صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Facebook  |  Declaration of Formation

پذيرش > دیدگاه‌ها > گفتگوی تلویزیون کانال یک (مهدی ذوالفقاری) با کورش زعیم

گفتگوی تلویزیون کانال یک (مهدی ذوالفقاری) با کورش زعیم

سه شنبه 18 ژوئن 2019

ذوالفقاری: با درودهای فراوان به شما عزیزان بینندگان عزیز کانال یک، و شنوندگان محترم رادیو پوبا. امروز چهارشنبه ۲۲ ماه مه ۲۰۱۹، برابر با اول خردادماه ۱۳۹۸ است. به برنامه گفتمان خوش آمدید. ما در خدمت آقای کورش زعیم هستیم از کشور عزیزمان ایران و شهر تهران. من درخواست میکنم، پیشنهاد میکنم که تمام افرادی که بیننده این برنامه هستند، اگر سئوالی دارند یا اگر مشکلی هست یا انتقادی دارند، هیچ مسئله ای نیست، هر نوع انتقاد حق شما بینندگان و شنوندگان است. شما یا با رادیو پویا تماس بگیرید یا ایمیل شخصی من یا در همین کانالهایی که همه استفاده میکنند؛ اسکایپ یا چیزهای دیگر. حتمن برای من بنویسید و مجموع انتقادتان را یا پیشنهادتان را بفرمایید که من استفاده کنم و حتمن قول میدهم به شما که، (این خصوصیت را دارم که اگر قول بدهم،) حتمن پیشنهاد شما را انجام بدهم. بهرحال این شما هستید که میتوانید در تغییر این برنامه یا بهتر شدن این برنامه کمک بکنید.

آقای زعیم عزیز، بدون هیچ پیش برنامه به اصطلاح، به شما سلام عرض میکنم و متشکرم که باز هم دیروقت هست، یازده ساعت و نیم زمان ما با شما فرق میکند؛ بهر حال متشکرم که در این زمان دیروقت شما در برنامه من شرکت میکنید.

کورش زعیم:درود به شما آقای ذوالفقاری. سپاسگزارم که از من دعوت کرده اید. امیدوارم که برنامه خوبی داشته باشیم برای بینندگان شما و هم شنوندگان شما در رادیو و تلویزیون.

ذوالفقاری: متشکرم. عرض شود که، آقای زعیم، اوضاع منطقه بویژه کشور ما ایران، اوضاع بحرانی میشود و مسئله سایه جنگ هر روز بیشتر میشود. مشکلات مختلفی برای مردمان کشور خودمان اتفاق میافتد و حتی بیشتر هم میشود. اوضاع جنگ فعلی هم با اوضاع جنگ عراق که در اوایل دهه هشتاد اتفاق افتاد، اول انقلاب، با حالا فرق میکند. هم ماهییت این مسئله جنگ فرق میکند و هم اینکه زمانش فرق میکند. میخواستم شما لطف کنید قبل از اینکه من سئوالاتم را عرض بکنم، این اوضاع را از دیدگاه خودتان یا حتی از دیدگاه جبهه ملی سامانه ششم که بهرحال نماینده آن یا دستکم در این برنامه نماینده هستید چطور نگاه میکنید.

کورش زعیم:البته جو درون کشور از دیدگاه مردم بسیار سنگین است. مردم وحشت دارند از اینکه جنگ رخ بدهد، جمهوری اسلامی را سرزنش میکنند. برخی هم آنقدر از جمهوری اسلامی سرخورده شده اند و سرخودگیشان تبدیل به نفرت شده که میخواهند آقای ترامپ حمله کند و مرم را نجات بدهد. این یک حالت سردرگمی و از خود بیخود شدن است در ایران. در منطقه هم که خوب جو سنگین است، و فکر میکنم که جمهوری اسلامی هم خطر جنگ را احساس کرده به این دلیل که پس از اینکه آقای ترامپ گفت که اگر نیروهای جمهوری اسلامی آسیبی به منافع ما بزنند بشدت حمله خواهد کرد، فوری آقای قاسم سلیمانی خیلی از این رزمندگان نیابتی را، نیروهای نبرد برونمرزی را، به ایران آورد که ما اعتراض هم کردیم. ما ترسیدیم که همزمان، در صورت شورش مردمی، مردم را سرکوب کنند. هم این توهم [احتمال شورش مردم] میتواند در آنها وجود داشته باشد و هم اینکه صحنه عراق و سوریه را خالی میکنند تا بهانه امریکا از دستش گرفته شود. در چند هفته اخیر هم هیچ صحبت از حمله پایگاهای نظامی ایران به جایی یا کسی یا دشمنی شنیده نشده، یعنی همه موتورها را خاموش کرده اند. ولی از سوی دیگر، من فیلمی دیدم که مسافری در مسبر بندرعباس صف بسیار بسیار طولانی از موشکهایی که گمان میکنم میانبرد و کوتاهبرد بود با موتورهای برقشان و سکوی پرتابشان بسوی خلیج پارس در حرکت بودند. اینهم نشان میدهد که اینها نمایش قدرت میدهند که همینجور بی حرکت نمی نشینند اگر از سوی امریکا موشک پرانی یا بمباران بشوند. در هر حال جو خیلی سنگین است، باوجود این، که دو هفته پیش از من میپرسیدید میگفتم ۵۰٪ احتمال جنگ وجود دارد، اکنون میگویم حدود ۳۰٪.

