صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > رکود و درجازدگی از بین رفته و حرکت آغاز شده است گفتگوی اخبار روز با دکتر فریبرز رئیس (...)

رکود و درجازدگی از بین رفته و حرکت آغاز شده است گفتگوی اخبار روز با دکتر فریبرز رئیس دانا

شنبه 5 مه 2018

• مهارها و سرکوب های متمادی در میان طبقه ی به شدت پراکنده ی کارگر، که ارتباطشان هم با گذشته های پربار سیاسی قطع شده است، البته عامل اثرگذاری در گسترش و برجستگی "حضور" سیاسی است، به نظر من، اما، رکود و درجازدگی از بین رفته و حرکت آغاز شده است؛ کند اما قطعی تر از گذشته. شعارهای اعتصاب ها و اعتراض های خاص کارگری پخته تر و ژرف تر شده است ...

اخبار روز: در آستانه ی اول ماه مه هستیم آقای رئیس دانا. وضعیت کارگران و زحمتکشان در جامعه به چه صورتی است، امیدی به بهبود وضعیت معیشتی آنان هست؟

فریبرز رئیس دانا: امسال (۱٣۹۷) با تعیین حداقل دستمزد در سطحی تقریباً ٣۰ درصد بیشتر از سال گذشته، رقم حداقل دستمزد به ۱،۱۱۵،۰۰۰ تومان رسید. این افزایش در حداقل دستمزد بیشتر از نرخ تورم سال ۱٣۹۶ بود که در حدود ۱۵ درصد برآورد می شود. (برآورد براساس ارقام رسمی و نه واقعی، از من است). در ٣٨ سال گذشته فقط در چهار سال، در دوره ی ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، نرخ افزایش حداقل دستمزد بالاتر از نرخ تورم بود، که آن هم دلایل ویژه ی سیاسی و اقتصادی خود را داشت. اگر به رقم ۱،۱۱۵،۰۰۰ تومان ۶۰ درصد نیز بابت انواع سایر دریافتی ها و مزایای به طور متوسط برای خانوار ٣.۵ نفری بیفزاییم، دریافتی واقعی – عملی به طور متوسط به ماهیانه ۱.٨۴ میلیون تومان می رسد. اما خط فقر در سال ۱٣۹۷، بنابه برآورد من، ٣.٣۴ میلیون تومان است. بنابراین در همین جا، در بهترین شرایط اگر این رقم حداقل دستمزد نصیب همه ی کارگران شود و همه ی آنها نیز ۶۰ درصد اضافی را دریافت دارند، دریافتی متوسط واقعی کارگران فقط معادل نیمی از خط فقر مطلق است. اما اجازه بفرمائید، بحث پایان نگرفته است:

۲۱ درصد کارگران کشور (با جمعیت ۱۴ میلیون نفری) بیکارند که فقط ۲۰۰ هزار نفر آنان (معادل ۷ درصد از کل کارگران بیکار) حقوق و مزایای بیکاری دریافت می کنند و بقیه را باید صاحبان درآمد صفر به حساب آورد.

شمار کارگران کشور ۱۴ میلیون نفر و شمار بیمه شدگان سازمان تأمین اجتماعی نیز ۱۴ میلیون نفر است (تشابه دو رقم تصادفی است). ۶۵ درصد از ۱۴ میلیون نفر بیمه شده کارگرند. ۱۰ درصد از تابعان قانون مدیریت خدمات کشوری و سایر نیز کارگر محسوب می شود. بنابراین جمعاً در حدود ۹.٣ میلیون از ۱۴ میلیون نفر کارگر بیمه شده اند و ما بقی زیر پوشش بیمه قرار ندارند.

در مجموع در حدود ۲۵ درصد از کارگران دریافتی ای دوروبر حداقل دستمزد و به اضافه ی حقوق و مزایای اضافی دارند و ۴۰ درصد کمتر از حداقل دریافت می کنند.

هم چنین چیزی در حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد از کارگران کشور زیر فقر مطلق به سر می برند. افزایش حداقل دستمزد به میزان ۲۰ درصد و بالاتر بودن این افزایش از نرخ تورم توانسته است در حدود ٣ درصد از شمار کارگران زیر خط فقر بکاهد.

