران

جمال درودی – عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران

۲۳ فروردین ۱۳۹۷

پرسش و پاسخ : ۷ \ ۴ \ ۱۳۹۵

جناب آقای دکتر داوود هرمیداس باوند سخنگوی محترم جبهه ملی ایران

با توجه به اینکه جنابعالی درقبال مسائل جبهه ملی ایران مسئولیت مستقیم داشته و باید پاسخگو باشید، لذا از شما تقاضا میکنم به دو پرسش ذیل که مورد سوال همگان است پاسخ دهید :

۱ – درجلسه ۲۱\۲\۱۳۹۴ شورای مرکزی جبهه ملی که انتخابات درون گروهی برگزار شد آقای مهندس کورش زعیم بعنوان نایب رئیس اول هیات رئیسه انتخاب شدند و نتیجه انتخابات مورد تایید و تصویب شورا قرار گرفت و رسما اعلام شد.

ولی شگفتا که پس از گذشت تقریبا یکسال از آن انتخابات در تاریخ ۳۰ \ ۱ \ ۱۳۹۵ اطلاعیه ای از طرف روابط عمومی جبهه ملی ایران انتشار یافت که حکایت از آن داشت که در تاریخ ۱۸ \ ۵ \۱۳۹۴ جلسه صوری دیگری جهت تجدید انتخابات انجام شده ، با پرسشی که از اکثر اعضا محترم شورا به عمل آمد همه از تشکیل چنین جلسه ای اظهار بی اطلاعی کردند. از من وآقای زعیم هم دعوتی بعمل نیامد . حال این پرسش در اذهان عمومی وهواداران جبهه ملی شکل گرفته که چرا این نشست صوری وتصمیمات آن پس از گذشت ۹ ماه آنهم با موافقت مقامات امنیتی افشا شده است ؟ ! البته همگان آگاهند که این توطئه ای بوده برای آنکه نام آقای مهندس زعیم از لیست منتخبین خارج شود ولاغیر.

۲ – به تازگی در اطلاعیه های جبهه ملی وآگهی های مندرج در جراید که با اسامی اعضای شورا انتشار مییابد نام من وآقای زعیم حذف شده . به چه دلیل ؟ !

با تشکر از پاسخ مستدل جنابعالی، هموند شما جمال درودی

عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران ( منتخب پلنوم ۱۳۸۲ )

۷ \ ۲ \ ۱۳۹۵

دوست گرامی، آقای جمال درودی

عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران

در پاسخ به پرسشهای مطروحه در نامه مورخه ۲\۲\۹۵ شما خطاب به اینجانب با عنوان سخنگوی جبهه ملی ایران، بدینوسیله به آگاهی شما میرسانم که

۱ – من هم در آن جلسه ۲۱\۲\۹۴ حضور داشتم و خودم هم به آقای زعیم رای دادم، بنابراین بیانیه جبهه ملی ایران متعاقب آن جلسه که هیئت رئیسه جدید را اعلام کرده بود مورد تایید من هم بوده و هست.

۲ – بیانیه ۳۰\۱\۹۵، هیئت اجرایی صادره ۹ ماه پس از وقوع یک جلسه شورای مرکزی ادعاییکه در آن انتخابات تجدید شده و نام آقای زعیم از هیئت رئیسه حذف شده فاقد وجاهت اساسنامه ایست، و از آنجا که همه اعضای شورا برای جلسه ادعایی دعوت نشده بودند و تجدید انتخابات طبق اساسنامه در جلسه ای که یک ماه زودتر از وقوع اعلام نشده بوده، بکلی مردود و غیرقابل قبول است.

۳ – بیانیه های صادره توسط هیئت اجرایی به مناسبت هایی مانند تسلیت یا رویدادهای تاریخی که در آنها نامهای اعضای شورا فهرست شده، ولی نام شما و آقای زعیم حذف شده باشد، به هیچ وجه توجیه پذیر نیست و به دور از اخلاق سازمانی است .

۴ – تصمیم گیری در نشستهای دو هفتگی هیئت اجرایی و هیئت رهبری درباره مواردی که طبق اساسنامه نیاز به حضور همه اعضای شورای مرکزی باشد، مردود است. امیدوارم همه مسئولان جبهه ملی ایران همیشه پیرو اصول مصوب در اساسنامه باشند.

با احترام،

داود هرمیداس باوند

عضو هیئت رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران

۲۸ خرداد ۱۳۹۵خ

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0