آقای ذوالفقاری، من این شرایط را خیلی مشابه شرایط پیش از جنگ عراق می بینم، زمان جرج بوش. اگر یادتان باشد، در سال ۲۰۰۸، اتفاقهایی روی داد که بعد دیدیم اینها به دلایلی بود که میخواستند حمله کنند به عراق. یکی مثلا اینکه بالاترین فرمان نظامی امریکا، ویلیام فالون، استفاء کرد. دلیل استعفایش این بود که با حمله به عراق مخالف بود به این بهانه که عراق سلاحهای کشتار جمعی دارد، بمب اتم دارد. او که آگاهی بیشتری داشت از طریق سی-آی-ای که این درست نیست، استعفا کرد. هم اینکه سیستمهای دفاعی موشکی ایران را تهدید کرده بودندکه نابود خواهند کرد. دوم اینکه آقای دیک چینی که یک جنگ طلب بود مثل مشاور امنیتی کنونی، آقای جان بولتون، برای تقویت صلح بین اسراییل و فلسطین تلاش کردند چون میخواستند پشت جبهه عراق را آرام کنند. سوم، اسراییلی ها به سوریه حمله هوایی کردند. چرا حمله هوایی کردند، چون میخواستند سوریه در آنجا درگیر شود و نتواند [در صورت حمله به ایران] به ایران کمک کند و اینکه سیستمهای دفاعیش را روشن کند که به طرف اسراییل باشد تا اگر اینها خواستند از عراق به ایران هم حمله کنند، نتوانند [موشکها و بمب افکنها را] ردگیری کنند. اسراییلی ها به سوریه حمله کردند و کشتی های جنگی در ساحل لبنان مستقر شدند، که آن موقع روزنامه ها هم تحلیل میکردند که بتوانند از همان جا به ایران شلیک کنند. شیمون پرز هم که در آن زمان رییس جمهور اسراییل بود علیه تاسیسات هسته ای ایران سخنرانی کرد که خطر بزرگی برای آنهاست. همه اینگونه صحبت ها داشت می چرخید بسوی ایران. اسراییل حمله کرد به حزب الله لبنان تا جناح ایران نزدیک خودش را تضعیف کند یا از بین ببرد. همه اینها نشان میداد که بعد از حمله به عراق، گام بعدی آنها ایران بود. بویژه که گرباچوف هم گفته بود که در ایران جنگ رخ خواهد داد، و آقای کسینجر هم، که در صحبتهایم نقل قول کرده بودم که گفته بود جنگ با ایران قطعی است. یعنی از آن موقع اینها برنامه ریخته بودند که به ایران حمله بکنند و این قدرت در برابر اسراییل را، که شعار نابود کردن اسراییل و به دریا ریختن اسراییل را میداد، و تی-پارتی امریکا و تندروان جمهوریخواه و اسراییل اصرار داشتند که ایران حتمن شکسته شود. الان هم همین برنامه هست، البته، آقای جان بولتون که ترامپ او را تقریبا کنار گذاشته، همان نقشی را دارد که در آن زمان دیک چینی بازی میکرد. ولی اکنون جو کمی آرام شده، ولی نه آنقدر که بتوانید شب آرام بخوابید.

ذوالفقاری:سپاسگزارم که مسئله را توضیح دادید. جناب زعیم، شما اشاره کردید که خیلی از مردم علاقمند هستند که ارتش امریکا، نیروهایی که در خلیج فارس هستند، حمله کند به جمهوری اسلامی. آیا فکر نمیکنید که این نتیجه استیصال است که بعضی از مردم چنین فکر میکنند؟ یا لااقل در مقابل ظلمی که جمهوری اسلامی در این چهل سال گذشته انجام داده، هیچ کاری ازشان برنمی آید و هیچ قدرتی ندارند، هیچ سازمانی نیست که بتوانند به آن سازمان پناه ببرند، و هیچ حزب سیاسی و هیچ جریان سیاسی. آیا این نماینده یک استیصال نیست؟ دوم، درباره همین سئوال نقش جبهه ملی، وقتی من از جبهه ملی صحبت میکنم سامانه ششم را میشناسم؛ خیلی ها هستند که نیروهای ملی هستند، طرفدار جبهه ملی هستند، و به خاطر اینست که با شما صحبت میکنم. خودم این را قبول دارم که سامانه ششم نماینده جبهه ملی و نیروهای ملی در داخل ایران است. شما چکار میکنید برای برنامه خودتان که الزاما میدانم که با حمله امریکا هیچ تطابقی ندارد؟