افزایش مداوم بیکاری، که امروز به برآورد من در کل کشور به ۵.٨ میلیون نفر و در میان کارگران به حدود ٣ میلیون نفر می رسد، به زودی اثر آن ٣ درصد بهبود حاصل شده را خنثی خواهد کرد.

اخبار روز: در یک سال و نیم اخیر شاهد گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری بوده ایم. به نظر می آید دستاوردها، چشمگیر و متناسب با کثرت اعتراضات نبوده است. ضعف کار کجاست و برای از میان بردن آن چه باید کرد؟

فریبرز رئیس دانا: نمی توانیم دقیقاً دست آورد افزایش اعتراض ها و اعتصابهای گسترده کارگری ۲ سال اخیر را اندازه گیری و ارزیابی کنیم زیرا این اثر جنبه هایی پیچیده و ناآشکار دارد، شروع و شیوع اعتراض ها و اساساً خیزش اعتراض زمستان ۹۷ را باید حتماً از نتایج سه عامل اجتماعی اصلی دانست: ۱- انفجار اعتراض مال باختگان بانکی ۲- اعتصاب های کارگری ٣- نا امیدی از سیاست ها و وعده های دولت در زمینه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی. این سه عامل در متن بی عدالتی، فساد، تبعیض و انسدادهای سیاسی بیشتر در زیر پوست جامعه رشد کردند و به گونه ای به ظاهر ناگهانی در زمستان ۹۶ به انفجار و رواج بی سابقه رسیدند.

این که دستاوردهای اعتراض ها و اعتصاب های کارگری در متن اعتراض ها و حرکت های سال ۱٣۹۶ چشمگیر و متناسب نبود البته درست است، اما این نابرجستگی مطلقاً به معنای عدم حضور نبود. کارگران و دانشجویان در اعتراض ها حضور داشتند و اتفاقاً حضور اجتماعی کارگران بسیار بیش از مثلاً اعتراض های سال ٨٨ به نتایج انتخابات آن سال بود. اما این نظر از آنجا که حضور کارگران هنوز از طریق تشکل ها و با طنین خواستهای کارگری صورت نگرفته است، درست است.

مهارها و سرکوب های متمادی در میان طبقه ی به شدت پراکنده ی کارگر، که ارتباطشان هم با گذشته های پربار سیاسی قطع شده است، البته عامل اثرگذاری در گسترش و برجستگی "حضور" سیاسی است، به نظر من، اما، رکود و درجازدگی از بین رفته و حرکت آغاز شده است؛ کند اما قطعی تر از گذشته. شعارهای اعتصاب ها و اعتراض های خاص کارگری پخته تر و ژرف تر شده است و ساخت قدرت اقتصادی را نیز نشان می گیرد. شعارها و خواست های خیزش اعتراضی زمستان ۹۶ تاکنون اگر سطحی بودند که نمی توانستند این چنین جریانهای انحصارطلب و اصلاح طلبان را آشفته خاطر کنند. فوراً از این که نمایندگان خواست شما در یک حرکت اجتماعی طنین کافی ندارند نا امید نشوید؛ کاوش کنید و مقایسه کنید. تحلیل پویای اجتماعی یعنی همین.

اخبار روز: وضعیت منطقه بحرانی است. معیشت و زندگی کارگران به این وضعیت بحرانی گره خورده است. ایا چشم اندازی برای آن که مبارزات کارگری این وضعیت را مدنظر قرار دهد و خواست های سیاسی خود را متناسب با آن مطرح کند فراهم نشده است؟