کورش زعیم: دقیقا درست است. ما شرمنده ایم که شرایط مردم ایران زیر حکومت جمهوری اسلامی آنچنان ذلت بار و خفت بار و غیرقابل تحمل شده است که مردم نفرتشان را تبدیل کرده اند به دعوت از بیگانه. این باعث شرمساری ما ایرانیان است و نمیخواهیم هرگز کشورمان اینگونه زبان شود. ولی جمهوری اسلامی چنان بلایی بر سر این مردم در این چهل سال آورده که دیگر خسته شده اند. دیگر صحبت اصلاح طلبی و این برنامه هایی که سی و چند سال ادامه داشته و بی نتیجه بوده و خیلی اصلاح طلبان هم آلوده شده اند به فساد جمهوری اسلامی، مردم دیگر ناامید شده اند. بنابراین ما در جبهه ملی، پاسخ آنچه پرسیدید، بر آن شدیم که برنامه ای تدوین کنیم و عرضه کنیم بدون جنگ، بدون شورش، بدون خونریزی و بدون اینکه کسی آسیب ببییند جمهوری اسلامی را وادار کنیم محترمانه کنار برود و بگذارد گروهی از سازمانهای سیاسی ملی، و دست کم میهن پرست کشور را بطور موقت اداره کنند و [مجلس موسسان] قانون اساسی را انتخابتش را اداره کنند زیر نظر سازمان ملل. مجلس موسسان که تشکیل شد، یک قانون اساسی مدرن امروزی بر پایه حقوق بشر و نکته هایی که ما باید مانند بیشتر کشورهای دموکراتیک پیشرفته دنبال کنیم. ما لیستی را هم در حال تهیه هستیم که این طرح را در جزئیات تعریف خواهد کرد.

ما امیدواریم، هرچند به خرد جمهوری اسلامی باور نداریم، ولی امیدواریم که ترسشان از آینده تبدیل به خرد در تصمیمگیری داخلی شود. چون اگر این شرایط ادامه پیدا کند، ما یا ازجنگ چنان آسیب خواهیم دید که تا چهل سال دیگر نتوانیم کمر راست بکنیم، یا از شورش داخلی، یا از کسانی که قصد کودتا داشتند [وشاید هنوز دارند] که آنها هم آدمهایی منفی بودند. بهر حال ما هنوز میترسیم از اینکه آقای ترامپ را این جمهوری اسلامی بجایی برساند که مجبور شود حرفش را به کرسی بنشاند، حتی با یک حمله محدود که آنهم بسیار بسیار آسیب زا خواهد بود. .. دیگر باید ببینیم. این هفته های آینده بسیار بسیار ترسناک خواهد بود و امیدواریم که خردورزی یا دستکم با مذاکره که آقای ترامپ گفته. اینها که گفته اند مذاکره نمی کنیم، من در یک بحث اینترتی که با کسانی از درون نظام داشتم، گفتم فقط آدمهای ترسو و بی-منطق هستند که از مذاکره هراس دارند. کسی که حق را برای خودش میداند و منطق دارد، باید برود مذاکره کند و منطقش را بکار ببرد، شاید برنده شود. دستکم اگر برنده هم نشود، بی-خردی و بی- منطقی طرف آشکار میشود. مذاکرده همیشه نشان داشتن حق و منطق است و باید این کار را برای جلوگیری از جنگ بکنند، چون فشار روی ترامپ هم توسط آنها که میخواهند کشور را تجزیه کنند، ایران خرد بکنند و ضعیف بکنند زیاد است. ما این دو راه را، یکی مذاکره و یکی تمکین به تغییر بنیادین روش اداره کشور باور داریم.

ذوالفقاری: جناب زعیم، اجازه بدهید خیلی بی پرده از شما سئوال کنم. نکته ای که شما فرمودید که جمهوری اسلامی کنار برود، حالا با فشار یا مذاکره، آیا این ذهنیگری نیست؟ با شناختی که شما لااقل دارید، فشار روی شما به مراتب بیشتر است، شما زندان رفته اید، شما فعالیت میکنید، یا نیروهای فعال دموکرات یا دموکراسی خواه در داخل ایران. آیا اینکه جمهوری اسلامی کنار برود و مردم خواهان وجود آنها نیستند، آیا این ذهنیگری نیست؟
کورش زعیم:چرا، میشود این را ذهنیگری فرض کرد؛ ولی ببینید پانزده کشور در عرض این سی چهل سال گذشته از همین راه از یک دیکتاتوری خشن تبدیل به یک دموکراسی و پیشرفت شده اند. ما فکر نمی کنیم که بیایند به این پیشنهاد ما تمکین کنند، ولی باید آنرا با گزینه های دیگری که وجود دارد مقایسه کنند. یکی گزینه جنگ است با امریکا که کشور ویران میشود؛ البته آقایان که سران حکومت هستند ترسی ندارند، چون آنها آنقدر دزدیده اند، جیبهایشان پر از پول ملت است و بچه هایشان هم خارج کشور هستند، و گذرنامه هم در جیبشان است، فوری فرار میکنند از کشور: آنها که هارت و پورت میکنند برای رویارویی با امریکا. گزینه دیگر اینست که مردم بجایی رسیده اند که یک شورش گسترده غیرقابل کنترل کنند و مرگ و میر رخ بدهد. آقای ترامپ [با این دست آن دست کردن] این شورش را عقب انداخته. برخی که خیلی خشمگین هستند میگویند که ترامپ بیاید ما را نجات دهد! شورش مردمی کشور را برای مدت زیادی فلج میکند و بعد ممکن است دوباره یک مشت لات و لوت دیگر بیایند کشور را بدست بگیرند. یکی هم کودتاست که البته شایع است که خنثی کرده اند. ما فرض میکنیم که این جابجایی های اخیر در سپاه برای این بوده، که مطمئن نیستیم برای این بوده. ولی صحبت کودتا در درون سپاه هم بوده است. بهر حال به جایی میرسد که نظام، نظامی که اینقدر منفور است در میان مردم، بجایی میرسد که باید تصمیم بگیرد که آیا ریسک بکند و مردم را سرکوب کند، بویژه با نیروهای خارجیش، و مردم را متنفرتر و خشمگین تر بکند، یا تن بدهد به جنگ که وقتی خرابی ها انجام شد، به بهانه جنگ کشور را با پنجه بسته تر اداره کند و خفقان بیشتر حاکم نماید بلکه چند سال دیگر دوام بیاورد. یا این گزینه [پیشنهادی ما] که اگر امنیتشان حفظ شود و بدانند که مردم انتقامجویی نخواهند کرد، کینه هایشان را فراموش خواهند کرد و لااقل دولت جدید میتواند امنیتشان را حفظ کند، و اینکه آنان که پاکدست هستند بتواند با رای مردم یا شایستگی هر شغلی را که خواستند دنبال کنند.
این چیزیست که ما میگوییم. شما میدانید که ما گفته ایم، ما که زور نداریم پولهای مردم را ازشان پس بگیریم. اگر بخواهیم بگیریم یک نیروی نظامی قدرتمند لازم داریم که نداریم. بنابراین میگوییم پولها را خرج کنید در ایران و ما امنیتتان را حفظ میکنیم. حتی سرمایه های مردم را که دزدیده اید اگر در ایران خرج کنید و مالیات آنرا بدهید، مردم می بخشندتان. چون اینگونه کشور دوباره رونق پیدا میکند، کارخانه ها راه میافتند، کشاورزی راه میافتد و همچنین خدمات، و مردم از بیکاری رها میشوند، از فقر رها میشوند. این خودش یک انقلاب اجتماعی است. ما زیاد ناامید نیستیم، ولی خیلی هم خیال پردازی نمیکنیم. ما فقط یک گزینه را میگذاریم روی میز، دیگر آنها میتوانند بپذیرند یا نه.

ذوالفقاری:بله، نکته ای که من فراموش کرده ام، در مورد تعریفی که از سئوال قبلیم است. این نکته را هم باید بدانیم که انعکاسش روی نیروها و کارهای شما به مراتب بیشتر است. این حکومت یک حاکمیت ایدئولوژیک هست. این با پیش فرض شما که اینها خودشان ول کنند بروند وقتی می بینند که مردم نمیخواهند اینها را، اساسا همچنین همخوانی ندارد. عملا هم نشان داده اند در این چهل سال گذشته که از هر نوع سرکوبی، از هر نوع جنگی، اینها استقبال میکنند. خودشان هم بارها گفته اند، اگر یادتان باشد، خود آیت الله خمینی میگفت جنگ رحمت است. درست هم بوده، جنگ ایران و عراق رحمت بود برای جمهوری اسلامی. علیرغم آن که در خاتمه کاسه زهر را سرکشید. اینها خواهان جنگ هستند، اینها یک حکومت ایدئولوژیک هستند. تا زمانی که آخرین نفر از ایرانیانی که مخالف هستند سرشان را زیر آب نکنند اینها ولکن نیستند. فرق میکند، شما مثال زدید از چندتا کشورهای مختلفی که این چنین شده، ولی اساسا و ماهیتی فرق میکرده آن کشورها با کشور ما و جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی یک قدم آنورتر است. یک کشور ایدئولوژیک دینی هست که در کشور ما صدها سال و هزاران سال ریشه دارد، و از این ذهنیت دینی ما اینها استفاده کرده اند. چگونه میشود اینها ول کنند بروند. بگویند مردم ما را دیگر نمی خواهند، خدا حافظ شما. این بسته به شخصیت است که محمدرضا شاه پهلوی داشت که وقتی فهمید مردم اینها را نمیخواهند و کشورهای خارجی نمیخواهند با اینها کار کنند، ول کرد و رفت.