فریبرز رئیس دانا: خاورمیانه یکی از بحرانی ترین دوره های خود را طی می کند. این بحران می تواند به نتایج وخیمی بینجامد که یکی از آنها شکل گیری جنگ های نیابتی جدیدتر و دیگری مداخله های سیاسی توطئه آمیز است و بالاخره از همه بدتر رودررویی مستقیم نظامی است که می تواند بین ایران و اسرائیل صورت بگیرد. من سیاست های نادرست و مداخله ها و جهت گیری های دولت ایران را بی تأثیر و بی بهانه ساز نمی دانم، اما بی تردید عامل اصلی بحران، که واکنش های ایران و روسیه نیز را برمی انگیزد، امپریالیسم آمریکاست و نواب آن، یعنی اسرائیل و عربستان سعودی (و البته قطر و امارات و...). امپریالیسم و متحدان نمی توانند از سلطه بر مناطق نفتی چشم بپوشند و نافرمانی و ناهمسازی کشورها را، چه مترقیانه باشد چه نامترقیانه بربتابند. در سوریه بی تردید این تحریکات عربستان (از جمله تیراندازی مشکوک به سمت مأموران انتظامی و امنیتی از محل های ناشناس در جریان تظاهرات اعتراضی صلح آمیز مردم) بود که به نیابت از خواست امپریالیسم و صهیونیسم: پای انواع "دواعش" را بر این کشور گشود و صدها هزار کشته، صدها هزار مجروح و معلول و میلیونها آواره برجای گذاشت. دولت سوریه که یک دولت سکولار بود، البته قابل انتقاد و اعتراض بود می باید در خود تغییرات می داد یا کنار می رفت. اما جایگزین آن نباید و نمی توانست چیزی وابسته به اسرائیل و آمریکا باشد. به این سبب در راه براندازی و جانشینی بود که سوریه را توطئه های نیابتی به خاک و خون کشید. دولت قانونی سوریه در مقابل اقدام مسلحانه ایستادگی کرد و برابر مداخله ی خارجی از متحدان خود یاری خواست، اما این اقدام و خواست ترکیه و عربستان و ناتو، که خواهان برکناری دولت اسد هستند، با موازین بین المللی ناسازگار است.

مداخله و یاری دولت ایران در سوریه تا آنجا که به برخورد با داعش مربوط می شود می تواند قابل دفاع باشد. اما از آنجا که این دولت برای اقدامات خود به روش های دموکراتیک متوسل نمی شود و خود در داخل به سرکوب اعتراض ها و ناشنیدن فریاد به حق نیازمندان می پردازد، نمی توان یک سره از آن حمایت کرد.

در این میان، اما، دلخوشی ساده دلانه یا غرض ورزانه ی جریان وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم و تشکل های کم اندازه و کج وکوله های مقیم خارج و باور عوامانه که: "انشااله بعد از سوریه نوبت ایران می شود و اینها می روند و ما می آئیم و هزینه ای هم نمی دهیم" نه ارزش مبارزاتی برای حقوق اجتماعی دارد و نه می تواند کمکی به تحول بکند. در این میان باید با شجاعت اخلاقی از جهت گیری ها دفاع و همزمان نقد کرد. این که هر کس بگوید انقلابی ترم چون بیشتر به حاکمیت ایران فحش می دهم و بیشتر از انواع جریانهای راست و امپریالیستی برانداز مخملی و خشونت بار حمایت می کنم، در واقع دامن زدن به نادانی است.
از همه مهم تر حضور و نگرش کارگری و چپ است که باید کاملاً نگران درافتادن بخشی از آن به دام آرزوی پیروزی های آشکار و پنهان امپریالیستی - صهیونیستی به امید رسیدن به نوبت کامیابی باشیم. نه. نگرانی کافی نیست باید شجاعت اصلاح باورها و گسترش آگاهی ها را به رغم هیاهوی بوق های رسانه ای گسترده داشته باشیم. البته که ممکن است برخی امتیازها و فرصت ها در صحنه ی منطقه ای و جهانی به نفع طبقه‍ی کارگر باشد امّا این طبقه بیش از هرچیزی نیاز به تشکل، خردورزی و استقلال دارد.