کورش زعیم: ببینید آقای ذوالفقاری عزیز، سخنان شما درست است، منتهی ما درزهای زیادی می بینیم که در بدنه حاکمیت رخ داده، ما ترک های زیادی می بینیم. یک نکته که در آغاز انقلاب که اینها می توانستند آن کارها و آن جنایتها را بکنند، اکثریت مردم در رفاه بودند، اکثریت مردم شغل داشتند،اکثریت مردم به آینده امیدوار بودند و نمی خواستند داشته هایشان را از دست بدهند. اکنون شما به جمعیتی نگاه می کنید که ۹۷٪ آنها افسرده هستند، خشمگین هستند و از رژیم متنفرند؛ و این آمار یک دانشگاه داخلی بوده. هشتاد درصدشان فقیر هستند و آن سردمدارانشان که شناخته شده اند همه شان دزد و ابرثروتمند هستند. یعنی صدها میلیارد دلار بین خودشان دزدیده اند؛ البته پادوهایشان را به دادگاه میکشند تا رد پا پاک شود.

همچنین شرایط بین المللی فرق کرده. آن کشورهایی که کمک کردند این نظام مذهبی بوجود بیاید، برای ایجاد یک هلال شیعی، آن هلال سبز، به دور شوروی، آن شرایط دیگر وجود ندارد و دیگر علاقه ندارند از یک نظام مذهبی پشتیبانی کنند. دوم اینکه ایران باید یا یک محور ثبات باشد بین غرب و چین و روسیه، یا باید تکه تکه و تقسیم شود بین همسایگان. یکی از این دوتا خواهد بود. اگر ما وارد جنگ بشویم، صد در صد کشور از هم خواهد پاشید. ما دیگر آن کشوری که هستیم نخواهیم بود. وقتی ترامپ میگوید ایران دیگر آن کشور کنونی نخواهد بود، درست میگوید. اگر آنها حمله کنند به ما و از مرز ما بگذرند، دیگر عربستان هم جرات میکند به خوزستان حمله کند، امارات هم جرات میکند به جزیره های ما حمله کند. از آن سو طالبان و القاعده جرات میکند به بلوچستان ما حمله کند، حتی ممکن است باکو با کمک ترکیه و اسراییل به ما حمله کند. وقتی یک هرج و مرج در یک شهر هم رخ دهد، مانند سیل و زمین لرزه و غیره، مردم میریزند مغازه ها را خالی میکنند. کشور ما، سرزمین ما، همین خواهد شد. این آقایان باید اینرا بفهمند. البته برخی از آنها این را فهمیده اند.

بنابراین رفتن و نرفتنشان دست خودشان نیست. اگر مردم مستاصل شوند و به خیابانها بروند، این فقیرها، این کارتن خوابها، این گورخوابها، این حاشین نشین ها، کسانی که پولشان را، سپرده هایشان را این آقایان دزدیده اند، این آقایانی که، چه روحانی و چه غیر روحانی، ابرثروتمند شده اند و بچه هایشان در امریکا و دیگر کشورهای غربی هستند و ماشینهای میلیاردی سوار میشوند و به ریش مردم میخندند. مردم اینها را می بینند. اگر مردم خشمگین شوند و شورش کنند، چیزی از اینها باقی نمی ماند. من بارها گفته ام و این حس را دارم که مردم دارند خشن تر و خشن تر میشوند نسبت به رژیم. این برای رژیم خطرناک است، برای اشخاصشان خطرناک است. ما داریم میگویم کنار بروید، ما با مکانیزمی امنیت شما را تضمین میکنیم. اینکه میگویم نه تنها توسط جبهه ملی، توسط گروهی که سازمانهای دیگر هم درونش هستند. سازمانهایی که ملی هستند یا آنها که حتی اگر بد بوده اند توبه کرده اند. آنها هم آینده را تاریک می بینند و به ما ملحق شده اند. ما میگوییم ما هیچ چیز را از شما نمیگیریم بشرط اینکه جان مردم را نگیرید، خشونت بخرج ندهید، به زندگی ادامه بدهید و به مردم هم اجاز بدهید برگردند به زندگیشان.

ذوالفقاری:آقای زعیم، شما در مصاحبه ای که هفته قبل خواندم، نوشته بودید که ایران اگر قوانین برجام را رعایت میکرد،این اتفاق نمی افتاد. آقای صالحی که مسئول سازمان اتمی ایران هستند با یک شبکه ایرانی صحبت مبکرد، گفت ما به نوعی کلک زدیم به پنج بعلاوه یک. ایشان صحبت کردند که ما لوله های اتمی مان را از بین نبردیم و با آن میتوانیم لوله های اورانیوم را مبدل کنیم به پلوتونیوم و با آن کارهای خودمان را انجام دهیم. این صحبت را بطور روشن کرده . در واقع این نیست که جمهوری اسلامی قرارداد را انجام داده، منجمله اینکه موشکهایی که جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران درست کرده میتواند کلاهک های هسته ای را حمل بکند برای کشورهای نزدیک و دورتر به برد دو هزار کیلومتر. اینها مسائلیست که جمهوری اسلامی خودشان اعلام کرده اند. در واقع نقض قرارداد شده، قراردادی که به نام برجام است. آنوقت شما چگونه تصور میکنید که جمهوری اسلامی میتوانسته یا میخواسته به این قرارداد پابند باشد؟

کورش زعیم: جمهوری اسلامی زیر فشار قرار گرفته بود و اگر به قرارداد تن نمیداد ممکن بود آنچه امروز با ترامپ اتفاق میافتد آن موقع اتفاق میافتاد. ترس اینکه ایران هسته ای شود، همسایه ها را میترساند، همسایه ها هم فشار میاورند به ابرقدرتها و آنها هم وارد گود میشوند. ولی جمهوری اسلامی و سرانشان دروغ زیاد میگویند و اینکه آقای صالحی اینرا گفته نمیدانم راست گفته یا دروغ است. من تا نبینم و لمس نکنم حرفهایشان را باور نمیکنم. وقتی سران جمهوری اسلامی حرف میزنند من فرض میکنم که دروغ است مگر عکسش ثابت شود. همه سیاستمداران دنیا دروغ میگویند، ولی اینجا تخصص خاصی دارند. اینرا من نمیتوانم بگویم، ولی من اصلا باور دارم که بمب هسته ای به خود ما بیشتر آسیب میزند.

چرنوبیل یک نشت کرد و فاصله اش با ما صدها کیلومتر است. آلودگی رادیو اکتیوش به کشتزارهای ایران هم رسید. همه خاک را در مسیر خودش آلوده کرد. حالا فرض کنید که ما به همسایه مان بمب اتم بزنیم، برای چه؟ آب و باران آنرا برمیگرداند به خودمان. اصلا داشتنش احمقانه ترین تصمیم سیاسیست که یک کشور در این منطقه میتواند بگیرد. اورانیوم تضعیف شده را دفن کرده اند در کویر لوت، برخی کشورها در ته دریا. یک زمین لرزه مانند بم رخ بدهد و اینها بیایند رو، نصف کشور را میتواند آلوده کند. تانکهایی که امریکایی ها در عراق بکار بردند و با اورانیوم تضعیف شده که گلوله ها را پوشش داده بودند و تانکها را هم آلوده کرده بود، پس از اینکه جنگ تمام شد، و این تانکها و زره پوشهای آلوده را رها کرده بودند، بچه ها در آنها بازی میکردند. صدها بچه آلوده شدند، بیمار سرطانی شدند، خیلی زنها که آلوده شده بودند بچه هایشان ناقص الخلقه بدنیا آمدند. بچه ها که بزرگ شده اند هنوز از انواع بیماریها رنج میبرند. حتی اورانیوم تضعیف شده، یعنی مصرف شده، که به هیچ دردی نمیخورد بجز پوشش گلوله ها برای نفوذ بیشتر. اصلا بازی با اورانیوم و بمب اتمی بین دو ابرقدرت بود که پس از جنگ هردو پشیمان شدند و آنها را کاهش دادند، ولی همه آنها را نمیخواهند رها کنند. این کار بسیار احمقانه است، حتی اگر ما بتوانیم کار احمقانه ایست. آن راکتوری که امریکا به ما داد که در سازمان انرژی اتمی امیرآباد نصب شد، برای پژوهش های دانشگاه تهران، پیشتر در بیروت بود. امریکائیها تصمیم گرفتند که چون ایران ثبات دارد، از مرکز اتمی بیروت انتقالش دادند به تهران. قرار بود این فقط محدود شود به پژوهش های دانشگاهی. ولی در زمان شاه هم به فکر افتادند که اتمی بشوند. بهرحال ما نمی دانیم این دروغهای جمهوری اسلامی تا چه حد راست است. آیا تقلب کرده اند یا نکرده اند؟ آیا کارهایی را دارند پنهانی انجام میدهند؟ ما اینها را نمیدانیم و بعدا روشن خواهد شد. ما امیدواریم که راست نباشد.