امپریالیسم بخشی از سرکوب جهانی کارگران است. در ایران نمی توان درتقابل با سرکوبهای داخلی به سرکوبگران بین المللی متوسل شد که بارها نشان داده اند هر حکومت ارتجاعی را به سوسیالیست ها و جنبش مستقل کارگری ترجیح می دهند. تعریف و تدوین استراتژی طبقه کارگر، نمی تواند و نباید صرفاً بر اساس محدوده های داخلی سیاسی و بی اعتنا به تحولات عمومی اجتماعی و سیاسی داخلی و منطقه ای و بین المللی شکل بگیرد. زیرا در آن صورت بنایی متزلزل از کار درمی آید و فرصت را به سازشکاران و اذناب صهیونیسم و امپریالیسم می دهد. مبارزه ی طبقه کارگر را نه می توان از مبارزه ی دموکراتیک داخلی (آزادی، دموکراسی، حقوق زنان، محیط زیست، نیازهای رفاهی و اجتماعی و جز آن) و نه از مبارزه ی ضدامپریالیستی خارجی (مبارزه با داعش، مبارزه با دولت نژادپرست و خونخوار اسرائیل، مبارزه با جنگ طلبان منطقه ای و جز آن) جدا کرد. میزان و حد مشارکت را باید تشکل های مستقل و خردپایه تعیین کنند و نه جارچیان مشکوک سیاسی.

اخبار روز: مبارزات کارگران از نبود تشکل های قدرتمند کارگری آسیب می بیند، حکومت با تشکل های دست ساخته به این وضعیت دامن می زند. چشم انداز ایجاد و تقویت تشکل های کارگری را در کشور چطور می بیند؟ تشکل های مستقل موجود چه میزان فعالیت دارند و از چه جهاتی تحت فشار هستند؟

فریبرز رئیس دانا: حکومت معمولاً برای سرکوب تشکل ها تمایل و آمادگی و استعداد بسیار زیاد دارد. در کنار این تمایل البته راه حل های موازی سازی نیز پیش گرفته می شود. اما از آنجائیکه این تشکل های موازی ممکن است از دست در بروند، بنابراین راهبرد غالب به حساب نمی آیند. نظر من این نیست که باید با هر تشکل که سر برمی آورد خوش خیالانه و بی حساب و کتاب برخورد کرد، اما در عین حال معتقدم کار ما – و کار تشکل های کارگری و چپ - این نیست که کار خود را رها کند و فقط یک سره به همه ی جریان های به اصطلاح "رقیب" هتاکی و فحاشی و حمله و افشاگری آغاز کنند. باید با حفظ استقلال و منش خود، نگاهی کاونده - انتقادی به قصد یافتن امکانات رشد به اطراف و حرکت ها و تشکل ها داشته باشیم. تشکل های مستقل از این رو که یا متعصبانه برانزوا گرایی – تحت عنوان پاکدامنی انقلابی – پای می فشارند یا خود را در درون جریان های راست و لیبرال به کلی به تحلیل می برند، نمی توانند به خوبی پا بگیرند و رشد کنند.

اخبار روز: بخش اعظم کارگران ایران در واحدهای تولیدی و کارگاه های کوچک کار می کنند، برای سازماندهی اینها چکار باید کرد، تلاش هایی که توسط فعالان جنبش کارگری انجام می گیرد تا چه اندازه در بازتاب مطالبات و بسیج این بخش از کارگران موفق بوده است؟

فریبرز رئیس دانا: واضح است که نیروی کار کشور به تمامی در کارگاههای صنعتی و به ویژه در کارگاههای صنعتی که جوازشان از سوی وزارت صنعت و معدن و تجارت صادر شده است شاغل نیستند. شاغلان در کارگاههای ساختمانی، بهره برداری های کشاورزی، واحدهای خدماتی و سایر مراکز نیز به کار مشغولند.

حدود ۹۰ درصد کارگاههای ساختمانی و در حدود ۹۵ درصد بهره برداریهای کشاورزی، بخش اعظم واحدهای خدماتی و در حدود ۹۵ درصد کارگاههای صنعتی شمار متوسط شاغلان هر واحد کمتر از ۱۰ نفر است. به عنوان مثال از حدود ٣٣۰ هزار کارگاه صنعتی به طور متوسط در سالهای ۱٣۹۰ تا ۱٣۹۵ فقط ۱٣٣۰۰ کارگاه (۴.۵ درصد) دارای کارکنانی بیش از ۱۰ نفر بوده اند. در واحدهای صنعتی کوچک (با کمتر از ۱۰ نفر کارکن) در مجموع چیزی در حدود ۲.۱ میلیون کارگر به کار مشغول اند. (شمار کل کارگران کشور ۱۴ میلیون نفر است). در حدود ۵۰۰ هزار کارگر کشاورزی در بیش از ۱۱۰ هزار واحد بهره برداری کشاورزی پراکنده اند.
بنابه آمار رسمی (که البته میزان بیکاری را بسیار کمتر از واقع نشان می دهند) شمار جمعیت کشور در سال ۱٣۹۵ معادل ٨۰ میلیون نفر بوده است. از این رقم دور و بر ٣۰ میلیون نفر (٣۷ درصد) "جهت فعال" (بالاتر از ۱۰ سال که محصل، خانه دار، بازنشسته و سایر گروه های هم ردیف نیستند) و در حدود ۲۵.۵ میلیون نفر (٣۲ درصد) جمعیت شاغل محسوب می شوند. شمار کارگران با معیار آماری (و نه با معیار اقتصاد سیاسی و معیار اجتماعی که جای بحث و مناقشه دارد) ۱۴ میلیون نفر است که ٣ میلیون نفرشان نیز بیکارند (هر دو بنابه برآورد من).

بخش اعظم این نیروی کار کارگری در کارگاههای کوچک و پراکنده به کار مشغولند. کوچک بودن واحدها امکان و زمینه ی نشکل را کم می کند و از بین می برد. در واحدهای بزرگ با بیش از ۱۰۰ نفر – و در موارد خاص با بیش از ۲۵۰ نفر کارگر – امکان تشکل به شدت از طریق مراقبت و مهارهای به اصطلاح دوربینی یا نفوذی – کاهش می یابد و سخت و پرهزینه می شود. تاکنون فعالیت های کارگری و تشکل سازی در مورد این واحدها تقریباً موفقیتی نداشته است. تشکل ها بیشتر در کارگاههای متوسط است (که بین ۵۰ و ۱۰۰ نفر کارکن دارند) امکان تحقق یافته اند.

برای ایجاد تشکل در واحدهای کوچک رویکرد جغرافیایی و برای کارگاههای بزرگ و خیلی بزرگ رویکرد صنفی ابزارهای موثری به شمار می آیند. رشد آگاهی های کارگری در واحدهای کوچک و متوسط باید از راه رسانه های در اختیار فرد و خانواده کارگری بالا برود. متأسفانه رسانه های دیجیتالی در میان کارگران کم کاربرد و رسانه های ماهواره ای در واقع "بی وجود"اند. به رغم تمام ادعاها یا تلاش های واقعی اما محدود از خارج از کشور تاکنون حتی یک رسانه مستقل و قوی و قابل وثوق پا نگرفته است. آرمانهای چپ و دموکراتیک کارگری کاملاً پایمال فرقه گرایی و خودپرستی سازمانی و رشک و رقابت ناشی از بی عملی و بی اعتقادی عمیق قرار می گیرند.

اخبار روز: آیا همکاری هایی که بین تشکل های کارگری موجود صورت می گیرد، کافی است؟ می توان گام های بیشتری در این جهت برداشت؟

فریبرز رئیس دانا: خیر. نه تنها کافی نیستند بلکه اصلاً وجود ندارند. این همکاری باید به صورت پیوندهای کم رنگ و نقطه چین و دوستانه – و نه تشکل سازی که همه را در آماج قرار می دهد – صورت بگیرد. این کار، کار فعالان اجتماعی و کارگری و روشنفکران ارگانیک کارگری و سوسیالیستی است. در این میان آنچه همه ی فضا را مسموم می کند این تشکل های پرطنین و در واقع توخالی است که نام آنها را زیاد شنیده ایم اما در واقع به جز چندتایی عضو مشخصی ندارند. آنها با خود محوری تمام با طرح شعارهای پرطنین بی ثمر مثلاً "برانداز همین فردا"، "حداقل دستمزد ۵ میلیون تومان، بی هیچ حرف دیگر"، رویگردانی از هرنوع بحث و گفتگو و مشارکت، "فاصله گیری با همه ی کسانی که غیرخودی هستند"، مانع ایجاد هسته های زایا و رشد یابنده ی پیوند و همکاری می شوند. آنها انکوباتورهای واقعی را در عمل سر می برند.