ذوالفقاری:بله، سپاسگزارم. عرض شود که، در مصاحبه شما که بطور نوشتاری من خواندم، گفته اید که (نقل قول میکنم) “اگر آقایان عقل کل در جمهوری اسلامی دهانشان را ببندند، کمک به عدم رخداد جنگ میشود”.خوب اینها مصرف داخلی دارد. از این حرفها بزرگتر هم میزنند. بعضی گفته اند که “ما این ناو هواپیمابر را به غنیمت میگیریم و جزو کالای غنیمت خودمان میدانیم. میخواهند در کاخ سفید نماز جمعه بگذارند، یا میخواهند تمام امریکا را دینشان را عوض کنند و شیعه دوازده امامی کنند. این حرفها هست، این رجزخوانی های مفت را خیلی ها میکنند، بویژه سرداران سپاه که فکر میکنند چون اسلحه دستشان است میتوانند این اظهارات را بکنند، و مصرف داخلی دارد، چگونه است، شما چگونه به این مسئله اشاره کردید که …

کورش زعیم:بهرحال در در نوشته هایم گفته ام که آنها که رجزخوانی های اجتماعی است، گروه خاصی اینها را میکنند؛ مثلا پیش از اینکه آقای احمدی نژاد سر کار بیاید، پشتیبانانشان می گفتند که امام زمان قرار است در ایران ظهور بکند، و… حالا… پس از دو سال امریکا مسلمان میشود و ما آنجا فلان میکنیم .. از این حرفها میزنند، ولی این فرق میکند وقتی سران نظامی و فرماندهان نظامی حرفی بزنند که بشود باور و به آن تکیه کرد. وقتی شما رجزخوانی میکنید، دشمنان ما که پیرامون ما هم هستند از آن استفاده میکنند. شما میایید میگویید مثلا که فلان موشک را برای فلان کار ساخته ایم، یا اورانیوم را علیرغم ممنوعیت آن غنی کرده ایم. دشمنان ما در این منطقه کم نیستند. متاسفانه دوستان قدیم ما همه تبدیل به دشمن شده اند. آنها آنگاه میگویند، ببینید اینها خودشان اقرار میکنند. وقتی روی موشک مینویسند برای نابودی اسراییل یا مرگ بر فلان، میگویند ببینید اینها موشکها را میسازند تا بیایند ما را نابود بکنند. خوب، اینها یا از روی نادانیست یا از روی عمد. اگر از روی عمد است، سازمانهای اطلاعاتی باید دست بکار شوند. اگر از روی نادانیست باید نصیحت بشوند. این را من گفتم.

وقتی من در زندان بودم نامه ای نوشتم سرگشاده به وزیر اطلاعات که برخی چیزهایی را که من در تلویزیون زندان از آقایان (که نمیخواهم نام ببرم) میشنوم، در سیستم شما وزارت اطلاعات، هم در بیت رهبری، هم در وزارت کشور و هم در سپاه پر از جاسوس است. فقط یک جاسوس میتواند این صحبت ها را بکند که به زیان کشور هست و دشمن سازی میکند. من شاخ درآوردم که دو سه ماه بعد از آن در همان زندان از تلویزیون شنیدم که سی تن جاسوس را دستگیر کرده اند؛ در سپاه و اطلاعات و دیگر نهادها. اکنون هم این امکانش هست.

ذوالفقاری:جناب زعیم، متاسفانه وقت زیادی نداریم. یک صحبت، یک شعاری هست در خارج کشور که خیلی درباره اش صحبت میشود. اتفاقا در مصاحبه ای که قبل از این برنامه در خدمت شما بودم، این هم صحبت شد؛ و آن اینکه “نه به جمهوری اسلامی، نه به جنگ، برای یک ایران دموکراتیک”. آیا جبهه ملی سامانه ششم، این را صحبت کرده، باز کرده، و قبول دارد اساسا یا خیر؟

کورش زعیم: این آرزوی ماست، مگر چیز دیگری هم میشود خواست؟ یک کشور دموکرات حقوق بشری و مردمی خواست ماست، و با برنامه هایی برای توسعه پایدار. ما بزودی برنامه ای را اعلام خواهیم کرد که هر کس بیاید کشور را اداره کند، این برنامه الگوی او باشد. حالا هرکس، ما کاری به شخص آن نداریم. جمهوری اسلامی هم اگر این کار را بکند، یا آنگونه که ما امیدواریم یک دولت دموکرات با یک قانون اساسی کاملا متفاوت، کشور را اداره کند. این یک الگو خواهد بود، یعنی نقشه راه خواهد بود. امیدوارم آنرا این چند روزه منتشر بکنیم. و ما فشار میاوریم، ما زوری ندارم، زور ما فقط قلم و زبان ماست. ما آنقدر میگوییم که شاید مغزی آماده باشد و پر از چیزهای دیگر نباشد، تا نفوذ بکنیم. کشور در شرایط بسیار بسیار خطرناکی است. یعنی اگر جنگ بشود دیگر امریکا لازم نیست بیاید، سرباز بیاورد یا بمباران کند. همین کشورهای همسایه میریزند ما را میخورند چون از ما نفرت دارند. چهل سال است که از ما نفرت پیدا کرده اند.