اخبار روز: در بازار کار غیر رسمی در ایران، زنان نقش بزرگی دارند و بخش اعظم زنان کارگر با مزد ناچیز و در شرایطی بسیار دشوار کار می کنند، همزمان این بخش از زنان کارگر نقش بیشتری در اعتراضات و دفاع از حقوق خود و هم طبقه ای های خود به عهده می گیرند. برای تقویت حضور زنان در جنبش کارگری و تامین حقوق زنان چه راه کارهایی را می توان ارایه داد؟

فریبرز رئیس دانا: پیش گزاره تان کاملاً درست است. در باره بخش غیر رسمی در مقاله ای تحت عنوان "خیزش زمستان ۹۶، دستمزد ۹۷ " صحبت کرده ام (در دست انتشار است). اما در مورد نیروی کار و نیروی کارگری زنان تاکنون غفلت کرده ام. این نیرو وظیفه ی دشوار و نقش موثر سه گانه ی طبقاتی، صنفی و دموکراتیک را برعهده دارد. تشکل های واقعی کارگری (و همه آن سر و صدادارهایی که دستاویز شمار از فعالان سیاسی "دل خوش مدار" قرار گرفته اند) باید نقش و سهم ویژه ای برای زنان قائل شوند. این کار به تدریج در دستورکار دو سه سال اخیر قرار گرفته است.

کوشش های زیادی از سوی اصلاح طلبان، دمکرات های وابسته به اندیشه های لیبرالی (و امپریالیستی)، چهره های چپ ستیز و جزآن به عمل می آید که جنبش های اجتماعی و سیاسی، به ویژه جنبش های زنان و محیط زیست را از بدنه ی مبارزه ی ضد بهره کشی و مستقلانه و ضدامپریالیستی جدا کنند. مطبوعات وابسته و مسموم، مانند مهرنامه و اندیشه ی پویا و مثلث و ...، این کار را وظیفه ی مبرم خود می دانند. هم چنین اند رادیوها و رسانه های آمریکا و انگلستان و سلطنت طلبان و نولیبرال. کار ما در آگاهی های کارگری نمی تواند و نباید یک سره آموزش نظریه ی اقتصاد سیاسی مارکسیستی و کاپیتال باشد. ما باید در عرصه امروز ایران و جهان به انواع نیروهای فعال اجتماعی و صف آرایی آنان بپردازیم و واقعیت های پشت پرده را که بی نهایت ضد کارگری ند نشان دهیم.

اخبار روز: در خارج از کشور، فعالان حقوق کارگری فعالیت های چشم گیری برای جلب حمایت بین المللی از مبارزات کارگران ایران انجام می دهند، این فعالیت ها را تا چه حد موفق می دانید و برای سازماندهی یک مبارزه کارآمد برای جلب حمایت بین المللی از جنبش کارگری ایران چه پیشنهادی دارید؟ به نظرتان این حمایت بین المللی را کجا باید متمرکز کرد؟

فریبرز رئیس دانا: من مشخصاً به نقش و تأثیر شماری از فعالان کارگری و سیاسی در خارج از کشور از حیث آگاهی و تحرک کارگری و سوسیالیستی داخل باور دارم و آن ها را مفید و گرانمایه می دانم. جلب حمایت های بین المللی تا آنجا که به جلب حمایت سازمانهای بین المللی مربوط می شود البته موثر و خوب بوده است. اما از جهت جلب نظر افکار عمومی در مقابل صف آرایی دولتیان و دستگاه های امنیتی و رسانه ای امپریالیستی بسیار ضعیف عمل شده است.

در تقابل این فعالان و سازمانهای سیاسی مومن و هوشیار، هستند تشکل ها و سازمانهای سر و صدادار وابسته و مواجب بگیری از عربستان، اسرائیل که نه تنها در عمل و در واقعیت یاری ای به تشکل و آگاهی و توانمندسازی سیاسی و کارگری نمی رسانند بلکه با مداخله هایشان فضای ما را مسموم می سازند و حرکت ها و تشکل های کوچک را نارسیده علیل می کنند. تشکل هایی را می شناسیم با نام کمونیستی و کارگری که در واقع صهیونیستی اند، اما به ظاهر مخاطبانشان کارگران ایرانند. آنها با امکانات مالی زیادی که از طریق تعهد به وابستگی شان به دست می آورند بلافاصله پس از حرکت کارگری قدیم و جدید وارد معرکه می شوند و خود را جلو می اندازند، به برخی از فعالان پیش کش هایی می دهند، عامل پراکندگی می شوند، به محو کردن جنبه های ضدامپریالیستی و ضد کاپیتالیسم جهانی و محو زمینه های راهیابی و راهجویی کارگران از طریق توجه به همه ی ابعاد جنبش می پردازند. آنها را نمی توان دوست جنبش کارگری و جنبش های دموکراتیک دانست آنها دشمن و چه بسا خائنند. در گذشته باید نیروی زیادی برای جلوگیری از سم پاشی و خسران آنها به کار می بردیم. اما اکنون کارمان آسان تر است زیرا آنها شناخته شده ترند و وابستگانشان در اینجا منزوی تر می شوند.

با این وصف پیشنهاد من این است که جلب حمایت بین المللی باید بیشتر متوجه به مردم کشورها باشد. گرچه نباید سازمانهای بین المللی را فراموش کرد. اما باید به نقد و توضیح نقش آنها نیز پرداخت. باید از جهت گیری و یارگیری های خودنمایانه فاصله گرفت و در همان حال جریانهایی را که چنین جهت گیری هایی دارند افشا کرد. کمک مالی، که بیشتر جنبه ی یارگیری سازمانی و خودنمایی دارد، فعالان را بدعادت و منزوی می کند. یاری مالی باید جنبه ی جمعی داشته باشد و از طریق شخصیت های نافذ و مورد وثوق در جهت کمک به صندوق عمومی باشد و نه برای ایجاد رابطه. یاری این فعالان خارج از کشور نباید مشروط به حمایت های دولت ها و نهادهای سیاسی حاکم در غرب باشد. احزاب باید در چارچوب نگرش مستقلانه جنبش مردمی، به عنوان بخشی از مردم آن سرزمین وارد عمل شوند و نه بخشی از قدرت حاکم.

اعتماد فعالان مدنی و آزادیخواه و عدالت خواه به هر جریان خارجی وقتی بالا می گیرد که بدانند آنها منشاء یاری ها صادقانه و شفاف اند، مداخله های سیاسی و امنیتی وجود ندارد، یاری با شرط گذاری برای جهت گیری جنبش واقعی در این و آن تحول و ستیز خاورمیانه وجود ندارد و گرایش ها اساساً مردمی اند و نه با جهت گیری ویژه ی سیاسی. صد البته نمی توان فعالان خارج و داخل را به نادیده گرفتن کامل مواضع سیاسی شان دعوت کرد. اما می توان از آنها انتظار شفافیت در موضع گیری و حداکثر گرایش های دموکراتیک و رعایت حقوق انسانی را داشت. دعواهای سازمانی گذشته و پیشینه دار را به میدان داخل نکشانند اما در عین حال با مواضع شفاف وارد عمل شوند. اگر آنها خودشان بر تنگ نظری فائق آیند و جریان های سر و صدادار را که عملاً به شاخه هایی از امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع داخلی و خارجی وابسته اند کنار بگذارند، اما از اشتباه های یکدیگر در گذشته، به نفع جنبش امروز ایران بگذرند، همدلی ها و وحدت های اصیل و سازنده تری را همیشه در دستور کار قرار دهند، به ما نیز یاری عملی و مفید بسیار زیادی کرده اند. من اینرا نه از روی پندگوئی - که خود را هرگز در چنین موقعیتی نمی بینم – بلکه براساس آنچه عملاً در روحیه ی فعالان تأثیر می گذارد، و من شاهد آن هستم، می گویم.

و آخر: چیزی که هرگز نباید فراموش شود. ما در مرحله ی کار مخفی نیستیم اما قرار هم نیست هر کارمان را در هر کجا، نزد هر کس و به هر بهانه علنی کنیم. بالاخره رازداری رمز رازیابی ماست.

ای دل طریق مستی از محتسب بیاموز
مست است و در حق او کسی این گمان ندارد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱٣۹۷ - ٣۰ آوريل ۲۰۱٨

کپی رایت © 2018 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0