همان کسانی، سران آن کشورها، که چهل سال پیش میامدند ایران برای گرفتن کمک، امروز ایران را تکه تکه خواهند کرد؛ کار امریکا را هم آسان خواهند کرد. بنابراین، آقایان باید دهانشان را ببندند، حرفی را که نباید بزنند نزنند، تحریک نکنند، و باید گوشهایشان باز کنند که ما چه میگوییم. اگر به زیانشان بود، قبول نکنند. اگر به نفعشان بود در شرایطی که پیش بینی میشود در آینده نزدیک رخ بدهد، بپذیرند و سماجت نکنند. من برای مشابه این مانیفست در ۱۳۸۸، زندان رفتم که “میخواهی براندازی کنی!” گفتم خوب قلمم را زندانی کنید، چرا خودم را!

ذوالفقاری: جناب زعیم، همانطور که خدمتتان عرض کردم، چون وقت ما هم تمام شده، یک سئوال دارم از شما، و آنهم در رابطه با برنامه ایست که شما صحبت کردید که بزودی منتشر خواهید کرد. آیا جبهه ملی سامانه ششم میتواند؟ اگر میتواند چرا نه؟ چرا خودش را یک آلترناتیو، حالا، یک آلترناتیو حکومتی با برنامه مشخص؛ من مطمئنم که برنامه برنامه ایست که بر پایه منافع ملی و دموکراسی و، در واقع، در همین چارچوب ایران فعلی میخواهد باشد. خواهی نخواهی این برنامه دمکراتیک منافع ملی و رشد و توسعه صنعتی و اقتصادی در ایران هم در نظر میگیرد. چطور نمیتواند جبهه ملی سامانه ششم یک آلترناتیو سیاسی برای جامعه ما باشد؟

کورش زعیم:آقای ذوالفقاری، این بحث زیاد شده است. دیگران هم دارند آلترناتیو اعلام میکنند یا خودشان را اعلام میکنند. ما نمیخواهیم خودمان را بطور انحصاری عرضه کنیم. ما میخواهیم بگوییم که ما میدان را باز میکنیم، بیایید کمک کنید کسانی که شایستگی دارند با رای مردم انتخاب بشوند.

ذوالفقاری:آقای زعیم، ببخشید حرفتان را قطع میکنم. من منظورم این نبود که بگویید هیچکس نباشد، فقط جبهه ملی سامانه ششم باشد، نه. جبهه ملی باید سامانه مجموعه نیروهایی در داخل و حتی خارج کشور باشد که بتواند بر منافع ملی پافشاری بکند. منافع ملی را که خود شما هم تعریف دارید که در واقع بر پایه دموکراسی و رشد و عدالت اجتماعی در ایران است. درسته؟

کورش زعیم:من نمیتوانم جزئیات را شرح بدهم، ولی خیلی ها اقبال کرده اند. من اگر زیاد حرف بزنم، فردا میایند ما را دست بسته میبرند. اقبال کرده اند به این ایده، که مسالمت آمیز باشد، که ما علیه هیچ کس و هیچ سازمانی یا نهادی اقدام نکنیم، مسالمت آمیز همه بیایند کمک کنند، فقط پاکدست باشند. همه با هم این تغییر را ترویج بکنیم و فشار بیاوریم تا انجام بشود. ما گفته ایم حتی کسانی که در رژیم بوده اند به شرط پاکدستیشان میتوانند در حکومت آینده صاحب شغل بشوند با حتی انتخاب بشوند. الان زود است خدمتتان بگویم. دو سه هفته به ما وقت بدهید ما حرفهایی برای گفتن خواهیم داشت.

ذوالفقاری:حتمن، پس اجازه بدهید من از همین حالا از شما وقت بگیرم که دو سه هفته آینده یا ماه آینده با شما یک مصاحبه دیگر داشته باشم. و شما این برنامه را در برنامه آینده توضیح بدهید؛ اگر اشکالی ندارد.

کورش زعیم:نخیر، ما خوشحال میشویم. شما هر وقت خواستید ما در خدمت هستیم.
ذوالفقاری: متشکرم، آقای کورش زعیم از تهران، سپاسگزاریم از شما که این بحث را در خدمتتان بودم و توضیح دادید. موفق و پیروز باشید. مطمئنم پیروز خواهید شد در مسائل جامعه و پافشاری روی دموکراسی و عدالت اجتماعی، که کل آن به منافع ملی اشاره میشود، باشید. سپاسگزارم از شما.

کورش زعیم:سپاسگزارم از شما که من را دعوت کردید، و از بینندگان و شنوندگان شما که صحبتهای ما را تحمل کردند.

کپی رایت © 2019 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0